• کارکرد های اجتماعی امامزادگان و مناسک مذهبی آنها
تفاوت های ساختاری جمعیتی در مناطق شهری و روستایی، کارکردهای اجتماعی زیارتگاه و نوع مناسک مذهبی آن را متفاوت می سازد.
کارکرد های اجتماعی امامزادگان و مناسک مذهبی آنها
 
نویسندگان:
نفیسه باقری (1)
سمیرا دردشتی(2)


 

مطالعه موردی امامزاده درب امام اصفهان و امامزاده نرمی دولت آباد

چکیده

امامزادگان در طول تاریخ ایران اسلامی همواره نقش و جایگاه اجتماعی قابل توجهی داشته اند. این دسته از مکان های زیارتی، از حالت مکان مذهبی صرف خارج شده و کارکردهای منحصر به فردی در قالب فرهنگ بومی هر منطقه پیدا کرده اند، به گونه ای که شبکه ای از رفتارها و آداب دینی در تعاملات زائران با یکدیگر و با مکان ایجاد شده به وجود آمده است. آنچه مهم و البته مغفول مانده به نظر می رسد، بررسی کارکرد اجتماعی این اماکن مقدس و مناسک مذهبی مرسوم در آنان است. در این پژوهش، تلاش می شود با استفاده از روش میدانی و کتابخانه ای به مطالعه موردی دو امامزاده درب امام در محله دردشت اصفهان و امامزاده نرمی واقع در روستای زمان آباد دولت آباد از توابع منطقه برخوار پرداخته شود. این پژوهش بر آن است که در ابتدا، به تشریح نقش و کارکردهای اماکن مقدس در بستر اجتماعی آنها بپردازد و مناسک و آداب مذهبی بر آمده از این اماکن را به عنوان جلوه گاه مفاهیم و باورداشت های دینی توصیف و تبیین کند. در انتها نیز با کاوش در عناصر موثر بر شکل گیری آداب خاص یک زیارتگاه، این کارکرد به گونه ای عینی مورد واکاوی می شود.
پژوهش با این فرضیه دنبال می شود که تفاوت های ساختاری جمعیتی در مناطق شهری و روستایی، کارکردهای اجتماعی زیارتگاه و نوع مناسک مذهبی آن را متفاوت می سازد.
کلید واژ ها : امامزاده درب امام ، امامزاده نرمی، کارکرد اجتماعی، مناسک مذهبی ، زائر ، مکان مقدس

مقدمه

در مذهب تشیع، مکان های مقدس با توجه به پیشینه تاریخی و وجود روایاتی در باب اهمیت آنان به پایگاهی فراتر از محل زیارت فرد متوفی مبدل شده اند. در این بین، امامزادگان به سبب وفور در ایران و همچنین داشتن نسبی که آنان را به خاندان پیامبر و امامان معصوم وصل می کند، اهمیت دو چندان یافته است. با وجود این،به لحاظ تحقیقات و تحلیل زوایای پنهان این امر، کارهای بسیار اندکی صورت گرفته و پژوهش های موجود اغلب فاقد نگاه موشکافانه و است. به همین سبب، یکی از مشکلات پیش رو برای این پژوهش نبود منابع با چنین زاویه دیدی بود. البته در حوزه نظری آثار کسانی که به مطالعات جامعه شناسی دین پرداخته اند مورد بررسی قرار گرفت از جمله آثار ایمیل دورکیم، مالینوفسکی، گیرتز، ترنر، همیلتون، ویلم، کنت تامسون، ردکلیف براون، رابرتسون اسمیت و ... .
پس از انقلاب اسلامی، فعالیت های دین شناسی رونق خاصی پیدا کرد اما اگر چه این روند مطلوب است، نباید کتمان کرد که در این مسیر هنوز در آغاز راهیم. در میان حوزه های مختلف دین شناسی، به تحلیل های اجتماعی از دین کمتر توجه شده و آثار ناچیز و انگشت شمار و معمولاً مقدماتی، بیانگر کمبود در این زمینه است. بنابراین هنوز مرجع اصلی، ترجمه آثار برجسته موجود در این زمینه است. جای تحقیقاتی با طرح نظریات مختلف برای تبیین پدیده های دینی خالی است تا بتواند چهارچوب نظری خوبی برای این حوزه فراهم کند. در حوزه مطالعات موردی، ضعف ها و کمبودها بسیار بیشتر است. همین نقیص، منجر به مطالعه موردی دو امامزاده درب امام و نرمی شد تا برای بررسی نظریه های مطرح شده، میدانی عملی و نمونه هایی عینی برای تدقیق و مطالعه در اختیار باشد و از سویی دیگر، فرصتی ایجاد شود تا عقاید، منش ها، مسلک و کنش های دینی قشری از مردم که ابزاری برای ضبط و ثبت عقاید خود ندارند منعکس و ثبت شود. از آن رو که زائران به عنوان عضوی از یک جامعه مذهبی بستر اجتماعی این مکان های مقدس را تشکیل می دهند و مجموعه کنش ها و تعاملات آنها با یکدیگر و با مکان، برشی از هویت جمعی( در قالب دینی) را به منصه ظهور می رساند، مطالعه موردی از زاویه دید کارکرد های اجتماعی مکان های مقدس و بالتبع، مناسک مذهبی آنها انجام شد. این مطالعه در چند محور انجام شده است: نخست، تشریح بستر زمانی و مکانی مرقد امامزادگان و هویت تاریخی آنها که از ملزومات اساسی برای ایجاد زمینه و شالوده پژوهش است. دوم، واکاوی تاثیرات مکان مقدس در زائران به عنوان پایگاهی برای شکل گیری یا نمایش رفتارهای دینی. سوم، نگاهی به مناسک مذهبی که از عناصر تفکیک ناپذیر اماکن مقدس است و با در هم آمیختگی اعمال و آداب با باورداشت ها و اعتقادات به آن صورتی روانی-تنی می دهد و در آخر نیز آبشخورهای آداب منحصر به فرد یک مکان با تطبیق بر دو امامزاده توصیف و تبیین شده است. آن چه به عنوان محورهای چهارچوب پژوهش قرار گرفت، همه برای روشن سازی هدف تحقیق مبنی بر بازنمایی کارکرد های اجتماعی امامزادگان در لایه های پنهان تر جامعه بوده است. لازم به ذکر است علت انتخاب این دو امامزاده، شهرت برابر آنها، برای ایجاد شرایط یکسان در حین بررسی فرض پژوهش مبنی بر تاثیر تفاوت های ساختاری و جمعیتی بر کارکرد مکان مقدس و نوع مناسک آنها بوده است.

موقعیت جغرافیایی، نسب، وجه تسمیه و آثار ماندگار

امامزاده درب امام

مزار درب امام به لحاظ موقعیت جغرافیایی از ملحقات گورستان چمبلان( سنبلان= سنبلستان ) است که یکی از درب های آن به سمت محله دردشت از محلات کهن اصفهان واقع شده است. تاریخ بنای گنبد و صحن شمالی سال 857 ه.ق و دوره جهان شاه قراقویونلو بر می گردد.این مکان، آرامگاه دو امامزاده ابراهیم و زین العابدین (ع) از احفاد و نوادگان حسن مثنی و علی بن جعفر(ع) است.
نسب این امامزاده مستند به شجره سادات« امامی» اصفهانی است که از اعقاب ایشان هستند و وجه تسمیه امامزاده را نیز همین دانسته اند. این مکان، مدفن امامزادگانی دیگر نیز بوده، است که مزار برخی از آنها از روی ظن و قرینه مشخص شده است. علاوه بر امامزادگان، تنی چند از عالمان و فاضلان چون حاج سید ابوتراب مرتضوی درچه ای( عالم فاضل ) ، اسحق بیک عذری ( فرزند آقاخان بیگدلی ) ، محمد حسین میرزا صفوی ( شاعر ادیب) و سید عباس شاهزاده ( از اساتید فن نقاشی ) در این مکان مدفونند . بنابر روایاتی، قبر محمود افغان، فاتح اصفهان در زمان شاه سلطان حسین نیز در این مکان واقع شده است. در ضلع جنوب غربی امامزاده، مسجد کوچکی است که به نام سعید بن جبیر( از اصحاب امام زین العابدین ) شهرت دارد و ظاهراً این محل جایگاه عبادت وی در طول اقامتش در اصفهان بوده است. (مهدوی ،1382: 210-201؛ خرمشاهی و دیگران، ذیل امامزادگان)
کارکرد های اجتماعی امامزادگان و مناسک مذهبی آنها
از آثار ماندگار این امامزاده می توان به سر در اصلی آن اشاره کرد که نام جهان شاه را بر خود دارد و بی شک از عالی ترین نمونه ها و از شاهکارهای هنر معماری الوان در ایران است ( گدار،1368: 237) پنجره نفیس گچبری از دیگر آثار بسیار ارزشمند این بنا محسوب می شود که برای حفاظت به عمارت چهلستون منتقل شده است.( خرمشاهی و دیگران، مدخل امامزادگان) . در سراسر بنا، دیواره ها و کاشی ها و کتیبه ها، مزین به اشعاری است که از یک سو، تاریخ و اهمیت مکان و از سوی دیگر، اعتقادات و هدف سازندگان و احیا کنندگان امامزاده را روایت می کند، امری که با هنر متعالی هنرمندان به تکامل می رسد .
برای نمونه در زیر مقرنس های کاشی های سر در اصلی به خط ثلث آجری بر زمینه کاشی لاجوردی این اشعار خوانده می شود:

 

بماند سال ها این نظم و ترتیب
ز ما هر ذره خاک افتاده جایی

غرض نقشی است کز ما باز ماند
که گیتی را نمی بینم بقایی

در کتیبه زیر تاق مرقد به نام جهانشاه قراقویونلو و ابوالفتح محمدی سلطان که از طرف او حکمران اصفهان بوده و سال تحریر این اشعار( 857 هجری) که مقارن سال بنای درب امام است ، چنین اشاره شده است :

نظام یافت به نام خدای عالمیان
عمارتی که بود رشک روضه رضوان

به نزد طاس زر اندود و چتر این گنبد
مرقعیست کبود این رفیع شادروان

ز رشک شمسه این هشت طاق و نه منظر
چو ذره شمسه خورشید گشته سرگردان

نهاده صبح بدین سبزه سپهر ز مهر
برای زینت این بقعه جام جاویدان

به یمن همت زین العباد و دولت شاه
بهشت روی زمین گشت ملک اصفاهان

به عهد شاه جهانشاه آن ابوالفتحی
که کرد نام خدایش محمدی سلطان

بروج قصر جلالش از آن رفیع تر است
که تیر وهم رسد بر وی از کمان گمان

اجل به دست خودش داد تیغ و زد بر پای
کسی که کرد سر افراز شمس عالمیان

تمام گشت به فضل مفتح الابواب
به سال هشتصد و پنجاه و هفت این بنیان

زنجیر در ورودی حرم نیز از جمله آثار معروف درب امام است که بر کتیبه دایره برنجی وسط آن نقر شده است : « وقف حضرت امام زین العابدین نمود عالی شان آقا محمد حسن تاجر به تاریخ بیست و ششم شهر جمادی الاول سنه 1270»( رفیعی مهر آبادی، 1352: 770-769) این زنجیر در میان برخی زائران به یکی از اشیا متبرک و مقدس و اسباب تمسک جویی برای گرفتن حاجات مبدل شده است.

امامزاده نرمی

بنا بر مدارک و منابع مکتوب، این امامزاده مدفن حضرت ابراهیم بن موسی بن جعفر(ع) و فرزندش اسماعیل است که به اعتقاد مردم منطقه و همچنین علمایی چون آیت الله مرعشی نجفی، فرزند بی واسطه حضرت موسی بن جعفر(ع) به حساب می آید. این امامزاده در دولت آباد منطقه برخوار، در محله زمان آباد در ده کیلومتری شمال اصفهان واقع شده است از جمله کتبی که در آنها ذکری از این امامزاده رفته است، می توان به این آثار اشاره کرد :
1- عالم و مورخ بزرگ حاج محمد هاشم‌ بن محمد علی خراسانی، مؤلف کتاب منتخب الـتاریخ نام پنج مکان از قبور امامزادگان مدفون در اصفهان را با مشخصات و محل دفن ذکر نموده‌ و مکان پنجم را این‌گونه معرفی کرده‌ است :«قبر شریف جناب امامزاده ابراهیم بن موسی بن جعفر (ع) که واقع است در یکی از بلوک اصفهان و او الآن مشهور است به امام‌زاده نرمی ».
2- مرحوم آیت الله‌ حاج میرزا محمد باقر چهار سوقی روضاتی در کتاب روضات الجنات می‌نویسد :« قبر ابوالفتوح اسعد عجلی، واعظ، فاضل، پارسا و عابد که از فقهای شافعی بوده و از بزرگان مشایخ صوفیه و اجلّای رؤسای آنان بوده است، در داخل بقعه امامز،اده ابراهیم بن موسی بن جعفر (ع) در خارج از دروازه‌ طوقچی قرار دارد»
3- مورخ و محقق معاصر، حسین عمادزاده اصفهانی در کتاب زندگانی امام هفتم (ع) نیز اشاره ای به این مکان دارد(سجادی نسب، 1385 : 3-10).
در کتاب گنجینه آثار تاریخی آمده است بقعه مبارکه امامزاده ابراهیم معروف به امامزاده نرمی، در زمان سلاطین صفویه ساخته شد و شاه عباس صفوی در سال 1002 هجری بقعه ارزنده ای برای آن ساخت (هنرفر، 1352 : 368). به روایتی، امامزاده ابراهیم بن موسی بن جعفر (ع) با فرزندش اسماعیل از مدینه رهسپار ایران شد و زمانی که به دامنه کوه های کرکس نطنز رسید با مأمورین حکومتی درگیر شد و به دامنه کوه کرکس پناه برد، جایی که امروزه به نام قدمگاه او در میانافراد محلی از شهرت فراوانی دارد. امامزاده ابراهیم اندکی بعد از پناهگاه خارج شد و زمانی که به قلعه دستجرد رسید دشمنان به او حمله کردند. ایشان پس از مجروح شدن به روستای زمان آباد ( مکان فعلی امامزاده ) پناه بردند و زیر پل سیلابی پنهان شدند. شخصی، ایشان را پیدا کرد و به منزل خود برد ولی ایشان پس از چند روز در اثر جراحات به شهادت رسیدند. در دیگر روایت های شفاهی برخی محلیان می توان این داستان را با اندکی تغییرات ملاحظه کرد، به طور مثال، در روایتی ابراهیم بن موسی (ع ) زمان مجروحیت به پسرشان اسماعیل که در مدینه بود، نامه ای می نویسند و اسماعیل بعد از شهادت پدر به این مکان می رسد و باعث بسط و گسترش تشیع در این منطقه می گردد. ساخته شدن محراب موجود در امامزاده نیز به دلیل همین حضور و اقامه نماز جماعت و اشاعه مذهب تشیع دانسته می شود. قابل ذکر است شهرت این مکان به امامزاده نرمی در منابع نیامده است، ولی به روایت محلیان و متولیان، وجه تسمیه آن ناشی از تغییر شکل دادن کلمه نامی به نرمی و چرخش های گفتاری است. به اعتقاد آنان از قدیم الایام شهرت کرامات امامزاده در میان مردم، آن را به نامی ملقب می سازد به گونه ای که از دور و نزدیک، پذیرای زائران می گردد( مصاحبه با زائران و متولیان24 /4/1392 و 11/5/1392).
از آثار تاریخی ارزشمند این مکان می توان به بقایای گچبری محرابی که در دوره آل بویه (قرن 4 و 5 ه.ق) ساخته شده است اشاره کرد که در طی بازسازی ها و تعمیرات کشف شد و در آستان نگهداری می شود. این گچبری از نظر معماری، همتای محراب مسجد جامع اصفهان گزارش شده است (تصویر3).
کارکرد های اجتماعی امامزادگان و مناسک مذهبی آنها
دور تا دور ضریح این امامزاده آراسته به اشعاری خط خوش است که با دادن نشانه هایی به مخاطب خود، وجوه اهمیت و تقدس مکان را متذکر می شود:

 

نام مقدسش ابراهیم و در جهان
او را رضا برادر و معصومه خواهر است

پایین پا بود پسرش دفن هان بدان
کاینجا شبیه قبر حسین است و اکبر است

با شور و اشتیاق و ادب کن زیارتش
زیرا که جبرئیل نگهبان این در است

دم را بدان غنیمت و بنمای کسب فیض
هم صاحب کرامت و هم ذره پرور است

دانی که این مکان ز چه بابت منور است
دارد صفای خلد برین و معطر است

این شوکت و جلال که داده است ذوالجلال
خود بارگاه زاده موسی بن جعفر است

در این شعر و سایر اشعاری که به تعداد نسبتاً زیادی توسط مردم منطقه سروده شده است به بر این که امامزاده فرزند امام موسی بن جعفر و برادر امام رضا(ع) و حضرت معصومه (س) است،تاکید فراوانی می شود.
کارکردهای اجتماعی مکان مقدس (پایگاهی برای رفتارها و کنش های مذهبی)
مکان ها از دو جهت اهمیت می یابند: نخست آن که هر مکانی بعد اجتماعی دارد؛ این بدان معناست که می توان مکان را پلی ارتباطی میان افراد و جامعه دانست. نقش مکان ها در تعاملات اجتماعی و فراهم آوردن محلی برای ارتباط افراد با یکدیگر است. چرا که ابعاد محیط اجتماعی بر یکدیگر تاثیر می گذارد و رابطه متقابل معناداری را ایجاد می کند، به ویژه انجام فعالیت های خاص در یک مکان، به آن شخصیت می بخشد و بازخورد این فعالیت ها در اجتماع است که آن مکان را منحصر به فرد می کند. جنبه دیگر اهمیت مکان، مفهوم نهفته زمان در کالبد آن است؛ وجهی که به مکان ارزش یادبودی می بخشد و اسباب ماندگاری در حافظه فردی و جمعی را فراهم می سازد(تیموتی و اولسن ، 1392 : 34). مکان های مقدس و بقاع متبرکه نیز هم در بعد اجتماعی و هم در بعد زمانی و یادبودی از همین الگو پیروی می کنند. در همه ادیان از ابتدایی ترین صورت تا کامل ترین آنها ، مکان هایی با پیدا کردن وجه تقدس و تبرک ، زیارتگاه پیروان آن دین و زمینه ساز تجدید میثاق زائر و زیارتگاه می گردند.
در مذهب تشیع در میان بقاع متبرکه ، امامزادگان برای معتقدان، جایگاه ویژه ای دارد و شیعیان آن را مکانی می دانن که مزار اعقاب پیامبر و امامان معصوم است. در عقیده مسلمانان، مقدسین، اولیاء الله (دوستان خدا) نامیده می شوند، نامی که دلالت ضمنی بر یک رابطه باطنی و ذهنی دارد تا رابطه ای جسمی و عینی (Rosen ، 2004 : 20).
از دلایل اکرام این مقدسان میتوان نخست به اعتقاد شیعیان مبنای بر جایگاه اولیا نزد خدا اشاره کرد. مفهومی که شالوده اعتقاد به شفاعت و توسل جستن است، مؤمن را امیدوار و آسوده خاطر و فرد مقدس را خارق العاده می کند و با پیوند نزدیک ذهنی فرد معتقد با شخص مقدس ، منجر به فهم عمیق تری از توفیق ارتباط با خدا می گردد (Schuler،2008 : 378-379 ).
بطور کلی مزارات از جوانب مختلفی مورد توجه قرار می گیرند : وجود مزار ها نمادی است از احترامی که فرهنگ عمومی برای درگذشتگان دارد مزاراتی که هاله ای از قداست و احترام دارند، بدان لحاظ که زمینه خلوت بیننده را با خود و خدای خود فراهم می کنند، تشفی خاطری برای زائر می گردند. چنان که در طول تاریخ، مزارها محل تجمع و بروز احساسات طبقات و توده مردم و به نوعی اعزاز و اکرام شخص متوفی بوده است (کمره ایwww.farsnews.com:).
در بسیاری از کتب ادعیه و زیارت نامه با اشاره به سیره نبوی، از حسنات زیارت مزارات مقدس سخن رفته است. شگفت آن که سبب ایجاد و بقای مزارات به هم، اعتقاد و تلاش توده مردم معتقد بوده است در این میان، مزار ائمه و فرزندان و اخلافشان مورد اعتنای تام قرار گرفته است. عقیده دارند تکریم و اعزاز اولیای درگذشت، از سنن اهل طریقت است و با مسلک صوفیانه گسترش یافته است (Rosen : 2004 : 21)
زیارت یک مکان مقدس برای زائر به منزله سفری است در جستجو ی حقیقت، سفری به سوی مکانی که تبلور قدرت و مشیت الهی است. به عبارت دیگر، جستجوی حقیقت و روشنگری آمیخته با شعائر الهی و قدسی ، مردم را بر آن می دارد تا با فراتر رفتن از زندگی عادی و روزمره به دیدار این مکان ها بروند. در چنین مکانی، فرد مبنای تماس ها و رابطه ها را مادی و دنیوی نمی داند، بلکه «جستجوی متافیزیک و ماوراء الطبیعه در طول تاریخ» مردم را به سوی مکان هایی می کشاند که فارغ از روزمرگی های زندگی دنیوی باشد ( تیموتی و اولسن ،1392 : 18) زائر در این مکان، در جستجوی یک ایده آل ارزشمند است که از احساس پوچی و بی هویتی او را رها سازد.
امیل دورکیم از نظام مشترک و الزام آوری از اعتقادات و اعمالی یاد می کند که در یک « اجماع اخلاقی » افراد را گرد هم می آورد (ویلم،1377: 22). این اجتماع اخلاقی می تواند کلیسا، مسجد، کنیسه ، معبد، مزار قدیسان و ... باشد. وقتی دین را عنصر مهمی در اثبات هویت جمعی بدانیم، این مفهوم بیشتر ملموس خواهد شد و متعاقباً مکان مقدس در حکم پاسخی به نیاز برخورداری از یک پناهگاه و مأمن و باعث گرد آمدن جماعتی از معتقدان در آن مکان مقدس می شود. دین اسلام بر تجمع و اهمیت آن تاکید بسیار دارد؛ جماعت تجلی گاه اراده خداوند و مظهر قدرت اوست. وعده نیل به فلاح، با عمل جمعی محقق است.«الا ان حزب الله هم المفلحون » ( مجادله/22) (باقی، 1381 : 14-13) . زیارتگاه ها و بقاع متبرکه از جمله نهادهایی است برای عینیت بخشیدن به این مفهوم که در حکم نهادهای تقویت کننده و سازمان دهنده هویت جمعی دینی عمل می کنند.
میرچا الیاده معتقد است مکان های مقدس فنا ناپذیرند و به عنوان سمبلی از جاودانگی جامعه دینی شناخته می شوند. وی اماکن مذهبی را « محورهای جهان » می نامد چرا که آن مکان، از زاویه نگاه زائر به منزله مرکز جهان اوست (تیموتی و اولسن ،1392: 38). به نظر می رسد منظور وی از جهان ساخته ذهن زائر، نوعی تلاش انتزاعی برای ساخت و باز پرداخت هویت فردی یا جمعی در قالب عقاید مذهبی است. بدین ترتیب، اماکن مقدس کارکرد اجتماعی پیدا می کنند و به گروه اولیه اجتماعی بدل می شوند. در گروه اولیه، اعضا تحت تاثیر کنش ها و واکنش های متقابل و مستمر، احساس شدیدی نسبت به هویت مشترک با دیگر اعضا پیدا می کنند و پیوند های عقیدتی استواری میان آنها برقرار می شود ( باقی ،1381 : 209 ).
ایجاد هویت همیشه مستلزم ساخت مکان است. پیوند مردم با مکان، تصویری است از پیوستگی فرد با جامعه یا درک ما از چیستی به عنوان یک وجود اجتماعی. فرد، هویت خود را با اعضایی که پیوستگی معنایی بیشتری با آنها دارد باز می یابد. چرا که در آنها ویژگی های مشترکی وجود دارد. به طور مثال، افراد به دنبال نوعی تجربه عرفانی و معنوی هستند که آنها را از دنیای بدون معنویت بگذراند و به درکی از دنیای مقدس برساند. امری که بری نارد آن را «بیداری روح» می نامد چرا که عمیق، عجیب و تامل برانگیز است ( تیموتی و اولسن ، 1392 : 46-41). در این سفر آفاقی، زائر فرد مقدس متوفی را واسطه ای قرار می دهد بین خود و خدا برای اجابت خواسته هایش و برکت جستن از وی که در مجموع، امکان هم سخنی زائر و زیارتگاه را فراهم می کند. این هم سخنی در اسامی به کار رفته برای این اماکن نیز منعکس است برای مثال : مزار ( مکانی برای دیدار)، زیارتگاه ( مکان زیارت )، درگاه ( مکان تقرب به خدا )و... .
با شواهد عینی می توان ملاحظه کرد که مقابر مقدس الگوی ساختاری مشابه و عناصر هستند بر فراز قبر متوفی، سازه ای تابوت مانند معمولاً از جنس سنگ مرمر ساخته شده که از طریق محفظه ای مشبک ( مصطلحاً ضریح ) احاطه شده است. مقبره با پارچه ای معمولاً سبز رنگ که آیاتی از قرآن روی آن نقش بسته و قرآنی مفتوح به همراه حلقه های گل و ادعیه روی آن ، پوشیده شده است. عمارت محرابی رو به قبله و فرمی شبیه مسجد دارد و گنبدی بر فراز مزار قرار می گیرد. به طور معمول، نه تنها محوطه اصلی مکان بلکه محیط همسایه آن هم متبرک تلقی می شود ( Geijbels ، 1978 :178 ).
در مطالعه موردی انجام شده بر دو امامزاده درب امام و امازاده نرمی، طی مشاهدات عینی و مصاحبه های مردمی ، تمامی کارکردهای اجتماعی مکان های مقدس و مذهبی قابل مشاهده است. در هر دو مکان، مجموعه ای از عوامل هویت بخش و منسجم کننده با محوریت مکان زیارتی و همراهی اعتقادات سنتی و بومی و مذهبی، اگرچه در درجات مختلف،اما به شکل بارزی قابل ارزیابی است. قداست مکان در عناصر مختلفی ظاهر می شود، برای مثال با بررسی اشعار سروده شده در این دو امامزاده می توان آن را متنی دانست که با استفاده از ابزار کلام ( آن هم از نوع نظم) به مختصرترین و قابل فهم ترین شیوه، پیام را به مخاطب خود القا می کند.
پاره ای از اشعار به کار رفته در معماری امامزاده درب امام :
چون نامه جرم ما به هم پیچیدند
بردنــد و به میزان عــمل ســـنجیدند

بیش از همه کس گناه ما بود ولی
مـا را به محـبـــت علی بخشــیدند
***
غرض نقشی است کز ما باز ماند
که هســـتـی را نــمی بینم بـقــایی

مگر صاحبدلی روزی به رحمت
کنـــد در حـــق درویـشـان دعـــایی
***
کنایه ای ست بدین دور گنبد افلاک
که پاک باش چو جام و مدار از کس باک

ز سقف خانه دنیا مجوی نقش وفا
مشو به آمـدنش شاد وز شـدن غمناک

ببین به عین بصیرت که آنکه ایوانش
گذشته بود ز کیوان چگونه شد در خاک

همین نوع اشعار در امامزاده نرمی توسط بسیاری از محلی ها سروده شده است برای نمونه :

این بارگاه قدس که این سان منور است
دارالشفای زاده موسی بن جعفر است

آهسته با ادب تو بنه پا در این مکان
کاین نو نهال گلشن پاک پیمبر است
***
بر هفتمین امام ضیاء بصر بود
بر هشتمین امام یقین دان برادر است
***
تو چه کیمیا نگاهی که اگر نظر نمایی
غم زائرت به آنی ز دلش به در نمایی

تو دوای دردمندان تو امید غم نصیبان
تو پناه بی پناهان و تو یاور غریبان

کارکرد های اجتماعی امامزادگان و مناسک مذهبی آنها
چشم گردون را ضیا بخشد غبار این غبور
هست هم دارالشفا هم مأمن دلهاستی (سجادی نسب، 1385 : 32-25)

 

یکی از نکات، وجود مقابر اشخاص دیگر در هر دو امامزاده است. در امامزاده نرمی گورستان مردم عادی منطقه درست در صحن قرار دارد. در واقع این امر را باید یکی از کارکردهای مکان های مقدس برای جلوگیری از فراموشی نام و یاد متوفی و جاودانگی او، جلوگیری از تخریب مقبره به دلیل حرمت امامزاده (مثل وجود قبر محمود افغان در درب امام) و شفاعت و تصور ایمن ماندن از عذاب الهی به واسطه حرمت امامزاده دانست.
در هر دو امامزاده، مکان مذهبی به دلیل شهرت و مرکزیت یافتن، انواع فعالیت های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و عبادی دارد که مجموعه ای از عناصر اداری و تشکیلاتی را به وجود آورده است. مانند پایگاه بسیج، هیأت امنا، خادمان، امور خیریه، مراکز آموزشی (مثل نهضت سواد آموزی، کلاس های هنری، مجالس ختم قرآن، کانون فرهنگی)، قرض الحسنه و... که می توان آنها را عرصه عمومی برای حضور مسلمانان و بروز رفتار اجتماعی و حیات مدنی دانست. مکان های مذهبی کارکرد نیایشی اجتماعی را توأمان با هم دارند اما در مناطق مختلف، درصد متفاوتی از این امر قابل مشاهده است. شاید بتوان ادعا کرد در جایی که کارکرد اجتماعی مکان مقدس پر رنگ باشد، مرکزیت آن نیز بیشتر می شود. این نکته حتی به لحاظ بصری نیز ملموس است. به طور نمونه با توجه به شواهد و قرائن به نظر می رسد امامزاده نرمی از این حیث از امامزاده درب امام نقشی وسیع تر یافته است.
با عنایت به این نکته که در مکان کوچکتر روستایی ( زمان آباد)، امامزاده منطقه از عناصر اصلی هویتی آن به حساب می آید، می توان بخشی از علل این نقش پر رنگ تر را مربوط به وجوه هویت بخشی مکان دانست. در حالی که به نظر می رسد در امامزاده درب امام، علی رغم شهرت و اهمیت آن که یکی از صحیح النسب ترین امامزادگان اصفهان است به دلیل وجود عناصر هویت بخش متنوع و بیشتر در شهر بزرگ اصفهان، این کارکرد در سایر عناصر مکانی تقسیم شده است.
فرضیه تحقیق مبنی بر تاثیر تفاوت های ساختاری جمعیتی در مناطق شهری و روستایی بر کارکرد اجتماعی مکان مقدس در این مرحله این گونه قابل ارزیابی است که اگر چه در وجوه مختلف، نقش اجتماعی هر دو امامزاده به طور تقریباً همسانی بروز و ظهور می یابد اما میزان این اثر گذاری در دو منطقه می تواند متفاوت باشد و حتی در منطقه کوچکتر و روستا باعث رونق بیشتر امامزاده می گردد.

کارکرد اجتماعی مناسک مذهبی (جلوه گاه تعین مفاهیم دینی)

همه ادیان جهان علاوه بر باورها و اعتقادات مناسک و آداب خاصی نیز دارند که با انجام آن، دین برای مردم شکل واقعی و ملموس به خود می گیرد.
انسان شناس امیریکایی، کلیفورد گیرتز، می نویسد: بدون شک مراسم مذهبی موقعیت های برجسته ای هستند که از طریق آنها سمبل های مذهبی برای حفظ ایمان کوشش می کنند برای اکثریت مذهبی ها در هر جمعیتی، شرکت در اشکال مختلف مراسم موجب می شود علاوه بر مواجه شدن با یک جهان بینی، آن را به عنوان وجهی از شخصیت خود نهادینه سازند( مک لولین، 1383 :11).
بستر عمل جمعی در مناسک مذهبی در دید مالینوفسکی اهمیت بسیاری دارد. وی عقیده دارد اکثر کنش های مقدس در جمع انجام می گیرد. این دسته از عاطفه گرایان از وجود یک احساس عاطفی درون انسان قبل از هر گونه مناسک دینی سخن می گویند که حکایت از نیاز عمیق و درونی انسان به دین دارد. در بحران ها و شرایط آشفتگی و پریشانی هیچ چیز جز باورها و مناسک دینی نمی تواند تعادل روحی و روانی را به فرد بازگرداند. اگرچه برخلاف این دیدگاه، کارکردگرایان معتقدند نه نیاز فکری و عاطفی بلکه نیاز گروه و جامعه به انسجام و پیوستگی، به آیین هایی منجر می شود که کارکرد اجتماعی دارند. امیل دورکیم مهمترین نظریه پرداز کارکردگرایی، با تاکید بیشتر بر عملکردها و اعمال دینی به جای عقاید و باورها، معتقد است مراسم و شعائر مذهبی علاوه بر آثار فردی چون آرامش روحی و التیام از رنج ها و غصه ها و افزایش ایمان، آثار جمعی چون ایجاد انس و محبت در میان هم کیشان و تشدید حس همبستگی و انسجام در میان آنها نیز دارد(بختیاری و حسامی، 1387 :104-89).
چه در نظر عاطفه گرایان و چه کارکردگرایان، آنچه مشترک به نظر می رسد تاکید بر مناسک به عنوان عمل انسان دیندار است که معرفت دینی قبل از آن به طور کامل مجال بروز ندارد. چنان که شیلر می گوید : عمل دینی ممکن است در اصل یک عمل ذهنی باشد اما هیچ وقت یک طرفه فقط ماهیت روانی ندارد بلکه همیشه روانی-تنی هستند. (واخ ،1380 : 21). اگر چه باورهای دینی اساس آیین ها و مراسم مذهبی است اما نباید فراموش کرد که مذهب پدیده ای است که مردم علاوه بر اعتقاد، به آن عمل هم می کنند.
دورکیم با تقسیم ذات دین به دو دسته نمودهای مقدس و غیر مقدس، آن را دارای نمودهایی می داند که در مذاهب گوناگون متفاوت است اما عنصر اصلی و مشترک بین همه ادیان امر مقدس است و با انعکاس در باورها که اعمال و مناسک، پیروان را در یک اجتماع اخلاقی متحد می کند( باقی ، 1381 : 12 )
به تعبیر ویلیام پدن بدون آیین ها و مناسک، تفکرات مذهبی «پراکنده و بیان ناپذیر» تلقی خواهند شد (مک لولین ، 1383: 10) با وجود آن که مناسک دینی، در ظاهر، مجموعه ای از رفتار ها و اعمال فیزیکی را شکل می دهد اما بی گمان، روحی در کالبد آن جاری است که اثرات معنوی و ذهنی دارد. از این رو ابتدا به این بعد از مناسک پرداخته می شود و در ادامه، ببرخی از قالب های عینی آداب دینی اشاره می شود:

بعد معنوی- ذهنی مناسک

ادی معتقد است از طریق آیین ها و مراسم، امنیت عاطفی، هویت و نقطه اتکای ثابتی در بحبوحه نا سازگاری های و عقاید برای انسان فراهم می شود و بدین وسیله، با کمک به انسان در شناخت خودش، احساس هویت یابی را در او ایجاد می کند( همیلتون ،1377 : 210). شاید بتوان ادعا کرد انسان در مواجهه با دشواری ها و بی عدالتی های زندگی، با نمایش باورداشت های خود در قالب شعائر مذهبی نوعی تجدید میثاق با ایمان قلبی خویش می کند و از آن احساس آرامش و تسکین می یابد.
از نظر دورکیم، مفاهیم دینی از طریق مناسک پا برجا مانده به بیان با ایجاد پیوند عاطفی بین مشارکت کنندگان و ایجاد نهادی برای تداوم گرد آمدن آنها، موجب ادامه یافتن و انتقال مفاهیم به نسل دیگر می شود(ترنر ،1381 : 19-17) از آنجا که در اعتقادات دینی، دو امر لاهوتی و ناسوتی مکرراً از یکدیگر متمایز می شود، مناسک نیز بیانگر همین معنا هستند؛ آدابی که می خواهد انسان را به عرصه زندگی دینی وارد کند و به عبارتی، وی را از جهان ناسوتی محض خارج تا به دایره امر لاهوتی وارد شود. این تغییر، حال نوعی«دگرگونی یک سره گوهری» تلقی می شود (دورکیم ،1383 : 52-48). به ادعای رابرتسون اسمیت، آدمیان به مناسک بیشتر توجه دارند تا آموزه های مذهبی زیرا که مناسک دو ویژگی مهم دارند: تنظیم کننده و برانگیزاننده، یعنی تنظیم رفتار فردی و برانگیختن احساس اشتراک و وحدت اجتماعی. دورکیم به جنبه ای دیگر از مناسک می پردازد. به استدلال وی، از طریق، مشارکت در مناسک و مراسم مذهبی قدرت اخلاقی جامعه آشکار و از همین طریق تقویت و تجدید می شود. شرکت کنندگان در اجرای آیین های مذهبی به اهمیت گروه و جامعه پی می بردند و سعی در حفظ این همبستگی خواهند کرد. همچنین وی هدف مناسک مذهبی را نوعی کفاره دهی به قصد استغاثه برای پاک شدن و مغفرت از گناه می داند. قابل ذکر است این مفاهیم، لزوماً برای شرکت کنندگان مدنظر نیست، آنها غالبا بر این باورند که مناسک وضعیت خوشایندی را به ارمغان می آورد یا از یک وضعیت ناخوشایند جلوگیری می کند. از آن جا که عمل به آداب و مناسک، احساس عمیقی از سرخوشی و بهروزی را به ارمغان می آورد این اطمینان به وجود می آید که مقصود از این مناسک تحقق یافته است.
در دیدگاه دروکیم ، مناسک به همان اندازه ضروری اند که خوراک برای نگاهداشت زندگی جسمانی. صرف گرد هم آمدن افراد و کاری را به گونه ای دسته جمعی انجام دادن، به منزله بیان احساسات مشترک در قالب یک کنش جمعی است. این، نوعی از کارکرد یکپارچه سازی مفاهیم مذهبی است ولو اینکه عمل کننده به آن خود واقف نباشد. مفاهیمی چون آرمان و کمال در جریان برگزاری مراسم دسته جمعی پدیدار می شود. برانگیختگی شدید ایجاد شده طی مراسم ، مشارکت کنندگان را وا میدارد برای تبیین چنین حالتی آن را به قدرت و کیفیت خارق العاده ای نسبت دهند و از همین رهگذر مفهوم امر مقدس پدید می آید. ( همیلتون، 1377 : 186ـ170؛ دورکیم ، 1383 : 566)
هر نوع عمل انجام شده در مناسک مذهبی، برای هدفی غایی در نظر گرفته می شود که شمایل گوناگونی می یابد. در آداب شیعیان امامیه، زیارت، توسل، شفاعت، تشفی، نماز جماعت، وقف، نذر، اعتکاف، قربانی کردن، صدقات، جشن ها و آیین های عزاداری و سوگواری و نمایش های آیینی مثل پرده خوانی و تعزیه، نمونه هایی از این مناسک هستند که در اکثر موارد به گونه جمعی برگزار می شوند؛ مجموعه ای از اعمال که جان مک کوری برای توصیف آنها از تعبیر « بزرگداشت شعور جمعی » استفاده می کند. ( واخ ، 1380 : 28). در واقع، کنش های دینی با ایجاد شرایط برابر و یکسان برای همه افراد مشارکت کننده، روح تعاون و مددکاری اجتماعی را در آنها تقویت می کنند و بزرگداشت شعور جمعی توصیف مناسبی برای این حالت است. چنان که ترنر در کتاب «روند مراسم مذهبی» بر این عقیده است که شرکت در یک مراسم مذهبی، فرد را از موقعیت دنیوی چون تفاوت های جنس، طبقه و نژاد جدا می کند و همسان گرایی و مساوات طلبی را بین آنان به وجود می آورد( لولین ، 1383 : 40-39)

قالب های عملی

به عقیده ردکلیف براون در کتاب «دین و جامعه» باورداشت ها و عملکردهای مذهبی بیان نمادین احساساتی هستند که جامعه از آنها ثبات و دوام می یابد. از دیدگاه او ، مناسک پیامدهایی به بار نمی آورند که شرکت کنندگان در آنها چشم داشت دارند بلکه به پیامد هایی منجر می شود که ارزش اجتماعی سودمندی دارند؛ پس رابطه میان باورداشت ها و عملکردها نه یک رابطه علی که بخش هایی از یک کل منسجم را تشکیل می دهند. وی از جمله کسانی است که برای شناخت ماهیت دین، اولویت را به بررسی عملکردهای مذهبی می دهد(همیلتون ،1377: 199-198).
این نکته جای تامل دارد که« مراسم مذهبی ماهیتی نمادین دارند»در فرهنگ مادی شیعیان، نمادها کاربرد فراگیری در مراسم مذهبی دارند. نمادها در حرکات بدنی، مفاهیم کلامی، موسیقی، ابزار و وسایل متبرک و سمبلیک، در مکتوبات (چه نظم و چه نثر)، آداب تطهیر و... حضور دارند. نمادهای به کار رفته در مناسک را می توان اساساً استعاری و بیانگرانه دانست چیزی که به تعبیر ماکس گلوکمان، جنبه نمایشی بودن مناسک را بارز می کند وی بر مناسک به عنوان « نوعی اجرای نمایش » تاکید می ورزد(همیلتون ،1377: 229). این نمادها به دلیل آنکه مفاهیم را به شکل ملموس و مختصر گرد آوری می کنند،« باعث ایجاد قدرت تمرکز روی مراسم مذهبی می شوند ». نمادها توسط مردم در قالب مراسم مذهبی مدام تکرار و باز نمایش می شوند و حتی اگر تفسیر مفهوم آن از نظر همه یکسان نباشد اما با گرد هم آوردن شرکت کنندگان، از آنها یک واحد همگون می سازد ( مک لولین، 1383 : 86-81).
برای نمونه به تعدادی از مناسک مذهبی رایج درمکان های مذهبی به ویژه امامزادگان در ادامه اشاره می شود:
زیارت : در اعتقادات شیعیان امامیه، زیارت بقاع متبرکه امری است که به وفور توصیه شده است. در مکتب تشیع، زیارت یکی از برنامه های عبادی و سیاسی است، امری که توسط مسلمانان سلفی چون وهابیون شرک محسوب می شود. این دسته از مسلمانان به سخنان ابن تیمیه توسل می جویند که زیارت شرک است چرا که توسل به مردگان، خطاب به معدوم است و مرده، قدرت بر اجابت تقاضای زندگی ندارد ولی شیعه امامیه معتقد است شخص مقدس مدفون، مستقل و مستغنی از استمداد خداوند نیست و توسل جستن به معصومان از آن روست که آنان مخلوقات برگزیده و مشمول عنایت الهی هستند (حسینی، 1374 : 93-90) شیعیان با آوردن مثالی از زیارت مسجد الاقصی توسط پیامبر در سفر معراج و نقل روایات متعدد مبنی بر توصیه اکید بزرگان دینی، انجام زیارت را از اهمّ آداب مسلمانی می دانند. بدیهی است این امر، موجب محوریت یافتن بقاع متبرکه به عنوان مکانی برای زیارت خاندان معصوم می شود، در این میان، امامزادگان به خاطر سابقه تاریخی و داشتن نسبی که آنها را متصل به خاندان پیامبر و امامان معصوم می کند، از مهمترین بقاع متبرکه به حساب می آیند. همچنین زیارت مزار مقدس آنان، مجموعه ای از آداب را در گذر زمان به وجود آورده است ازجمله : داشتن وضو، غسل کردن، پوشیدن لباس پاک و تمیز، طهارت و صفای باطن، فروتنی و سر به زیری هنگام ورود به مکان، اذن دخول خواستن، نزدیک ضریح شدن و بوسیدن آن، ذکر گفتن، تلاوت قرآن و دعا، نماز خواندن، توسل جستن و شفاعت خواستن، توبه و استغفار کردن، طلب تشفی آلام دنیوی، گریستن به یاد مصیبت ها و رنج خاندان پیامبر و ... که مجموعاً بدان معناست که زیارت ،به حقیقت، در دل و جان و برقراری ارتباط قلبی با خدا از طریق حجت خداست. ( حسینی،1374 :39-35؛ رکنی ، 1362 : 26-24)
شفا : معتقدان به جهان غیب، توسل به نیروهای خیر آن جهانی را هنگام مصیبت و گرفتاری، چاره ساز و مشکل گشا می دانند. امداد جستن از هویت غایب ناپیدا، نیازمند توسل به مظاهر تجسم یافته آن است که با فیض الهی تقدس پیدا کرده اند. همچنین ایمان به باقی ماندن نیروی فوق بشری حتی بعد از درگذشتن قدیسان و اعتقاد به« قدرت قدسی نه فرد مقدس»باعث می شود آرامگاه قدیسان، محل تسلی جویی و تشفی درد های جسمانی باشد. شفای ناشی از قدرت قدسی، تظاهری مشترک در بین بسیاری از ادیان و مکاتب روحانی است. در اعتقاد شیعیان هم، انسان ترکیبی از روح و جسم است، پس ریشه درد و رنج را تنها در جسم خود جستجو نمی کند بلکه اعتقاد به وجود نیرویی در درون، قدرت شفا دهنده ای را پیشنهاد می کند که خارج از مباحث فیزیولوژیک و آناتومیک قادر به تأمین دوباره تندستی و سلامتی است . در ایران، بقاع مشایخ و بزرگان دین و عرفان از جمله مکان ها برای شفا یابی و مراسم خاص شفاست که برخی از آنها شهرت فراوانی دارند مانند آرامگاه پیر شالیار در منطه اورامانات کردستان و امامزاده ابراهیم در گیلان. اگرچه برخی از مصادیق این شفاها با تایید مقامات رسمی همراه می شود اما بسیاری از آنها در میان عوام جوامع سنتی و مذهبی، دستمایه رواج باورهای خرافی نیز شده است (ملک راه ، 1385 : 236-211) اگر مواردی مبنی بر اسناد کراماتی عجیب وجود دارد، مرجع آن را باید در گذشته مبهم پو قدری نامشخص فرد متوفی دانست که سبب شده است به جای واقعیت ها، هاله ای از افسانه ها پیرامون وی شکل گیرد.
وقف: از دیگر سنن مکان های مقدس در جامعه اسلامی، سنت وقف است. موقوفات بیانگر کنش ها و نیت های خیرخواهانه وقف کنندگان است و می توان آن را از نمودهای بارز امر دیگر خواهی یا روحیه اجتماعی و همبستگی اجتماعی تلقی کرد که هدفش رساندن خیر به دیگران است. پس هم عامل همبستگی و هم معلول و نماد همبستگی اجتماعی است. از مصارف وقف در اماکن متبرکه می توان به بازسازی، تجهیز و رونق و تهیه امکانات مورد نیاز اشاره کرد ( باقی، 1381 : 335- 229). با مشاهده موارد مصارف موقوفات، این نکته دور از ذهن نیست که وقف را حلقه اتصال فرد با جامعه دینی بدانیم که مکان مذهبی تجلی گاه و محل تبلور آن قرار می گیرد.
نذر: نذر پیمانی است که شخص به وسیله آن، به قدرت روحانی نمادین و برتری، با پیشکش کردن شی یا عملی توسل می جوید. در فرهنگ ایرانی، نذورات از قدیم الایام برخاسته از فرهنگ دینی مردم بوده یعنی به مرور زمان هر نذری رنگ مذهبی به خود گرفته است. نذر علاوه بر کارکرد معنوی برای انجام دهنده آن، در بردارنده آثار اجتماعی نیز هست چرا که عملی متاثر از مجموعه شرایط و عوامل حاکم بر جامعه و فرهنگ نذر کننده است؛ پس علاوه بر نتایج اجتماعی و فرهنگی (همچون پیوستگی فرهنگی و اجتماعی) برای جامعه، در عین حال برای افراد اعتبار و منزلت اجتماعی فراهم می کند. رویکرد کارکردگرایی در مردم شناسی، هویت یابی دینی و اجتماعی با توجه به طبقه اجتماعی و جنسیت نذر کننده را از نتایج غیر مستقیم مناسکی چون نذر می داند. البته این نذر دامنه وسیعی دارد: نذورات مادی (پرداختن پول ، قربانی کردن و تهیه غذا)، عبادی (تلاوت قرآن، دعا، ذکر و روزه گرفتن)، تشکیل مجلس عزاداری و روضه خوانی و نمایش آیینی تعزیه که همه از مصادیق معنوی و مادی نذر محسوب می شوند (بهار، 1383: 119-118)
در دو نمونه مطالعه موردی، طیف وسیعی از مناسک و آداب مذهبی قابل مشاهده است که در بسیاری از موارد، شباهت و همپوشانی دارند اما در پاره ای از آن ها تفاوت هایی وجو دارد. به طور مثال، مناسک مربوط به زیارت و آداب ویژه آن، طلب شفاعت و توسل جستن، خواندن قرآن و دعا، بر پایی نماز های جماعت، مراسم جشن و سوگواری، نذر و موقوفات در هر دو مکان مشهود است. در مشاهدات میدانی و مصاحبه های به عمل آمده از برخی از زائران، فحوای پاسخ آنها به سوالاتی نظیر انگیزه های شخصی برای انجام مناسک، تجربه های شخصی از عمل به آداب مذهبی، احساسات و دریافت های حسی در طی برگزاری مراسم و ... موید این نکته است که در اغلب موارد، زیارت از قبور امامزادگان برای آنها نوعی سفر معنوی و تخلیه احساسی است و امامزاده، مکانی است که می توانند لحظاتی فارغ از دغدغه های زندگی روزمره به نوعی رهایی معنوی برسند و جدای از دل مشغولی های دنیوی به مراقبه و مکاشفه دینی بپردازند. البته کارکرد جمع گرایی این مکان ها باعث به وجود آمدن فضایی از نشاط روحی و تشویق زائر برای گذراندن اوقات تفریح خود در این مکان ها نیز شده است، چنان که عده ای از زائران گاه در طول روز، چندین مرتبه به امامزاده مراجعت می کنند. گذشته از آن، گرد هم آمدن، زائران به ویژه زنان به شکل گروه های چند نفره (یا به دلیل نسبت فامیلی یا آشنایی در مکان) فضایی را فراهم کرده است که آنان می توانند به مسائلی چون آگاهی از اتفاقات روز، تبادل عقاید مذهبی و سیاسی، چاره اندیشی برای مشکلات یکدیگر، انجام مراسم جمعی چون ختم قرآن یا صلوات، شکل دادن هسته هایی برای انجام کارهای خیر چون کمک به مستمندان و تهیه جهیزیه برای دختران بی بضاعت و... بپردازند.
البته نباید فراموش کرد مکان های مذهبی علاوه بر زائران، به کسانی که به نوعی متولیان مکان محسوب می شوند نیز شخصیت و منزلت می بخشد. با برگزاری مراسم و آیین های مذهبی، رفته رفت کسانی عهده دار کنترل و نظم مکان شدند و از فعالیت در زیارتگاه اعتبار و حیثیت یافتند. این افراد وظیفه حفظ شعائر ، بر پاداشتن مراسم، نگهداری و محافظت از امامزاده را بر دوش دارند و همین امر را می توان زمینه ای دانست برای شکل گیری ساختاری از مراتب مدیریتی و تشکیلات سازمانی با مراکزی چون هیات امنا، پایگاه بسیج ، امور خیریه، پایگاه های آموزشی و فرهنگی وحلقه های سیاسی مذهبی که این موارد، در امامزاده نرمی به شکل وسیع تر و با رونق بیشتری همراه است. طبق مصاحبه های انجام شده می توان زائران را به دو گروه عمل کنندگان دائمی (کسانی که یک یا چند بار در هفته به مکان می آیند و اعمال مذهبی به جا می آوردند) و عمل کنندگان اشتیاقی و گاهگاهی(کسانی که تنها چند بار در سال، در مکان و مناسک آن شرکت می کنند) تقسیم کرد. هر دو امامزاده به دلیل مناسک دسته جمعی مربوط به نذری خاص، شهرت دارند. در امامزاده درب امام، نذر خوراکی نان و ماست و در امامزاده نرمی، نذر نمایش آیینی تعزیه از قدیم الایام انجام می شود. هم افراد نذر کننده و هم شرکت کننده، این آیین را نوعی یافتن برکت و نعمت در کنار دیگر همکیشان خود تلقی می کنند. لذت انجام این دسته از مناسک از روحیه جمعی نهفته در آن ناشی می شود. حالتی که شرکت کننده خود را جزئی از جمع بزرگتری می داند که به گفته حاضران، احساس مشترکی از دردها، رنج ها، پیروزی ها و تسکین ها برایشان به ارمغان می آورد. در مناسک جمعی گاه به خاطر هیجان جمعی زیاد، نوعی استحاله فرد در جمع و جذب کامل گروه شدن پدید می آید به گونه ای که شرکت کننده، نیرویی را در خود احساس می کند که آن را مافوق نیروی بشری می داند. این ویژگی در امامزاده نرمی در طی برگزاری نمایش تعزیه با مشاهدات عینی و گفتگو با شرکت کنندگان (چه برگزار کنندگان و چه ناظران) قابل اثبات است.
در میان مناسک مذهبی ، اعتقاد مردم به معجزات و کرامات بزرگواران مدفون تاثیر بسیاری در نیت زائر برای انجام آداب مذهبی در هر دو امامزاده دارد. این امر در امامزاده نرمی، به صورت اعتقاد بر گرفتن شفای جسمی بیماران وجهی بارزتر یافته است. البته قابل ذکر است در میان روای

تاریخ ارسال: 1397/9/20
تعداد بازدید: 39
ارسال نظر
مطالب مرتبط