اسماعیلیه

اسماعیلیه و امامیه

جعفر شریفی  1؛ محمدعلی چلونگر2
 
 
چکیده
امامیه و اسماعیلیه، برای آغاز کار و پیشبرد امور و تدابیر مورد نظر خویش، به تشکیل دو سازمان مخفی وکالت و دعوت اقدام نمودند تا در جهت اهداف و برنامه‌های خود و در چارچوب اصول عقاید خویش و به دور از چشم دشمنان، بتوانند در مناطق مختلف سرزمین‌های اسلامی فعالیت نمایند. با بررسی تطبیقی این دو سازمان، می‌توان به دستاوردهای پژوهشی روشن‌تر و مهم‌تری نسبت به اهداف و عملکرد هر دو سازمان و پیروان آنان دست یافت. پرسش اصلی مقاله آن است که این دو سازمان، چه وجوه اشتراک و امتیازی در اهداف و اصول سازمانی با یک‌دیگر داشته‌اند؟ در پاسخ می‌توان گفت که سازمان وکالت امامیه با اهداف چندگانه سیاسی- اعتقادی، برای هدایت شیعیان، احقاق حق اهل‌بیت: و نیز ترویج معارف شیعه و تحکیم عقاید پیروان فعالیت می‌نمودند. سازمان دعوت اسماعیلیه نیز با تأکید بر اهداف سیاسی آشکارتر، در راه دست‌یابی به قدرت و خلافت فعالیت داشتند و در عین حال، به ترویج اصول عقاید خود نیز مقید بودند. هردو سازمان، در اصولی همانند تقیه، پنهان‌کاری، نظم و ترتیب در امور و اطاعت محض از امام، اشتراک داشتند و در برخی اصول همانند شیوه‌های جذب حداکثری پیروان و کسب قدرت از هر طریق ممکن، با یک‌دیگر دارای اختلاف نظر بودند.
کلیدواژه‌ها
امامیه؛ اسماعیلیه؛ سازمان وکالت؛ سازمان دعوت؛ امام؛ وکیل؛ داعی
 
 
اصل مقاله

در این پژوهش به مطالعه سازمان وکالت امامیه که بنیان و رونق‌بخشی و رهبری آن را ائمه: عهده‌دار بودند، و نیز سازمان دعوت اسماعیلیه و مقایسه آن دو سازمان با یک‌دیگر می‌پردازیم. از جمله فواید مهم این بررسی تطبیقی، شناخت بهتر سیره امامان، اقدامات و الگوهای رفتاری حیات سیاسی ـ اجتماعی آنان، و این که در چارچوب سازمان وکالت، ائمه و کارگزاران آنان تأثیر مهمی در روند نشر تشیع در نواحی مختلف قلمرو اسلام داشتند. از طرفی، تأثیر سازمان دعوت اسماعیلی بر اساس اهدافی که دنبال می‌نمود، موجب جذب پیروان و افزایش قدرت و موقعیت آنان گردید. بنابراین فایده مهم بررسی تطبیقی این دو سازمان، دریافت بهتر اهداف آنان و تأثیراتی است که به لحاظ عقیدتی ـ سیاسی و جذب پیروان در نواحی متعدد دنیای اسلام داشتند.

مطالعات تطبیقی، در پژوهش‌های تاریخی، نسبت به دیگر کار‌های پژوهشی، کم‌تر انجام شده است. با این حال در تحقیقات اخیر، آثار مستقلی درباره هر دو سازمان نوشته شده است. درباره اسماعیلیان، آثاری از جمله پیدایش اسماعیلیه اثر برنارد لوئیس، زمینه‌های پیدایش خلافت فاطمیان، نوشته محمدعلی چلونگر، و مقالاتی از جمله: «ساختار دعوت فاطمیان»، نوشته بهرامی و «ساخت و کارکرد و تحول دعوت فاطمیان» از جان‌احمدی می‌توان اشاره نمود. درباره وکالت امامیه نیز آثاری نگاشته‌اند؛ از جمله: کتاب سازمان وکالت امامیه و نقش آن در عصر ائمه، نوشته محمدرضا جباری، و تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم7 و نیز در زمینه مطالعه تطبیقی، کتاب بررسی تطبیقی سازمان دعوت عباسیان و وکالت امامیه، نوشته کاظم ملبوبی و محمدرضا جباری.

پرسش اصلی مقاله این است که این دو سازمان، چه وجوه اشتراک و امتیازی در اهداف و اصول سازمانی خود داشته‌اند؟ البته در زیرمجموعه این سؤال، سؤالات فرعی نیز وجود دارد؛ از جمله: سازمان‌های دعوت و وکالت، چه تأثیری در روند تکامل و پیشرفت کاری امامیه و اسماعیلیه ایفا نموده‌اند؟ به لحاظ تقدم زمانی و یا برخی اشتراکات اصولی، آیا شواهدی دال بر تأثیرپذیری سازمان دعوت در اهداف و اصول سازمانی از سازمان وکالت وجود داشته است؟

برای پاسخ به سؤالات، در بیان فرضیه این پژوهش تاریخی باید گفت: وجوه اشتراک و امتیازی میان این دو سازمان‌ وجود داشته است با بررسی اسناد و مدارک تاریخی و دریافت مستندات، علاوه بر بیان وجوه اشتراک و امتیاز، در پاسخ به سؤال اصلی تحقیق، کوشش خواهد شد استنادات و استدلال‌هایی دال بر پاسخ‌گویی به برخی سؤالات فرعی نیز ارائه گردد؛ مانند این که آیا سازمان اسماعیلیه، از سازمان وکالت و الگوهای رفتاری امام صادق7 در مراحل دعوت خود تأثیر پذیرفته است؟ اهمیت اصولی این دو سازمان‌ در تکامل تدریجی، پیشرفت و دست‌یابی به اهداف خود به چه میزان بوده است؟

در این پژوهش، علاوه بر پاسخ به سؤالات تحقیق و صحت و سقم فرضیه، کوشش خواهیم نمود این مطالعه و پژوهش تطبیقی را بر اساس داده‌های تاریخی بررسی نماییم. روش تحقیق، توصیفی - تبیینی و بر پایه مطالعات کتابخانه‌ای است بر این اساس، به بررسی تطبیقی این دو سازمان‌ در اهداف و اصول خواهیم پرداخت.

 

سازمان وکالت امامیه

تنگناها و فضای بسته‌ای که خلفای عباسی برای امامان شیعه به وجود آوردند، موجب شد ائمه: اقدامات و تدابیر تازه‌ای برای برقراری ارتباط با پیروان خود بیابند. این اقدام جدید، تأسیس سازمان وکالت به شیوه نظام زیرزمینی ارتباطات و تعیین کارگزاران در مناطق مختلف بود.

وکالت به مفهوم «نمایندگان عمومی ائمه: برای انجام دادن یک سلسله وظایف خاص در میان شیعیان»، در واقع از عصر امام صادق7 (114-148ق) به بعد پدید آمده است؛ زیرا تعداد شیعیان و میزان گسترش آن‌ها در مناطق مختلف، آن قدر نبوده که به اعزام نماینده و وکیل از جانب امام باقر7 و امامان پیش از ایشان احساس نیاز شود. مؤید این مطلب، روایت منقول از امام صادق7 است که فرمود:

«ارتدّ الناس بعد قتل الحسین7 الا ثلاثة: ابو خالد الکابلی و یحیی بن ام‌الطویل و جبیر بن مطعم ثم ان الناس لحقوا و کثروا». (طوسی، 1348، ص123) شوشتری به جای جبیربن‌معطم، حکیم‌بن‌جبیر‌بن‌معطم را صحیح می‌داند. (شوشتری، 1397، ج9، ص399) هم‌چنین سختی اوضاع سیاسی ـ اجتماعی عصر امام باقر7 به‌ ویژه دوران هشام‌بن‌عبدالملک، مانع فعالیت‌های آن حضرت برای گسترش دامنه تشیع بود.

امامان شیعه با لحاظ نمودن مقتضیات و ضرورت‌های موجود، به ایجاد و گسترش این تشکیلات اقدام نمودند تا با سهولت بیش‌تری بتوانند با شیعیان در دورترین نقاط عالم اسلامی مرتبط باشند و شیعیان نیز از طریق این شبکه ارتباطی مطمئن، بتوانند نیازهای شرعی و دینی خود را مرتفع سازند. این تشکیلات، از نیمه دوم عصر امامت یعنی از عصر امام صادق7 به بعد، تأسیس گردید و رفته‌رفته دارای نظم و گستردگی بیش‌تری شد تا آن‌جا که در بعضی دوره‌ها چون عصر امام عسکری7 و سپس عصر غیبت، به اوج گسترش و انسجام رسید. بنابراین، می‌توان اهداف امامیه در تأسیس سازمان وکالت را این‌‌گونه برشمرد:

الف)‌ هدایت سیاسی شیعیان و در صورت امکان احقاق حق خلافت اهل‌بیت: و نقش تمهیدی برای ورود شیعه به عصر غیبت؛

ب) ترویج معارف شیعی و تحکیم پایه‌های اعتقادی شیعیان و مبارزه با جریان‌های انحرافی؛

ج) برقراری ارتباط با شیعیان و جمع‌آوری منابع مالی؛

د) نقش حفاظتی، اجتماعی و خدماتی سازمان وکالت نسبت به امامان: و شیعیان. (رک. جباری، 1382، فصل پنجم)

امامیه دنبال جاه‌طلبی‌های سیاسی و قیام‌ها و حرکت‌های چندروزه و بدون نتیجه نبود، بلکه با ترویج اعتقادات امامی و تأسیس سازمان وکالت، سعی داشت به اهداف چندگانه سیاسی ـ اعتقادی دست یابد. مقتضیات زمان و فشارهای عباسیان بر علویان، به عنوان رقبای بزرگ خویش در حکومت، باعث شد این سخت‌گیری‌ها نسبت به دوره بنی‌امیه به مراتب بیش‌تر باشد. (امین، 1956، ج3، ص281) عباسیان برای تأمین امنیت حکومت خود، امام صادق7 و پیروانش را نظارت می‌کردند و حتی جمع‌آوری خمس به صورت پنهانی توسط پیروان ایشان را گامی برای آمادگی امام در براندازی خود تلقی می‌نمودند. (کلینی، 1388، ج1، ص203-204)

بنابراین، امام صادق7 با برگزیدن سیاست تقیه در قبال عباسیان، و رونق شبکه سری ارتباط با پیروان و نشر احادیثی درباره جایگاه الهی و منصوص بودن امام (کلینی، 1388، ج1، ص279-281)، این نکته را روشن ساخت که بر امام منصوص الهی لازم نیست بلافاصله قیام کند تا حقوق سیاسی خود را از هر طریق ممکن با حکومت بر جامعه اسلامی به دست آورد؛ او باید رهبری روحانی خود را داشته باشد و وظایف خویش را انجام دهد تا زمانی که افراد جامعه خود به اندازه کافی از آگاهی و شعور نسبت به حقوق آنان برخوردار گردند و با مراجعه به ائمه:، خواستار حکومت اسلامی و شیعی شوند. بر مبنای همین سیاست، امام صادق7 زمان را برای حرکت‌های آشکار سیاسی و نظامی مناسب نمی‌دانستند و به پیروان خود فرمودند:

زبان‌های خود را نگه دارید و از خانه‌های خود بیرون نیایید؛ زیرا آن‌چه به شما اختصاص دارد (حکومت راستین اسلامی)، به این زودی به شما نمی‌رسد». (مجلسی، 1404، ج52، ص139)

پس از امام صادق7، دیگر ائمه: نیز همین روش را ادامه دادند و به تربیت شیعیان و حل مشکلات آنان پرداختند. سازمان وکالت، یکی از ابزارهای ائمه: برای این منظور بود. این سازمان، شبکه وسیعی از نمایندگان را در سراسر جامعه اسلامی تشکیل داد. (جباری، 1382، ص175) یکی از کارکردهای سیاسی این سازمان، انتقال دستورهای سیاسی امامان به شیعیان بود. از جمله این اقدامات، دستور به کناره‌گیری از قیام‌ها بود که از سوی سازمان به شیعیان ابلاغ می‌شد. در واقع روش سیاسی ائمه:، اصلاح ساختار قدرت و بیرون آوردن آن از دست نااهلان بود. به باور امامیه، امامت آنان از طرف خدا ابلاغ شده بود و خلافت برای آنان در صورتی تحقق می‌یافت که با اقبال واقعی مردم همراه باشد.

اصول سازمان وکالت امامیه

1. تقیه و پنهان‌کاری

حفظ آیین راستین ائمه: و پیروان آن،‌ به دلیل اوضاع سختی که حاکمان زمان ایجاد کرده بودند، عرصه را بر هرگونه فعالیت علنی بسته بود؛ به همین دلیل، فعالیت پنهانی و تقیه، به عنوان یک اصل در سازمان وکالت اهمیت داشت. به استناد برخی آیات قرآنی، سابقه تقیه به برخی رویدادهای زمان پیامبر9 بازمی‌گردد؛ مانند رفتار عماربن‌یاسر برای نجات از دست مشرکان که قرآن نیز آن را مجاز شمرده است. (نحل / 106) و یا مضمون آیه 28 سوره آل‌عمران، مبین توجه پیامبر9 در مواقعی به تقیه است و یا امام سجاد7، با بهره‌گیری از سیاست تقیه در واقعه حرّه، باعث حفظ جان خود و اطرافیان از گزند حکومت یزید شدند.

شیوه تقیه یا مبارزه مخفی، یکی از شیوه‌های مبارزاتی ائمه: و تربیت‌شدگان مکتب آنان با دشمنان اسلام در عصر خفقان، بوده است. تقیه در اسلام از زمان بعثت پیامبر9 تا پایان غیبت صغرا در موارد لزوم اهمیت داشته است. با نگاهی به مقوله تقیه، در‌می‌یابیم که اوج بحث تقیه و سازمان‌دهی آن از دوره امام باقر7 و به ویژه امام صادق7، به دلایل سخت‌گیری‌های بنی‌امیه و بنی‌عباس، پدید آمد. امام باقر7 درباره اهمیت تقیه می‌فرماید:

«تقیه از ]برنامه‌های دین[ من و پدران من است و کسی که به وظیفه تقیه عمل نکند، ایمان ندارد». (مجلسی، 1404، ج57، ص431)

تأکیدهای مکرر امام صادق7 بر تقیه، خود دلیل آشکاری بر وجود فشارهای سیاسی بود. خطر هجوم بر شیعه چنان نزدیک بود که امام برای حفظ آنان، ترک تقیه را مساوی ترک نماز اعلام فرمود. (حر عاملی، 1409ق، ج9، ص259)

امام در روایاتی، تقیه را لازمه دین‌داری برشمرده‌اند:

از دین خود بترس و آن را با تقیه حفظ کن؛ زیرا کسانی که تقیه نمی‌کنند ایمان ندارند». (کلینی، 1388، ج2، ص218)

با سعی و تدابیر ائمه:، اصل تقیه و فعالیت‌های مخفی در سازمان وکالت نهادینه شد. این سازمان پس از امام صادق7، درعین تداوم فعالیت‌های سری و پویا، حوزه فعالیت خویش را گسترش داد. وکلا در هر صورت، می‌کوشیدند با رازداری و فعالیت‌های مخفیانه در چارچوب اصل تقیه، به وظایف عقیدتی ـ سیاسی خود ادامه دهند. روی این نظر، برخی اقدامات وکلا در لباس حج‌گزار، روغن‌فروش (طوسی، 1417، ص354) و پارچه‌فروش (همان، ص295)، برای فعالیت مخفی و انجام دادن بهتر وظایف خویش صورت گرفت. در پی چنین وضعیتی، نواب اربعه نیز وجود امام دوازدهم7 را از خلفا و عموم، پنهان نگه می‌داشتند. (کلینی، 1388، ج1، ص505؛ طوسی، 1417، ص157)

 

2. انتخاب اعضا توسط شخص امام

اهمیت سازمان وکالت در حفظ موقعیت شیعیان و پاس‌داری از آیین امامیه و استمرار و پویایی آن، ائمه: را برآن داشت که با دقت و حساسیت بیش‌تری وکلا و یا کارگزاران سازمان وکالت را انتخاب نمایند. امامان: در انتخاب وکلا، نظر نهایی را صادر می‌کردند. گاهی وکلای ارشد نیز در انتخاب دیگر وکلا نظر می‌دادند، و در نهایت امام7، طی نامه‌ای به دیگر وکلا و سرشناسان نواحی، وکیل را معرفی می‌نمودند. این اقدام، از آن روی بود که در صورت اطمینان آنان به درستی وکالت، عامه مردم نیز از آنان تبعیت نمایند. (پیشوایی، 1379، ص573؛ جباری، 1382، ص180)

از جمله شرایط مهم انتخاب وکیل توسط امام7، داشتن ویژگی‌هایی همانند عدالت، وثاقت، رازداری، نظم، دقت، کاردانی و احتیاط بود و آنان را متناسب با هر منطقه و معمولاً بر اساس بومی بودن انتخاب می‌کردند. (طوسی، 1417، ص177) چنان که امام هادی7، «ابوعلی‌بن‌راشد» را پس از درگذشت «علی‌بن‌حسین‌بن‌عبدربه»، به عنوان وکیل ارشد منصوب نمودند (طوسی، 1348، ص510؛ شوشتری، 1397ق، ج3، ص468) و این اقدام را طی نامه‌ای به وکیل محلی خود در بغداد به نام «علی‌بن‌بلال» اطلاع دادند و از او خواستند که از ابوعلی پیروی کند و وجوه جمع‌آوری شده را به او بسپارد و دیگران را نیز به این کار سفارش نماید و او را در انجام دادن وظایف یاری کند. (طوسی، 1348، ص513) بنابراین، معیار گزینش وی، به دلایل داشتن اوصافی هم‌چون: فرمان‌برداری از امام، شایستگی، فضل و مهربانی بوده است. هم‌چنین ائمه: به جای وکلایی که از دنیا می‌رفتند و یا در مواردی اعتماد امام را از دست می‌دادند، وکلای دیگری برمی‌گزیدند. (جباری، 1382، ص179)

 

3. نظارت مستقیم امام7 بر وکلا و مراقبت از آنان

ائمه: با این اهداف که سازمان وکالت را از آسیب‌های احتمالی حفظ نمایند و وظایف و رسالت خود را به خوبی انجام دهند، نظارت مستقیم بر وکلا داشتند و از آنان مراقبت می‌نمودند. این نظارت به نحوه‌های مختلفی بود. برای نمونه، رفتار مردم با وکیل امام عسکری7 در نیشابور، سبب شد که امام به شیعیان آن‌جا نامه بنویسد و وکیل خود را تأیید نماید. (طوسی، 1348، ص513-514) در مواقعی نیز مراقبت از وکلا برای دفع خطر از آنان بود. چنان که «علی‌بن‌یقطین» از وکیلان امام کاظم7، لباس‌ها و اموالی را نزد ایشان فرستاد و امام7 به جز یکی از آن لباس‌ها، همه را پذیرفتند، که با این اقدام و تدبیر، جلوی خشم هارون و صدمه به علی بن یقطین را گرفتند. (مفید، 1386، ج2، ص316)

ائمه: وکلا را از برخورد با هم و دخالت در قلمرو یک‌دیگر منع می‌نمودند. مثلاً امام هادی7 هنگامی که دو وکیل او به نام‌های ایوب‌بن‌نوح‌بن‌دراج (وکیل کوفه) و ابوعلی راشد (وکیل بغداد، مداین و قرای سواد)، در حوزه یک‌دیگر وارد شدند، آنان را از دخالت در حوزه یک‌دیگر منع فرمود. (طوسی، 1348، ص514) حل اختلافات وکلا نیز در حیطه اختیار امام7 بود؛ زیرا در صورت بروز اختلاف، پیامدهای ناگواری برای سازمان پیش می‌آمد. بر همین اساس نیز ائمه: از طریق شبکه ارتباطی سازمان وکالت، وکلا و پیروان تشیع را به طور مستقیم نظارت و راهنمایی می‌کردند؛ چنان که امام عسکری7 طی نامه‌ای به اسحاق‌بن‌اسماعیل و شیعیان نیشابور نوشت:

ای اسحاق! تو فرستاده من نزد ابراهیم‌بن‌عبده هستی تا وی به آن‌چه من در نامه‌ای که توسط محمد‌بن‌موسی نیشابوری فرستاده‌ام عمل کند. تو و همه مردم شهر موظفید بر اساس آن عمل نمایید! (طوسی، 1348، ص575؛ مجلسی، 1404، ج50، ص219)

 

4. نظم و تدبیر در امور

گستردگی و پراکندگی مراکز تجمع شیعیان، باعث رونق و گسترش فعالیت‌های سازمان ارتباطی وکالت با هدایت و نظارت ائمه: گردید. نظم و تدبیر، یکی از اصول مهم سازمان وکالت بود که برپایی اصولی همانند تقیه و نهان‌کاری، نظارت مستقیم و انتخاب وکلا را تقویت و تنظیم می‌نمود.

ارتباط وکلا با امام گاه حضوری بود، اما از عصر امام کاظم7 به بعد، با گسترش فعالیت‌های سازمان وکالت، سخت‌گیری‌های بنی‌عباس نیز بیش‌تر گردید. بنابراین، راه‌ها و تدابیر دیگری برای نظم و امنیت در امور و حفظ شبکه ارتباطی وکالت، از جمله: دیدار در موسم حج، اعزام پیک‌ برای ارتباط با شیعیان (مدرس تبریزی، 1347، ج7، ص570) و نیز مکاتبه با شیعیان (مجلسی، 1404، ج50، ص317)، از دوره امام کاظم7 و به ویژه از عهد امام هادی7 تا دوران غیبت صغرا، به عنوان یک روش ارتباطی بود. (کلینی، 1388، ج1، ص312؛ مجلسی، 1404، ج50، ص317)

سازمان وکالت، سازمانی هرمی بود که امام معصوم7 به عنوان رهبر سازمان، در رأس آن قرار داشت. (جباری، 1382، ص175) پس از امام، وکلای ارشد (وکیل‌الوکلا) قرار داشتند که نقش ناظر بر عملکرد وکلای نواحی مختلف را ایفا می‌نمودند؛ برای مثال، وکیل‌الوکلای عصر امام جواد7 «محمدبن‌فرج» بود. امام7 به او وصیت فرمود که پس از وفاتش، از امام هادی7 فرمان گیرد. (ابن‌شهرآشوب، 1379ق، ج4، ص389) در دوره غیبت صغرا، نواب اربعه وکلای ارشد محسوب می‌شدند؛ مثلاً عثمان‌بن‌سعید (نایب اول) بنابه نقلی، از دوره امام عسکری7 وکیل‌الوکلا بود. (طوسی، 1348، ص580) به نظر می‌رسد که وی اداره امور سازمان وکالت را با مرکزیت بغداد، با کمک سه معاون انجام می‌داده و نیز بر فعالیت وکلای نواحی نظارت داشته است. (صدوق، 1405، ص484-489؛ طوسی، 1348، ص531)

پس از وکلای ارشد، وکلای نواحی بودند که در مناطق مهم مستقر می‌شدند و یک ناحیه را سرپرستی می‌کردند. با توجه به این که از عهد امام نهم7 به بعد، ائمه: بیش‌تر تحت نظارت خلفای عباسی قرار گرفتند، باعث شد که تماس مستقیم میان امام و پیروان بسیار سخت شود. بر این اساس، نقش مذهبی و سیاسی وکالت افزایش یافت. بنابراین وکلای بزرگ شیعه برای سازمان‌دهی و نظم سلسله‌مراتبی و ارتباط و هم‌بستگی بهتر امور، شیعیان را بر مبنای نواحی گوناگون به چهار گروه تقسیم نمودند:

1. ناحیه بغداد، مدائن، سواد و کوفه؛ 2. ناحیه بصره و اهواز؛ 3. قم و همدان؛ 4. مصر، حجاز و یمن. (پیشوایی، 1379، ص547)

البته در یک تقسیم‌بندی گسترده‌تر، این نواحی چهارگانه شامل جزیرة‌العرب، عراق، شمال افریقا و ایران بوده است. (جباری، 1382، ص71) برای مثال، علی‌بن‌مهزیار وکیل امام نهم و دهم در ناحیه اهواز بود و فرزندانش در همان ناحیه، وکلای امام دوازدهم بودند. (نجاشی، 1407ق، ص191؛ صدوق، 1405ق، ص422)

در نهایت وکلای محلی، زیر نظر وکلای نواحی در شهرها و نواحی شیعه‌نشین مستقر بودند که با عموم افراد ارتباط داشتند و براساس دستورهای امام7، وکلای سازمان و وظایف محوله فعالیت می‌نمودند. همین نظام سلسله مراتبی منظم در عصر ائمه:، سازمان وکالت را از انحرافات احتمالی و آسیب‌های دولت عباسی حفظ می‌نمود.

 

5. اطاعت محض از امام

نقش محوری ائمه: در رأس سازمان وکالت و تداوم پویایی و گسترش تدریجی آن، حاکی از اطاعت محض وکلا و اعتقاد آنان به امام7 بود. بر این اساس، در چارچوب اهداف سازمان، نظم و هماهنگی و عدم انحراف جاری بود. ائمه: برای حفظ موقعیت سازمان، همواره وکلا و پیروان را به اطاعت از امام خویش و حفظ سیاست‌ها، اهداف و برنامه‌های سازمان فرامی‌خواندند و اوامر ائمه: به وکلا، حجت و لازم‌الاجرا بود. برای نمونه، امام عسکری7 خطاب به اسحاق‌بن‌اسماعیل و شیعیان نیشابور برای توضیح نقش امامت در هدایت امت اسلامی، تشریح ضرورت و اهمیت پیروی از امامان و هشدار درباره سرپیچی از فرمان امام، نامه نوشت. (مجلسی، 1404ق، ج5، ص219-323؛ ابن‌شعبه، 1363، ص484) آنان از طرفی، فرمان‌برداری وکلا را نیز می‌ستودند. برای نمونه، امام جواد7 پس از درگذشت محمد‌بن‌سنان، او را به سبب اطاعت‌پذیری از امامش ستایش نمود. (طوسی، 1417ق، ص348)

 

6. کناره‌گیری از قیام‌ها و ممنوعیت از هرگونه فعالیت نظامی

بر اساس تقیه، به عنوان اصلی دینی در روایات امام صادق7، در قاموس ائمه: فعالیت‌های نظامی برای کسب قدرت از هر طریقی اهمیت ندارد؛ برای مثال، امام صادق7 پیشنهاد رهبری سیاسی از سوی ابوسلمه، از رهبران قیام عباسی را نپذیرفتند؛ چون معتقد بودند که رهبران قیام، هدفی جز رسیدن به قدرت ندارند و اگر شعار طرف‌داری از اهل‌بیت: را مطرح می‌کنند، صرفاً به منظور جلب حمایت توده‌های شیفته اهل‌بیت: است؛ به همین دلیل امام7 در پاسخ او نوشتند:

«نه تو از یاران منی و نه زمان زمانه من است». (شهرستانی، بی‌تا، ج1، ص154)

بنابراین به یاران خود فرمودند:

زبان‌های خود را نگه دارید و از خانه‌هایتان بیرون نیایید؛ زیرا آن‌چه به شما اختصاص دارد (حکومت راستین اسلامی) به این زودی به شما نمی‌رسد! (مجلسی، 1404، ج52، ص139)

بر این اساس، کناره‌گیری و یا مخالفت امام7 با برخی قیام‌ها همانند قیام نفس
زکیه (نک: اصفهانی، 1385، ص40-41؛ اربلی، 1381ق، ج2، ص162) صورت می‌گرفت. امام صادق7 هشیارانه در قالب اصل تقیه و سازمان سری وکالت، برای پاس‌داشت بنیان‌های شیعه و بقای آن و حفظ جامعه از سیاست دولت‌های زمان، از هرگونه فعالیت نظامی و بی‌سرانجام کناره‌گیری نمودند و امامان پس از ایشان نیز همین روش را در پیش گرفتند.

 

سازمان دعوت اسماعیلیان

نهضت اسماعیلیه در نیمه اول قرن دوم هجری، در عرصه حیات دینی و سیاسی گام نهاد و حدود یک قرن و نیم، با جمعی از امامان مستور و داعیان فعالیت نمود. در پایان قرن سوم هجری نیز با تشکیل حکومت در شمال افریقا، خود را به عنوان دولت تازه‌ای نشان داد و توانست سیاست‌های حکومتی خود را در بسیاری از نواحی جهان اسلام گسترش دهد.

بی‌شک پیروزی‌های پی‌درپی این نهضت، مرهون داشتن یک ساختار پیچیده و منسجم سیاسی و دینی به نام «سازمان دعوت» بود که به تصریح منابع، (یاقوت حموی، بی‌تا، ج3، ص241) از «سلمیه» در شام رهبری می‌شد. (زکار، 1987، ج1، ص272) این سازمان تأثیرچشم‌گیری در جذب و گسترش دعوت در میان پیروان این فرقه و تحکیم حکومت آنان طی حدود سه قرن در افریقیه و مصر داشت.

هرچند اسماعیلیان از آغاز فعالیت خویش بنا‌به مقتضیات و اوضاع زمان چندان وجهه سیاسی خود را نشان نمی‌دادند، بی‌شک اهداف سیاسی، اجتماعی و عقیدتی، از جمله برنامه‌های مهم سازمان دعوت بوده است. جنبش اسماعیلی توانست خود را به صورت یک سازمان انقلابی پویا نشان دهد که امر دعوت را از طریق شبکه‌ای از داعیان، تبلیغ و رهبری می‌کرد. در رأس این سازمان مخفی، دست هدایت‌کننده یک رهبری مرکزی و نیرومند فعالیت می‌نمود. (دفتری، 1375، ص126)

سازمان دعوت اسماعیلیه این اهداف را دنبال می‌کرد:

1. براندازی عباسیان؛ 2. دست‌یابی به خلافت؛ 3. ترویج اندیشه‌ها و اصول عقاید اسماعیلی.

اسماعیلیان در جهت کسب مشروعیت و ترویج اصول عقاید خود، با اهداف ترویج و رونق مذهب خویش و نیز دست‌یابی به بنیان‌های سیاسی خود و تشکیل حکومت، به اثبات جایگاه خویش در پیوند نسبی با خط امامت از امام علی7 تا امام صادق7 و سپس فرزند بزرگ ایشان، اسماعیل و پس از او محمدبن‌اسماعیل برآمدند (اشعری قمی، 1342، ص80-82) و استمرار آن را نیز در قالب اندیشه‌های اعتقادی و سیاسی با عنوان «شیعه اسماعیلی» پی گرفتند. (فرمانیان، 1381، ص143-144)

اسماعیلیه در چارچوب سازمان دعوت، برای رسیدن به اهداف خود، به فعالیت گسترده سیاسی معتقد بودند. بر این اساس، از جمله عواملی که باعث شد آنان در این زمینه موقعیت بهتری به دست آورند، غیبت گسترده امامیهدر صحنه‌های نظامی و سیاسی بود. امامیه در این زمینه از امام صادق7 و دیگر ائمه پیروی می‌کردند (جعفری، 1373، ص334-337) لذا زمینه برای اسماعیلیان فراهم شد. از طرفی این روش امامیه، موجب شده بود بعضی از پیروان آنان که خواستار اقدام عملی و نظامی در برابر حاکمیت عباسیان بودند، به اسماعیلیه روی آورند. از این دسته می‌توان به سه رهبر برجسته اسماعیلیان در اواخر قرن سوم به نام‌های، «ابن‌حوشب (منصورالیمن)»، «ابن‌فضل» رهبران اسماعیلیه یمن و «ابوعبدالله شیعی»، رهبر اسماعیلیه افریقیه اشاره نمود که به نقل برخی منابع، هر سه در ابتدا امامی مذهب بودند و بعد به آیین اسماعیلی روی آوردند. (قاضی نعمان،1970، ص3؛ ابن‌خلدون، 1408، ج3، ص363)

اسماعیلیه به تدریج با ایجاد سازمان دعوت، وضعیت خلافت عباسی را به دقت بررسی کردند و با توجه به ضعف خلافت در مناطق مختلف، با شعارهای قابل قبول برای گروه‌ها و جوامع مختلف، اهداف خود را دنبال می‌کردند. موضوع تبلیغات آنان، به وضعیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه برمی‌گشت. آرمان‌های آنان عمدتاً درباره برابری، مساوات ثروت و زمین، دور می‌زد. شعارهای سیاسی ایشان، برقراری حاکمیت بر پایه مشارکت توده‌ها و شعارهای اجتماعی‌شان درباره عدالت اجتماعی بود. (رازی، 1377، ص142)

اسماعیلیه نخستین، با حمایت داعیان معروف، یعنی مبارک و ابوالخطاب از صحابه امام صادق7 که از امامت اسماعیل و فرزندش محمد حمایت می‌نمودند، با ایجاد نهضتی مخفیانه و زیرزمینی، قصد براندازی عباسیان و ایجاد حاکمیت اسماعیلیان را داشتند. نهادهای موجود اسماعیلی با تشکیل اولین دولت شیعی اسماعیلی در شمال افریقا، با عنوان دولت فاطمیان، نوعی گرایش محافظه‌کارانه به خود گرفتند. سازمان دعوت که با توسعه خود از زمان هارون، برای تخریب خلافت عباسی می‌کوشید، حال به صورت دفاع از ادعاهای فاطمیان درآمد. به سبب قدرت یافتن آنان، در آثار داعیان این دوره، نوعی گرایش از اصول انقلابی و آیینی به سوی نوعی محافظه‌کاری قراردادی دیده می‌شود. (لویس، 1368، ص101 و 161)

 

اصول سازمان دعوت اسماعیلیه

1. پنهان‌کاری (تقیه)

سری بودن دعوت، تقیه و کتمان، موجب پیشرفت دعوت اسماعیلیان و در نتیجه تداوم و تشکیل حکومت آنان شد. داعیان در دوره دعوت، برای حفظ امام از مخالفان و دشمنان، اسم حقیقی او را مخفی نگه‌ می‌داشتند و از اسامی مستعار استفاده می‌نمودند. (حمدانی، 1368، ص62؛ متز، 1388، ص84) آنان با تکیه بر بیان امام صادق7 که «تقیه دین من و اجداد من است و هرکس تقیه ندارد، دین ندارد» (کلینی، 1388ق، ج2، ص218؛ حرعاملی، 1409، ج16، ص210)، تقیه را میزان و شعار اهل ایمان و لباس اهل دعوت می‌دانستند. (قاضی نعمان، 1963، ص60) پنهان داشتن رهبری قیام، از جمله برنامه‌های آنان بود. این پنهان‌کاری، موجب شده بود که عباسیان و دیگر مخالفان، اطلاعاتی از شخصیت رهبری دعوت نداشته باشند. حتی اموالی که اسماعیلیان از نواحی مختلف برای امام اسماعیلی می‌فرستادند، کاملأ محرمانه به نقطه‌ای از اطراف شهر سلمیه انتقال داده می‌شد و شبانه اموال مزبور را توسط نقبی که به منزل امام راه داشت، منتقل می‌نمودند. (القرشی، 1406، ج4، ص404) آن‌چه موجب آگاهی عباسیان از رهبری اسماعیلیان شد، شورش قرامطه علیه سیاست‌های اصلاحی عبیدا... مهدی یا به قول «کامل حسین»، کشف ستر بود که به جدایی آنان از وی انجامید. (ابن‌اثیر، 1385، ج5، ص18؛ کامل حسین، 1959، ج2، ص25)
بر این اساس عبیدا... مهدی از دست تجسس عباسیان و شورش قرامطه، سلمیه را به قصد رمله در فلسطین و سپس مصر ترک گفت و سپس با پیشرفت داعی ابوعبدا... شیعی در افریقیه و ایجاد موقعیت برای عبیدا...، وی راهی آن منطقه شد و مقدمات تشکیل
دولت فاطمی را فراهم نمود. (قاضی نعمان، 1970، ص64 به بعد؛ ابن‌عذاری، بی‌تا، ج1، ص134-142)

 

1ـ1ـ فعالیت سری تحت پوشش تجار

عبدالله اکبر هنگام استقرار در سلمیه، برای حفظ خویش و تداوم فعالیت‌های
سری، خود را با شهرت خانوادگی عقیلی (وابسته به خاندان عقیل‌بن‌ابی‌طالب) و در
پوشش یک بازرگان نشان داد. پس از وی فرزندان و نوادگانش (احمد، محمد
ابوشلعلع، حسین و سعید «عبیدا... مهدی») در سلمیه، به همین سیره عمل کردند.
داعی معروف قرمطی، ابوسعید جنابی، پوست‌فروش بود. داعیان در شهرها، خود را
در لباس بازرگانان استتار می‌نمودند و فقط در نواحی قبیله‌ای و دور از دست‌رس
قدرت حکومتی، آشکارا رفت و آمد داشتند. (دفتری، 1375، ص127) عبیدا... مهدی
پس از خروج از سلمیه، برای این که گرفتار مأموران بنی‌عباس و دیگر مخالفان
نگردد، به همراهی فرزندش و در پوشش لباس تجار، به مصر و سپس افریقیه رفت
و به عنوان یک بازرگان ناشناس در سجلماسه، قلمرو خوارج بنی‌مدرار ساکن
گردید؛ هرچند با نامه زیادالله سوم اغلبی یا مکتفی خلیفه عباسی، هویتش برای امیر مدراری آشکار شد و دستگیر گردید. (قاضی نعمان، 1963، ص154و217؛ ابن‌خلدون، 1408، ج8، ص34)

2ـ1ـ کناره‌گیری از قیام‌ها

در دوره ستر (مرحله پنهانی دعوت و فعالیت) که با اختفای محمدبن‌اسماعیل ملقب به «المکتوم»، دوره امامان غایب است، پیوند مردم با امام از طریق «حجت» بود که به لحاظ درجه ارشدیت در سلسله‌مراتب سازمان سری دعوت پس از مقام امامت قرار داشت. اسماعیلیه توانستند با این تدابیر، خود را از دشمنی‌های بنی‌عباس و دیگر مخالفان حفظ کنند. همین شیوه فعالیت و دعوت سری در دوره عبدا... اکبر، جانشین و فرزند محمدبن‌اسماعیل، و جانشینان وی تا عبیدا... مهدی در سلمیه شام تداوم داشت (دفتری، 1375، ص128؛ غالب، 1416، ص61-82). بنابراین آنان در دوره ستر، در پوشش تجار ناشناس و با کمک منظم سازمان، سیاست کناره‌گیری از قیام‌ها و عدم ‌مخالفت‌های آشکار علیه بنی‌عباس، خود را حفظ نمودند و توانستند به تدریج به توسعه دعوت خویش و جذب پیروان بپردازند.

 

3ـ1ـ ممنوعیت فعالیت نظامی در دوره اسماعیلیه اولیه

روش دعوت، جذب پیروان و تبلیغات اسماعیلیه بر اساس شیوه سازمان دعوت در دوره ستر، به شکل مخفیانه بود. آنان با کمک داعیان، می‌کوشیدند به صورت سری و با شعارهای عدالت و مساوات، بر پیروان خود بیفزایند. تا هنگام دعوت آشکار عبیدا... مهدی، به همین گونه باقی ماند. تنها موقعی که اولین دولت رسمی اسماعیلی، یعنی فاطمیان، تشکیل شد، و نیز شکل‌گیری قرامطه و بعدها تشکیل دولت نزاری در ایران و برخی از دیگر گروه‌های اسماعیلی، فعالیت‌های نظامی و سپاهی‌گری، از جملة سیاست‌ها و برنامه‌های آنان گردید. (فرمانیان، 1381، ص161-164)

 

2. نظم وترتیب در امور

جایگاه و نقش محوری اصل امامت، یکی از مشخصه‌های مهم نظم و ترتیب در امور دعوت اسماعیلی بوده است. با توجه به جایگاه کاریزماتیک و عظیم‌الشأن آن ـ چه در دوره ستر و چه در دوره کشف ـ پیروی محض از دستورها و برنامه‌های امام اسماعیلی، یکی از مهم‌ترین دلایل موجودیت و ایجاد جذبه برای نشر دعوت و جذب پیروان بوده است. (دفتری، 1375، ص165)

یکی دیگر از جلوه‌های نظم و ترتیب در امور دعوت را می‌توان در ساختار سلسه‌مراتبی بودن آن یافت. برای مثال، برای سهولت در امر تبلیغ در خارج از قلمرو دعوت فاطمیان، نواحی خارج، به دوازده جزیره تقسیم شده بود که در رأس هر جزیره، یک حجت (باب یا باب‌الابواب) قرار داشت. (ابن‌طویر، 1992، ص71) حجت‌های دوازده‌گانه هرکدام سی داعی نقیب و هر داعی نقیب زیر نظر خود دوازده داعی روز (ظاهر) و دوازده داعی شب (باطن) داشت که اوضاع جامعه را برای او بازگو می‌کردند و به حل و فصل مسائل می‌پرداختند. (کرمانی، 1953، ص249-257) سلسله‌مراتبی بودن سازمان دعوت، علاوه بر داشتن کارکردهای مدیریتی و نظارتی، منشأ دینی داشته است. اطاعت از امامان، تنها با پیروی از کسانی اعتبار داشت که در مرتبه پایین‌تر، به عنوان دست‌نشاندگان آن‌ها برای هدایت مردم بودند؛ لذا مؤمنان بایست به واسطه آن‌ها، تسلیم و اطاعت خود را از امام اظهار می‌داشتند. پس دستگاه دعوت، یعنی سلسله‌مراتب یا حدود اسماعیلی مراجع ثانوی، تابع امام به شمار می‌آمدند که برای هدایت و تعلیم مردم منصوب شده بودند. (واکر، 1377، ص195)

 

3. کسب قدرت از هرطریق ممکن

پس از محمدبن‌اسماعیل، عبدا... اکبر (م حدود212ق/ 827-828م) و اخلاف او از سلسله امامان دوره ستر، دعوت اسماعیلی را نخست از خوزستان و سپس از سلمیه، به عنوان پایگاه مرکزی سازمان دعوت، سازمان‌دهی و هدایت نمودند. دستگاه رهبری اسماعیلی اندکی پس از نیمه قرن سوم / نهم میلادی با سستی حکومت عباسی از یک سو و وقوع اختلاف بر سر جانشینی امام حسن عسکری7 (م260) در میان شیعیان امامی و نیز نومیدی برخی از امامیان از دیگر سوی همراه بود. دعوت اسماعیلی در سلمیه، عنوان «دعوة الهادیه» یا «دعوة ‌الحق» را بر خود نهاد و با تبلیغات سازمان‌دهی‌شده درباره ظهور مهدی موعود (محمدبن‌اسماعیل) برخی از شیعیان امامی را پس از امام حسن عسکری7 به خود دعوت نمود. (دفتری، 1375، ص137)

گاهی برخی از داعیان و حتی دانشمندان بزرگ اسماعیلی همانند ابوحاتم رازی (م322ق)، برای جذب پیروان؛ از جمله امرای بزرگ، به مهدویت دعوت می‌کردند و یا ظهور مهدی را پیش‌گویی می‌نمودند. «نقل است که مرداویج زیاری، در ابتدا از ابوحاتم حمایت می‌کرد، ولی بعداً سیاستی ضداسماعیلی گرفت که گفته شده این امر شاید مولود آن بود که ابوحاتم، تاریخی را برای ظهور مهدی پیش‌بینی کرده بود که درست از آب درنیامد». (دفتری، 1375، ص143) به هر روی، تفکر مهدویت گرچه مبنای دینی دارد، به صورت یک تفکر سیاسی صرف درآمد که فرقه‌ها برای رسیدن به مقاصد خود از آن استفاده نمودند. بنابراین گروه‌های متعدد اسماعیلی همانند برخی فرقه‌های دیگر، از این حربه برای پیشبرد مقاصد خویش استفاده کردند. (قاضی نعمان، 1412، ج3، ص419) ابوعبدا... شیعی، با طرح «الرضا من آل محمد»، می‌خواست هم از رهبری اسماعیلیه در مقابل عباسیان رفع خطر کند و هم در راه کسب قدرت از آن بهره ببرد. بنابراین وی اعلام می‌کرد، نیابت دعوت را برعهده دارد و از طرف فردی از خاندان رسول الله9 دعوت می‌کند و آن را در نهایت به صاحب امر تسلیم خواهد کرد که از اهل‌بیت: است. (واردان، 1933، ص639)

برخی منابع مخالف اسماعیلیان فاطمی، مدعی شده‌اند که آن‌ها در جریان شکل‌گیری خلافت و کسب قدرت، از برخی راه‌ها از جمله علوم غریبه، شعبده‌بازی، فریب و خدعه بهره‌ بردند. برای مثال، درباره ابوعبدا... گفته‌اند که او با خدعه‌هایش، عقول بربرها را متحیر و کینه را در اجتماع شعله‌ور کرده است. همین رفتار را نیز به عبیدا... مهدی منتسب نموده‌اند. ابن‌اثیر گوید: «ابوعبدا... برای پیشبرد اهدافش، به نیرنگ‌هایی روی آورد که عقول را تحت تأثیر قرار می‌داد». (ابن‌اثیر، 1385، ج5، ص15)

اسماعیلیان از فرقه‌هایی بودند که به دخالت عقل و اصول عقلانی در استنباط دین اعتقاد داشتند و برخلاف بسیاری از فرقه‌های مذهبی قرن سوم، در برخورد با آرا و اندیشه‌های فرقه‌های دیگر، سعه صدر بیش‌تری از خود نشان می‌دادند؛ بنابراین، روح تسامح و آزاداندیشی در میان تمامی گروه‌های اسماعیلی وجود داشت. چنین سیاستی در چارچوب اهداف سازمان دعوت، راهی برای جذب پیروان بود؛ چنان که ابوعبدالله شیعی در دوران دعوت با تسامح و مدارا، زمینه گسترش دعوت را فراهم نمود. وی در ملاقات با قبایل مخالف، آشکارا اعلام می‌داشت:

«هرکس از شما قصد ورود به مذهب ما را دارد، داخل شود و هرکس قصد بازگشت و رجوع از آن‌چه ما به آن معتقدیم دارد، او هم آزاد است و احدی مجبور بر این کار و مورد مؤاخذه نیست». (قاضی نعمان، 1970، ص108)

 

4. جذب حداکثری پیروان

1ـ4ـ ترکیب اجتماعی پیروان

داعیان اسماعیلی، چنان که اشاره شد، به بسیاری از نقاط فرستاده شدند و طبقات اجتماعی مختلفی را به سوی خود جلب کردند. پیروزی‌های اولیه آنان در محیط‌هایی بیش‌تر بود که کم‌تر شهرنشین شده بودند و از مراکز حیاتی اداری دستگاه خلافت دورتر بودند. جنبش اولیه اسماعیلی، صورت اعتراض‌آمیزی به حکومت ظالمانه عباسیان و طبقات مرفه و آسوده‌حال شهری و دستگاه اداری مرکزی به خود گرفت.

ترکیب اجتماعی پیروان اسماعیلی نیز از منطقه‌ای به منطقه دیگر، به رغم این واقعیت که نهضت قدیم اسماعیلی در محیط‌های غیرشهری متمرکز شده بوده، فرق می‌کرد. دعوت اسماعیلی درعراق، عمدتاً برای ساکنان روستایی سواد کوفه، و تا حدی قبایل بدوی مجاور کشش داشت. (نویری، 1404، ج25، ص189-193) قبایل بدوی در بحرین و شام، ستون اصلی پیروان اسماعیلی را تشکیل می‌دادند. (نویری، 1404، ج25، ص245-246) در یمن قبایل کوهستانی، بعدها در شمال افریقا به دعوت بربرهای کتامه اتکا نمودند (نویری، 1404، ج25، ص245-246؛ الدواداری، 1380، ج6، ص63-66) هرچند از رقابت‌های قبایل شمال افریقا نیز بهره‌برداری کردند. در ایران نیز بعد از آن که دریافتتد، نمی‌توانند پیروان لازم را در جهت برپایی قیام به دست آورند، به طبقات شهری و حاکم روی آوردند. (قاضی نعمان، 1970، ص64-65؛ لقبال، 1967، ص244)

 

2ـ4ـ گستردگی سازمان دعوت

از عوامل مهم موفقیت اسماعیلیان، تشکیلات گسترده و سازمان‌دهی بود که اساس آن بر داعیان استوار بود. آن‌ها افراد کارآزموده‌ای بودند که در راه اهداف اسماعیلیان، هرنوع خطری را می‌پذیرفتند. مبالغه نیست که بگوییم داعیان اسماعیلی در فنون دعوت بی‌نظیر بودند. آن‌ها وضعیت خلافت عباسی را بررسی می‌کردند و با توجه به ضعف خلافت در مناطق مختلف، با شعارهای قابل قبول برای گروه‌ها و جوامع مختلف، اهداف خود را پی می‌گرفتند. (غالب، 1416، ص70) دعوت اسماعیلیه هرچند توسط ابوعبدالله شیعی، در جریان شکل‌گیری فاطمیان، به صورت وسیع آغاز شد و به سرعت به پیروزی رسید، موفقیت این حرکت سازمان‌دهی‌شده، مربوط به یک قرن فعالیت سری و مستمر است که رهبران اسماعیلیه، از آغاز قرن سوم قمری به بعد در سلمیه سوریه رهبری می‌کردند. با آمدن رهبران اسماعیلی به این شهر دورافتاده ولی سوق‌الجیشی و ارتباطی، راه برای گسترش دعوت هموار شد. (النیسابوری، 1407، ص271-277)

آن‌ها در نواحی مختلف، برای پیشبرد دعوت، ضعف و قوت و علایق گروه‌ها و اجتماعات مختلف را بررسی می‌کردند و برای هر اجتماعی، گفتاری متناسب با آن‌ها را به کار می‌بردند. داعیان در ایران و عراق، چون با گروه‌های دانشمند، و طبقات برگزیده در ارتباط بودند بایستی می‌توانستند از راه‌های عقل، استدلال، فلسفه و مجالس مناظره کار خود را پیش ‌برند. در میان قبایل بربر طرفدار علویان، از فضایل امام علی7 و اهل‌بیت: صحبت می‌کردند. شیوه‌های دعوت آن‌ها به حدی در گروه‌های متعدد منظم و با برنامه بود که افرادی هم‌چون غزالی، به شیوه هوشمندانه آن‌ها در طریقه جذب افراد، اعتراف کرده‌اند. (قاضی نعمان، 1963، ص62-63؛ غزالی، 1964، ص32-36)

 

وجوه اشتراک و امتیاز دو سازمان

الف) وجوه اشتراک

1. هم سازمان دعوت اسماعیلیه و هم سازمان وکالت امامیه، برای دنبال نمودن اهداف خویش، به نقش محوری امام خود اعتقاد داشتند؛ امامی که در اصول اعتقادی آنان منصوص الهی، شخصیتی کاریزماتیک، و فرمانش برای پیروان حجت بود. به باور هر دو گروه، خلافت و حکومت از آن امام مورد اعتقادشان است.

2. هر دو سازمان، هدف سیاسی مشترک داشتند؛ یعنی مقابله با حاکمان و اعتقاد به حق علویان برای خلافت؛ البته این باور در میان هر کدام، در چارچوب اهداف سیاسی - اعتقادی خویش دنبال می‌شد.

3. آرمان تشکیل حکومت اسلامی و اندیشه مهدویت در عقاید، افکار و تبلیغات سازمان دعوت اسماعیلی، جلوه پررنگی داشت. بر همین اساس، محمدبن‌اسماعیل در دوران ستر، از منظر اسماعیلیان نخستین مهدی آمال پیروان بود؛ اما با آغاز دوره کشف عبیدالله مهدی، با برگزیدن این عنوان برای خویش، برای تقویت موقعیت سیاسی- مذهبی خویش و نیز ایجاد تحرک در توده‌های ناراضی و جذب پیروان کوشش نمود. از طرفی در میان امامیه، آرمان تشکیل حکومت اسلامی و اندیشه مهدویت که در احادیث وجود داشت، یکی از اصول مهم سیاسی- اعتقادی آنان بود. سازمان وکالت امامیه نیز در پرتو اهداف ائمه:، با عنایت به تفاوت‌ها در مصداق و تعریف، چنین آرمانی را دنبال می‌نمودند و برای فراهم ساختن حکومت عدل مهدی، به اصلاح ساختا

تاریخ ارسال: 1397/9/14
تعداد بازدید: 24
ارسال نظر