به نام خدا

 

امام رضا(ع) و پدر

 

کاری از خانم آزادیان

 

استاد وحید متشکر آرانی

 

امام رضا علیه السلام در دوران پدر بزرگوار

بیشتر مورخان به دوران تولد یا امامت امام رضا (علیه السلام) توجه نموده و کمتر مورخی به دوران قبل از امامت یعنی دوران معاصرت با پدر بزرگوارش امام کاظم (علیه السلام) پرداخته است. لذا بر آن شدیم تا زندگانی ایشان را در این مقطع تاریخی مورد بررسی قرار دهیم؛ زیرا در این مقطع تاریخی یعنی سال 148 تا 183 هجری قمری، روزگاری که امام رضا (علیه السلام) در کنار پدر گرامی خود زندگی می کرد، پدیده هایی چند، رخ نمود که تأثیری قابل توجه بر فعالیتها و موضع گیریهای امام رضا (علیه السلام) در دوران امامتش داشت. در این مجال به منظور روشن شدن فضای حاکم بر آن دوره، به مهمترین این پدیده ها اشاره می کنیم.

1 . انحراف فکری و دینی

این دوره شاهد جریانهایی منحرف مانند: «مشبِّهه»، «مجسِّمه»، «مجبِّره»، «مفوِّضه» و جریانهای «قیاس»، «استحسان» و «رأی» بود. برخی از فقیهان نیز به خیل طرفدارانِ حاکمان پیوسته، از آنان حمایت می کردند. وجود چنین جریانهایی و محیط فضای آکنده از اختلافهای فقهی و تنشهای کشنده سیاسی، این مقطع زمانی را به طور جدی مخاطره آمیز کرده بود.

 

2. فساد اخلاقی و مالی

امام رضا (علیه السلام) در دوران حیات پدر ارجمند خود با حاکمانی معاصر بود که اموال مسلمانان را ملک خود دانسته، هرچه و هرگونه که می خواستند در آن تصرف کرده و براساس تمایلات خود همسران خویش، دارایی بیت المالِ مسلمانان را هزینه می کردند. (نک: مروج الذهب، مسعودی، ج 3، ص 308)

«منصور»، خلیفه عباسی، به هنگام مرگ، ششصد میلیون درهم و چهارده میلیون دینار از خود بر جای گذاشت. (نک: همان)

زمانی که «مروان بن ابی حفص» بر مهدی عباسی وارد شد و شعری خواند که در آن، خاندان عباسی را مدح و اهل بیت (علیهم السلام) را نکوهش کرد، از صله هفتاد هزار درهمی مهدی برخوردار شد. (نک: تاریخ طبری، این جریر طبری، محمد، ج 8، ص 182)

و آنگاه که «عبدالله بن مالک» کنیزکی آوازه خوان پیشکش مهدی کرد، مهدی به پاس این خدمت چهل هزار درهم برای او فرستاد. (نک: همان، ص 185)

3. فساد سیاسی

حکّام عباسی طوری با مسأله «خلافت» رفتار می کردند که گویا آن را از طریق «عباس» عموی پیامبر به ارث برده اند. این حکّام بدون در نظر گرفتن آرای مسلمانان، این منصب الهی را به یکدیگر وا می گذاردند و از سپردن آن به صاحبان حقیقیِ خلافت که به فرمان خداوند و تعیین رسول خدا (صل الله علیه و آله و سلم) برگزیده شده بودند، سر باز می زدند. آنان دین را به عنوان پوششی برای فریب مردم به کار گرفتند و با همین ابزار، میان مردم چنان ترویج کرده بودند که آنها برگزیده خداوند در امر حکومت بر مردم هستند، از این رو تلاش می کردند تا به مردم بفهمانند که مجاز نیستند این خاندان را مورد انتقاد و حسابرسی قرار دهند.

 

4 . قیام های مسلحانه

از دیگر رخدادهای برجسته و چشم گیری که در روزگار امام رضا (علیه السلام) در کنار پدر گرامی اش بروز کرد، قیامهای مسلحانه علیه عباسیان بود. قیام مسلحانه «شهید فخ» از جمله این قیامها بود. این قیام که به رهبری «حسین بن علی بن الحسن بن الامام حسن (علیه السلام)»، بر ضد والی مدینه صورت گرفت؛ هر چند این قیام سرکوب شد اما دیگر انقلابیون را از ادامه راه باز نداشت و همچنان قیامهای مسلحانه علیه حکومت عباسیان تدارک می شد.

با اندکی تأمل در تاریخ و مرورِ آن، روشن می شود که این قیامها عکس العمل طبیعی نسبت به سیاستهای ستمکارانه و جابرانه عباسی بود.

اعلان امامت حضرت رضا (علیه السلام) در فرصت مناسب

در شرایطی که بر دوران زندگی امام کاظم (علیه السلام) حاکم بود، آن حضرت می بایست در تصمیم گیری و موضع گیری سیاسی، به ویژه اموری که به امام و جانشین پس از امام کاظم (علیه السلام) مرتبط بود، تقیه کند. به همین دلیل آن حضرت، از آشکار کردن امر امامت فرزندش، رضا (علیه السلام) پرهیز می کرد، مگر در میان دوستان بسیار نزدیک و صمیمی که گاه گاهی به امامت امام رضا (علیه السلام) اشاره و جانشینی آن حضرت را گوشزد می کرد.

از «یزید بن سلیط زیدی» نقل شده است که گفت: گروهی بودیم که در راه مکه با امام صادق (علیه السلام) برخورد کردیم. به او گفتم: پدر و مادرم فدایت باد، کسی را از مرگ گریزی نیست. راجع به امامت پس از خود چیزی به من بنمایانید تا به کسان و خاندان خود برسانم.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: اینان فرزندان من هستند و به فرزندش موسی الکاظم (علیه السلام) اشاره کرد و فرمود: او سرور و مهتر آنان است.

بعدها با ابوالحسن موسی الکاظم (علیه السلام) دیدار کردم و به او گفتم: پدر و مادرم فدایت باد. دوست دارم آن گونه که پدرت درباره جانشین خود خبر داد تو نیز چنان کنی.

آن حضرت فرمود: پدرم در روزگاری نه چون روزگار ما می زیست ... من در حالی از خانه بیرون شدم که به صورت ظاهر، تمام فرزندانم را در امر جانشینی، شریک فرزندم علی کردم، اما در نهان او (علی) را به تنهایی به وصایت خویش برگزیدم. ای یزید، آنچه به تو گفتم، امانتی است نزد تو که مُجازی تنها به کسانی بگویی که عاقل باشند و در عرصه ایمان به نیکی از بوته آزمون الهی بر آمده و راست گفتار باشند ... بدان که او پس از گذشت چهار سال از مرگ هارون، مُجاز به بیان این امر (خلافت و امامت) است و چون چهار سال از مرگ هارون گذشت، هرچه خواهی از او (علی) بپرس که – إِن شاء الله – پاسخ خواهد داد. (نک: همان، ص 24 – 26)

امام رضا (علیه السلام) طبق وصیت پدر بزگوارشان امام کاظم علیه السلام امامت خودشان را مدت چهار سال از اغیار پنهان نگاه داشتند زیرا که شرایط مناسب نبود و امام، اعلان رویارویی با حاکمیت را مصلحت نمی دید, تا آن که برمکیان که از دشمنان اهل البیت علیهم السلام بودند از عرصه سیاسی آن روز حذف شدند و با خالی شدن دستگاه حاکمیت از آنان، سعایت ضد امام رضا (علیه السلام) نیز کمرنگ شد و شرایط برای آن حضرت فراهم گردید تا وصیت پدر بزرگوار خود را عملی کرده و امامت خویش را آشکار کند.

هارون نیز که امام را دور از عرصه سیاست می دید، نسبت به او واکنشی نشان نمی داد.

رفتن هارون به ری (در سال 189 ق) و از آن جا به خراسان (در سال 192 ق) و در نهایت مرگ او در سال 193 ق از دیگر عوامل فراهم شدن آزادی نسبی برای امام رضا (علیه السلام) بود.

 

 

آیین های رایج خراسان در عصر امام رضا علیه السلام

مردم خراسان پیش از ورود امام رضا علیه السلام علیه السلام به این سرزمین با چندین جریان دینی مهم زیر آشنا بودند:

1- آیین های ایرانی چون آیین زروان ، مهرپرستی ، زردشت و آیین مانی که پیروان آنها از دیرباز در این سرزمین حضور داشتند فضل بن سهل وزیر مامون پیش از انتخاب اسلام زردشتی بود و در سال 1390 به دست مامون مسلمان شد .[2]نقل شده است در خانه فضل حسن بن عمرو رستمی که از بزرگان و سرهنگان مامون بود از موبد موبدان در باره نوروز و مهرگان پرسش کرد او سبب جشن گرفتن در این دو زمان را توضیح داد .[3]  به جز آیین زردتشت آثار آیین زروان مهر پرستی و میترائیسم و آیین مانی را در بخش هایی از خراسان به ویژه در خاک کنونی ترکمنستان ، منطقه میهنه می توان یافت مانویان در این دوره ثنوی یا زندیق نام گرفتند آنها در چین و ترکستان و نیز در خراسان فعال بودند آثار مانویان به زبان عربی ترجمه می شد و ایرانیان د راین امر پیشگام بودند از جمله این مقفع تعدادی از آثار مانوی را به عربی برگرداند مسعودی داستانی از زمان مامون نقل می کند و در آن نشان می دهد که چه روشهایی را در آن زمان علیه مانویان بکار می برند.[4] از جمله روشها این بود که نیروهای دولتی پیرامون مانی را وادار می کردند تا به تصاویر او آب دهن بیندازند وقتی مقاومت آنها را می دیدند آنها را به قتل می رساندند به دلیل نیرنگ عباسیان ، تفکر مردمی و جنبش زنادقه در ناحیه خراسان از قوت برخوردار شد.

2- این رایج در شبه قاره هند از جمله هندوئیسم برهمنیسم و بودیسم بودند که از راه بخارا و بلخ به این سرزمین راه یافته بود کتاب در آمد تاریخی بر تعامل میان بودیسم و فرهنگ اسلامی پیش از دوره امپراطوری مغول [5] نوشته الکسنادر برزین در سال 1996 به چاپ رسیده است و منبع مناسب و قابل اعتمادی برای مطالعه در این حوزه می باشد.

3- آیین اسلام و فرق گوناگون آن مانند : مشبهه ، جهمیه ، مجبره ، معتزله ، مرجئه ، تناسخیه که به وسیله اعراب مسلمان به خراسان راه یافته بودند از جمله فرقه های کلامی بودند که در خراسان فعالیت داشتند .

جهم بن صفوان سمرقندی [6] یا ترمذی [7] و مکنی [8] به ابومحرز ، از سران متکلمین معتزله و پایه گذار جهمیه خراسانی بود جهم اندیشه های خود را در ترمذ آشکار نمود [9] و در قیام حارث بن سریح تمیمی در خراسان او را همراهی نمود و برای وی کتابت می کرد [10] جهم جبری مسلک بود او همانند هشام بن عمر و فوطی از مجبره معتزله بود [11] و در خراسان از سران مرجئه شمرده می شد [12] مقاتل بن سلیمان یکی دیگر از بزرگان مرجئه در خراسان معاصر او بود .[13] پیروان جهم بن صفوان جهمیه خوانده شده اند [14] جهمیه فرقه بزرگی بودند.[15] به آنه نسبت مرجئه و مجبره و معطله داده شده است مناظره میان سمنیه که اهل تناسخ بودند و جهم بن صفوان نشانگر حضور نمایندگان ادیان رایج شبه قاره هند در خراسان بود در منابع آمده است سمنیه با توجه به مبانی خود از او پرسیدند آیا دانسته های آدمی محصول مشاعر پنج گانه اوست ؟ گفت نه گفتند بر این اساس او مجهول است و جهم ساکت شد و با نوشتن نامه از واصل بن عطا کمک خواست و او جواب سمنیه را داد آنها متوجه شدند که جواب از آن جهم نیست سراغ واصل رفتند و اسلام را پذیرفتند .[16]

این گزارش ها به خوبی نشان می دهد که حتی چندین دهه پیش از ورود امام رضا علیه السلام به خراسان اندیشه های مذهبی و کلامی مهمی در میان متکلمین خراسان با پیروان ادیان دیگر مطرح بوده است اندیشه هایی که ریشه در آیین های گوناگونی در این منطقه داشت و از ترکیب داده های مکاتب و نحله های مختلف فراهم آمده بود و به همین دلیل پاسخ گویی به آنها بسیار سخت و بغرنج بود.

 

فلسفه مهاجرت امام رضا علیه السلام به خراسان

مامون افرادی را از مرو به مدینه فرستاد و امام رضا علیه السلام را به نیشابور انتقال داد آن حضرت رد سال 200 هجری به نیشابور رسید و مامون در 27 رمضان سال 201 در جمع 1033 نفر از بنی عباس بیعت خود را با امام رضا علیه السلام آشکار ساخت و عهد نامه ولایتعهدی را به خط خود و در همان روز نزد مامون و فضل بن سهل و یحیی بن اکثم و عبدالله بن طاهر ( سردار ایرانی) و ثمامه بن اشرس و بشربن معتمر موسس شاحه اعتزال بغداد و حماد بن نعمان نوشت .[17] دلیل انتخاب علی بن موسی الرضا علیه السلام به ولایت عهدی از سوی مامون موقعیت ویژه اهل بیت میان مردم خراسان و چالش هایی بود که از سوی ایرانیان هوا خواه اهل بیت خلافت او را تهدید می کرد .

وجود بیش از 200 فرقه مذهبی و حضور دانشمندان بیشمار در منطقه خراسان از تعدد اندیشه ها در این منطقه حکایت داشت مقتضیات شرایط این بود که فردی از میان مسلمانان پاسخ گوی شبهات و دیدگاه هایی باشد که از سوی اندیشمندان این فرقه ها و یا ارباب ادیان مطرح می شد.

بدیهی بود که آمدن امام رضا علیه السلام به خراسان می توانست در صورت ناتوانی ایشان از حل و فصل مسائل جاری وجهه ایشان را خراب کند و موجب شود تا شیعیان از دعوی خود علیه دستگاه خلافت عباسی دست بردارند و درد صورت قوت ، مامون می توانست برجسته ترین چهره بنی هاشم را در اختیار خود داشته باشد و از حرکت و شورش مدینه جلوگیری کند.

حضور امام در خراسان تاثیر عظیمی به لحاظ علمی ، معنوی و سیاسی در میان توده های مردم گذاشت توانایی امام تنها در مطالعات مربوط به ادیان خلاصه نمی شد ابو محمد هارون بن موسی تلعکبری روایت کرده است وقتی امام رضا علیه السلام از مدینه به توس آمد در نیشابور با جماعتی از فلاسفه و طبیبان دیدار و گفتگو داشت و با شخصیت هایی چون یوحنا بن ماسویه و جبرئیل بن بختیشوع و ابن مهله هندی [18] رساله ذهبیه به عنوان گزارشی از تجربه امام رضا علیه السلام ظاهراً در پی این مجلس از سوی ایشان در اختیار مامون گذاشته شد.

سلوک امام با مردم خراسان به ویژه مردم نیشابور و مرو که گوشه هایی از آن را ابوعبدالله حاکم نیشابوری در تاریخ نیشابور منعکس کرده است نام اما را بلند آواز ساخت و توجه عموم مردم را به سوی ایشان جلب کرد.

 

اهمیت حضور امام رضا علیه السلام در خراسان

اهمیت حضور ایشان در خراسان از این نظر نیز قابل دقت است که در این عصر مردم ایران در گزینش بین آرمانهای دینی و منافع ملی خود مردد بودند آنها در دوره امویان ، شهروندان درجه دو شمرده می شدند در دوره عباسیان نیز تمام تلاشهای خود را در به قدرت رساندن علویان بی حاصل می یافتند یاس از دست یابی به مدینه فاضله سبب شده بود تا مکتب های گوناگونی میان آنها رواج یابد و تشتت آراء سبب تیره شدن آینده و فهم روشن از مکتب توحید شده بود.

امام آمد تا توحید را فراسوی همه قومیت گرایی ها بشناساند و در تفسیر این حدیث قدسی فرمود: بشرطها و شرطها و انا من شروطها چیزی که مردم در آن زمان نمی توانستند تجربه کنند همین نکته بود اما امام پیشوا را زمام دین مایه نظم یافتن مسلمانان و صلاح جهان و عزت مومنان معرف ی کرد . [19] حضور امام در نیشابور و مرو فرصتی بود که برای انتقال سیره نظری و عملی امام فراهم آمد او در این فرصت توانست به طور عملی بهداشت تن و روان ، حرمت انسانها و ضرورت محافظت از محیط زیست را نشان دهد آن حضرت اساس همه تعالیم خود را توحید معرفی کرد و شرط اساسی تحقق توحید را پیشوایی انسانی دانست که توانایی اصلاح امور مسلمانان را داشته باشد. نحوه حضور امام در مرو و بی اعتنایی ایشان به قدرت و مظاهر مادی آن به مردم آموخت که می توان از عمق نهاد قدرت به درون توده های مردم رخنه کرد و نیز فهماند که قدرت به جای اجحاف و ستم پیشگی می تواند در خدمت مردم و سبب رشد استعدادهای آنان باشد.

امام با حضور خود در خراسان و گفتمان با گروه های گوناگون سیاسی ، اعتقادی و راهبران ادیان ، توانست تشیع را به مصاف با اندیشه های روزگار خود ببرد امری که مامون را نگران کرد ا و با شهادت امام رضا علیه السلام در سال 203 ه تلاش کرد روش نیاکان خود را در سرکوب نهضت های شیعی با از میان بردن رهبران آنها دنبال کند.

 

گفتگوی امام رضا علیه السلام با ارباب ادیان

یکی از بزرگترین رویدادهای فرهنگی که در زمان حضور امام رضا علیه السلام در مرکز فرمانروایی مامون عباسی اتفاق افتاد گفتگوی آن حضرت با دانشمندان و ارباب ادیان است شهر مرو پیش از اسلام و در سنت زردتشتی یکی از بهترین سرزمین های اهورایی بشمار می رفت و نام آن در اوستا آمده است [20] و مرکز برخورد راه های تجاری بین خاور دور ، هند ، چین و اروپای کهن بود این راه بعدها به نام راه ابریشم معروف گردید.[21]

مسافران مرو از زمان های بسیار دور در کنار محصولات بازرگانی به جابجا کردن اندیشه ها ، مذاهب ، سنت ها و هنرها می پرداختند. در واقع ایستگاه های تجاری موجود در سر راه ابریشم به مراکز تبادل افکار و نظریات علمی و فرهنگی تبدیل شد این واقعه در کتاب عیون اخبار الرضا علیه السلام  با سند مخصوص شیخ صدوق که منتهی به حسین بن محمد نوفلی هاشمی می گردد بازتاب یافته است.

مامون به وزیر خویش فضل بن سهل دستور داد تا صاحب تمام عقاید مختلف مانند جاثلیق ، راس الجالوت و دانشمندان ستاره پرستان و پیروان زرتشت و نستاس رومی و متکلمان اسلامی و هواداران عقاید دیگر را جمع نماید تا مناظره ای درباره مذاهب و عقاید صورت گیرد. نوفلی می گوید : وقتی یاسر پیشکار مخصوص حضرت رضا علیه السلام  ایشان را از برگزاری نشست ادیان در حضور مامون خبر داد حضرت رو به نوفلی کرد و فرمود: شما عراقی هستید و ذکاوت و فهم عراقی ها خوب است می دانی منظور عموزاده ات از گردآوری این همه دانشمند و ارباب مکاتب توحیدی و غیر توحیدی چیست ؟ گفتم فدایت گردم می خواهد شما را امتحان کند ولی عمل او بسیار بی اساس است.

امام تبسمی کرد و فرمود : ایا می ترسی آنان دلیل مرا قطع نمودن و مرا محکوم نمایند؟ فردای آن روز امام با هر یک از ارباب ادیان با استناد به کتابها و متون دینی خودشان به بحث نشست قدرت استدلال و آگاهی امام از متون ادیان هر یک از حاضران در این نشست را نسبت به جایگاه علمی و معنوی امام متقاعد ساخت و احترام آنان را برانگیخت .

 در این مجلس که از سپیده صبح آغاز شد به جز ارباب ادیان ، محمد بن جعفر با عده ای از بنی هاشم و نواده های ابی طالب و نیز صاحب منصبان کشوری و لشکری حضور داشتند امام وقتی وارد شد همه به احترام او از جای خود بلند شدند و امام در طول گفتگو چنانکه این نوع نشست ها اقتضا می کرد با بهره گیری از منابع مورد اعتقاد هر یک از پیروان ادیان و با تکیه به عقل و خرد به بحث می پرداخت و به هر یک از شرکت کنندگان احترام لازم می گذاشت و آنان را در برابر پرسشهای خود که حاکی از تسلط او به منابع دینی و حتی تاریخ جغرافیای ادیان حکایت داشت قرار داد و از راه مقایسه قرآن با متون دینی آنان راجحیت قرآن را به اثبات رساند با این حال روشن ساخت که تمام ادیان در اصل از یک منبع نورانی تغذیه می کنند و در حقیقت آیین های توحیدی حکایت گر بینش توحیدی هستند.


ابوعبدالله محمدبن احمدمقدسی, احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم ترجمه دکتر علینقی منزوی شرکت مولفان و مترجمان ایران تهران 1361 ش 1/428

[2]طبری , حلقه سوم /709

[3]یاقوت حموی , معجم البلدان دارالبیروت 1/699 ماده بطیحه

[4]ابوالحسن علی بن حسین مسعودی مروج الذهب و معادن الجوهر ترجمه ابوالقاسم پاینده بنگاه ترجمه و نشر کتاب تهران 1347 , 2/423

 

تاریخ ارسال: 1396/2/13
تعداد بازدید: 2061
ارسال نظر