بسمه تعالی

 

تفاوت شیعه و سنی

(بحث امامت)

 

استاد وحید متشکرارانی

 

پیمان پورمقدم

درس تاریخ امامت

 

پیشینه بحث امامت

مسیله امامت از همان قرن های نخستین و پس از وفات پیامبر بین شیعه و اهل سنت مطرح شد.در واقع اولین مسیله اختلافی بین اهل سنت و شیعه بحث امامت است و کتاب هایی هم موافقین و هم مخالفین نوشته اند. جالب است بدانید اولین کسی که در بحث امامت کتاب و تالیفاتی نوشته علی بن اسماعیل بن میثم تمار یعنی نوه میثم تمار بود.

اما اولین کسانی که در نقد امامت کتاب نوشتند خوارج بودند.افرادی مثل یمان بن رباب و یحیی بن کامل و عبدالله بن یزید بودند البته بعد از ان هم گروه های دیگری به این بحص پرداختند مثلا معتزله

در بین اشاعره که اشاعره هم یکی از فرقه های اهل سنت است در این زمینه تالیفاتی دارند از جمله قوشجی یا کتاب فخر رازی با عنوان الاربعین که در نقد امامت است. شاید دیگر اخرین نقدی که درباره امامت نوشته شده که در قبال این نقد هم بعضی علما مثل ایت اله سیستانی و دیگران نقد هایی هم نوشته اند کتاب الامامه و النص باشد.

در بحث امامت ما چند بحث مهم داریم اول  جایگاه معرفتی امامت اصلا امامت یک بحث مربوط به اصول دین است یا فروع دین اختلاف شیعه و سنی درچیست؟ دوم بحث معناشناسی امامت است امات چیست؟ که بعد معلوم شود امام کیست؟

جایگاه معرفتی امامت

امامت هم مقبول و مورد پذیرش اهل سنت است و هم شیعه یا ما در میان مسلمانان کسی را نداریم که منکر امامت باشد فقط خوارج در زمان امیرالمومنین با مسیله حکمیت و حاکمیت و امامت مخالفت کردند در حالی که خودشان یک امامی داشتند بیشتر یک مخالفت نظری بود.

اما جالب این است که امامت را شیعیان جز اصول دین میدانند و اهل سنت جز فروع دین میدانند چرا که شیعه معتقد است امام را خدا نصب میکند و چون فعل خداست در اصول دین بحث میشود

اما انچه کار مردم است و مربوط به فعل مردم است در فروع دین بحث میشود مثل نماز روزه حج و...

و اهل سنت بحث امامت را فقهی میدانند چرا که نصب امام را فعل مردم میدانند البته اهل سنت بخاطر اهمیت امامت در کتاب های کلامی از امامت بحث کرده است مثل کتاب های شرح المقاصد و شرح المواقف که از کتب کلامی مهم اهل سنت میباشند.

اما بحث امامت هم فقهی است و هم کلامی است کلامی به این خاطرکه نصب امام فعل خداست و الهی است و فقهی است بخاطر اینکه اطاعت از امام فعل مردم است و رابطه امام و امت باید دقیقا در فقه بیان شود به طور کلی اهمیت این بحث را در کلام اهل سنت به ان توجه نکرده و اهمیت ان در فقه را هم اهل شیعه به ان توجه نکرده است.

چیستی امامت

ریشه لغت عربی از امّ به معنی قصد می اید در واقع امام را که میگویند بخاطر اینکه مقدم است

اما تعاریفی که متکلمان از امام داشتن چیست

شیخ مفید : امام عبارت است از انسانی که ریاست عامه را یعنی ریاست عمومی بر مردم را در امور دین و دنیا داشته باشد به عنوان نایب و جانشین پیامبر (کتاب النکت الاعتقادیه)

ماوردی (از علمای اهل سنت) : امام ریاست عمومی را دارد در امر دین و دنیا به عنوان خلیفه پیغمبر

پس تفاوتی بین شیعه و سنی در تعریف امات وجود ندارد.

اختلاف شیعه و سنی در مسیله امامت بر سر شخص نیست که بگوییم یک عده تشخیصشان این بوده که علی مصداق خوبی است برای امامت و عده ای دیگر نه . اختلاف اختلاف مفهومی است که منشا اختلاف مصداقی شده است .

اهل سنت وقتی میگوید ولایت  یعنی همین ولایت و حاکمیت سیاسی اما شیعه میگوید ولایت یک لایه اش ولایت سیاسی است لایه دیگر ولایت تشریعی است و لایه دیگر ولایت تکوینی است.

نبی اکرم چند شان داشت ؟ 1.دریافت وحی 2.تبیین وحی(ولایت تشریعی)3.اعجاز(ولایت تکوینی)

شیعه میگوید امام که جانشین نبی است یعنی تمام شیون نبی باید به امام منتقل شود جز دریافت وحی که منتقل نمیشود اما ولایت تکوینی و تشریعی دارد ولایت سیاسی اجتماعی هم دارد اما اهل سنت میگوید فقط ولایت سیاسی و اجتماعی

اما این بحث پیش می اید که امام بخاطر ولایت تکوینی با عالم غیب راتباط داشته؟

روایات متعدد داریم که جبرییل بر حضرت زهرا و علی نازل میشده . در واقع انچه بر امام نازل میشود الهام است الهام اخبار غیبی از گذشته و حال و اینده نه وحی یعنی فرق وحی با الهام در محتواست هر دو از غیب اند ولی وحی محتوایش شریعت وعقاید و احکام و اخلاق است اما الهام اخبا غیبی است

مشروعیت و اثبات امامت

غیر از خوارج که ان هم خوارج در صدر اسلام اختلاف داشتند هم معتزله هم اشاعره و هم امامیه برای امامت و ضرورت امامت دلیل اورده اند جالب است اهل حدیث که نقلی گرا هستند و فقط به حدیث تمسک میجویند دلیل اورده اند برای وجود امام میگویند اگر مردم امام نداشته باشند جامعه گرفتار فتنه میشود  یا مثلا معتزله دلیل عقلی اورده است که انسان ها مصالحشان را نمیتوانند جمع و جور کنند باید امامی داشته باشند تا این کار را بکند.

حال این سوال پیش می اید که ایا چنین امامی مشروعیت دارد؟ مشروعیت در فلسفه و کلام یک معنا دارد و در جامعه شناسی یک معنای دیگری دارد .

در فلسفه و کلام به معنای حقانیت است ولی در جامعه شناسی به معنای مقبولیت است. انچه تاریخ اسلام نشان میدهد امامت به معنای اهل سنت و همچنین امامت شخص ابوبکر مقبولیت بیشتری داشت تا امامت به معنای امامت شیعه.اما شبهه ای که بعضی کتب سنی وارد میکنند این است که اگر علی حق بود پس چرا مردم با ابوبکر بیعت کردند؟ با توجه به اینکه علی در همه جنگ ها با پیامبر بودند(به جز یکی) وبسیاری از سران قریش را کشتند پس به همین دلیل نزد مردم از محبوبیت کمتری برخوردار بودند  اما در مورد بر حق بودن ابوبکر ممکن است در کشوری اکثریت مردم یک چیز غلطی را قبول داشته باشند مثلا در هندوستان اکثریت مردم گاو را میپرستند پس ایا این نشان از بر حق بودن ان هاست؟!!

 

 

 

دلایل حقانیت شیعه

1.دلیل لطف

امامت لطف است لطف بر خدای سبحان واجب است  پس نصب امامت بر خدای سبحان واجب است خداوند با یک کاری به انسان لطف میکند ان کار چه کاری است؟ کاری است که انسان را به طاعت الهی نزدیک میکند و از معصیت دور میکند حال این اتفاق چگونه می افتد با نصب امامی که ولایت تشریعی و تکوینی داشته باشد و بتواند این شریعت را درست منتقل کند  پس نتیجه میگیریم با نصب هر امامی چنین اتفاقی نمی افتد

2.حفظ و تفصیل شریعت

شرط بر این است که انسان به تنهایی با عقل خود نمیتواند سعادت را کسب کند حتما نیاز به شریعت دارد حال بعد از رحلت پیامبر اگر این شریعت دچار تحریف شد و اسیب دید ایا کسی نباید باشد که حافط شریعت باشد؟ اگر امام ولایت تکوینی تشریعی و سیاسی معصومانه ای نداشته باشد ایا این شریعت حفظ میشود  در بحث تفصیل بسیاری از احکام را پیامبر به اجمال بیان کرده است اداره کشور نیاز به تفصیل شریعت دارد

3.روایات

دلایل نقلی هم که روایات زیادی است البته تبعا برای اثبات امامت نمیتوانیم دلیل از خود امام بیاوریم  اما بهترین دلیل دلایلی است که از پیغمبر به جای مانده است. احادیث پیغمبر- حدیث ثقلین-حدیث غدیر

 

امامت خاصه

معنای امامت خاصه این است که شیعه معتقد است که بعد از پیامبر در واقع افراد و اشخاص مشخصی مسیولیت امامت مسلمانان را بر عهده دارند

 

راه اثبات امام از نظر اهل سنت

بعضی از ان ها میگویند 300 نفر باید جمع بشوند تا بتوانند امام را تعیین کنند بعضی میگویند شهر پیغمبر یعنی شهر مدینه شهر پیغمبر باید تصمیم بگیرند بعضی ها هم گفتند اگر 6 نفر باشند جمع بشوند به صورت شورایی میتوانند امام را تعیین کنند بعضی ها گفتن به زور شمشیر هم حاکم میتواند امام بشود کتابی بنام الاحکام السلطانیه از ماوردی این اقوال را ذکر کرده حال میدانید چرا؟ برای اینکه در واقع اهل سنت بعد از وقوع به تبیین حوادث قبلی پرداختند دیدند مثلا ابوبکر عمر را تعیین کرده پس گفتند یک نفر هم کافی است یا چون در سقیفه 300 نفر بودند ابوبکر را انتخاب کردند ملاک را 300 نفر قرار دادند

راه اثبات امام از نظر شیعه

شیعه یک حرف دارد و میگوید ایمه اثنا عشر منصوص از طرف خدا هستند که برای اثبات این شیعیان هم دلیل قرانی و هم روایی دارند.

ادله اثبات امامت شیعه

1.حدیث ثقلین

که شیعه و سنی به ان اعتراف کردند و به عنوان حدیث متواتر از ان یاد میشود

2.حدیث ایمه اثنا عشر

این حدیث به شکل های مختلف بیان شده مثلا در یک مورد : به هیچ وجه امور مردم پیان نمیپذیرد و به پایان نمیرسد مگر اینکه 12 مرد بر ان ها ولایت میکند یا در بعضی روایات : امر در خلافت منقضی نمیشود مگر اینکه 12 خلیفه بیایند و بروند که همه ان ها از قریش هستند این حدیث در اهل سنت جایگاه ویژه ای دارد و همه ان را پذیرفته اند اما اختلافی که هست در مصادیق این ایمه 12 گانه است یعنی این 12 نفر چه کسانی هستند

بعضی ها میگویند  این 12 نفر ابوبکر عمر عثمان-علی-حسن-معاویه-یزید و...

ما شیعیان معتقدیم که این 12 نفر همان 12 امام معصوم خودمان میباشند

3.حدیث لوح

حدیث جابر به حدیث لوح معروف است که در ان پیامبر اسم تک تک ایمه را ذکر میکنند و نام ان ها را در این حدیث می اورند.

 

علمای شیعه در اثبات امامت بیشتر به ولایت حضرت علی پرداخته اند

ادله اثبات امیرالمومنین

1.ایه ولایت

تمام منابع اهل سنت میگویند که بلا استثنا این ایه در شان حضرت علی گفته شده است

2.ایه تطهیر

3.حدیث غدیر

4.حدیث منزلت

همه این 4 دلیل بسیار محکم هستند که با اندکی تعقل در ان ها میتوان به ولایت حضرت علی پی برد و همچنین شبهات وارد به ان را رد نمود

 

اما در آخر دوست داریم نظر شما هم بدونیم .......

 

 

تاریخ ارسال: 1396/6/21
تعداد بازدید: 642
ارسال نظر