امام علي(ع) كيست؟

علي كيست? 
زندگاني پربار حضرت مولي‌الموحدين امام علي‌بن‌ ابيطالب(ع) سرشار از جلوه‌هاي گوناگوني است كه تاكنون در هيچ بشري مجال ظهور نيافته است. در واقع يكي از جهاتي كه موجب تحير مورخان و انديشمندان جهان بوده است همين تنوع و تكثر خصوصيات عالي اخلاقي و عملي در وجود مبارك مولي‌ علي(ع) بوده و هست كه او را به شايستگي ابرمرد همه دوران‌ها و ابوالعجائب همه اعصار معرفي مي‌كند.
عظمت و قداست حضرت علي(ع) آن چنان بلند و دست نيافتني است كه بررسي ابعاد گوناگون زندگاني و كنكاش در فضايل و مناقب آن حضرت، از سوي مسلمانان و غيرمسلمانان هر چند به فراواني صورت گرفته، اما همچنان حق توصيف و تعريف همه‌جانبه فراگير ادا نشده و بايد اعتراف كنيم «ما عرفناك حق معرفتك» زيرا در طول تاريخ حيات بشر هيچگاه مردي بدين مرتبه ظهور نكرده است كه مجمع عالي‌ترين صفات و فضايل باشد آن‌گونه كه هرگاه سخن از علي(ع) به ميان مي‌آيد قلم‌ها توان بيان همه خوبي‌ها، عظمت‌ها، كرامت‌ها و صفات او را ندارند انسان والايي كه به قول شهريار.
نه خدا توانمش خواند، نه بشر توانمش گفت
متحيرم چه نامم شه ملك لافتي را
كسي كه پروردگار جهان او را در كتاب‌هاي آسماني خود از صحف ابراهيم گرفته تا تورات موسي و زبور داوود و انجيل عيسي و قرآن محمد(ص) معرفي كرده و او را به نوعي ستوده است.و پيامبر اكرم(ص) او را اينگونه معرفي مي‌كند: قال النبي(ص) يا علي ما عرف‌الله حق معرفته غيري و غيرك، و ما عرفك حق معرفتك غيرالله و غيري، اي علي هيچ كس جز من و تو، خدا را چنان كه در خور اوست نشناخته و هيچ‌كس جز خدا و من، تو را چنان كه شايسته توست نشناخته است.
آري او علي‌بن‌ ابيطالب است كه خداوند او را به طور كامل توصيف نموده است همان كسي كه پيامبراكرم (ص) قدر و منزلت او را بيان فرموده است و همان كسي كه همانند خورشيد عالم‌تاب در جهان درخشندگي دارد و تمام امتيازات ويژگي‌هاي او منحصر به فرد است.
زيباترين ولادت
در عالم خلقت تاكنون ولادتي به زيبايي ولادت امام علي(ع) مشاهده نشده است و چنان كه اين تولد با نحوه تولد عيسي‌بن مريم (ع) مورد مقايسه قرار گيرد ابعاد اين زيبايي بيشتر نمود پيدا مي‌كند. آنجا كه به حضرت مريم(س) خطاب شد كه از بيت‌المقدس خارج شو و براي تغذيه به درخت خشك خرما تكيه زن، ولي به فاطمه بنت‌اسد(س) الهام شد كه وارد خانه كعبه شود و با تناول طعام بهشتي آماده وضع حمل گردد.آري خداي بزرگ بر ابوطالب منت نهاد چنين مولودي را در مبارك‌ترين ايام، برترين ماه‌ها، در مقدس‌ترين بقاع روي زمين روز جمعه سيزدهم ماه رجب، داخل بيت‌الحرام، حرم امن خدا متولد گردانيد.اين فضل خدا بر اين نوزاد بود كه ولادتش را در خانه خود قرار داد تا نشان كمال عظمتش باشد، زيرا خانه‌زادي خدا او را مزيتي است كه بر افتخارات ويژه او افزود و هيچ كسي در اين مزيت با او برابر نگرديد
خدايي كه بذر وجود كودك را در خانه خودش افشانده است مسلماً نامش را نيز تعيين مي‌كند. اين انديشه ابوطالب را به داخل مسجد و جوار كعبه فراخواند و با سخنان دلنواز به مناجات با خدا كشانيد. ناگهان بر قلبش الهام شد نام او را علي بگذارد.و فاطمه بنت‌اسد مي‌گويد چون تصميم به خروج از آنجا را گرفتم هاتفي ندا داد اي فاطمه نام فرزندت را علي بگذار چون او بالامرتبه و بلندمقام است و خداوند علي و اعلا فرمود: نام او را از نام خود مشتق كردم و او را با آداب خود مودب و به علم خود آگاه ساختم او كسي است كه بت‌هاي نهاده شده در اين خانه را مي‌شكند و اوست كه بر فراز اين خانه اذان خواهد گفت و مرا به بزرگي و پاكي خواهد ستود «او را علي ناميدم» تا آرمان بزرگواري مقرون به عزت و قدرتي پرافتخار بر او جاودانه باشد.
به اراده تقدير، سرنوشت امام علي(ع) از همان سال‌هاي اول به صورتي بسيار جالب با سرنوشت حضرت پيغمبر خاتم پيوسته بود. مورخان اسلامي مي‌نويسند: خشكسالي عجيبي در مكه واقع شد، ابوطالب عموي نبي‌اكرم با عايله و هزينه سنگيني روبه‌رو بود پيامبر با عموي ديگر خود عباس، كه ثروت و مكنت مالي او بيش از ابوطالب بود به گفت‌وگو پرداخت و هر دو توافق كردند كه هر كدام يكي از فرزندان ابوطالب را به خانه خود ببرند تا در روزهاي قحطي گشايش در كار ابوطالب پديد آيد. از اين جهت عباس، جعفر را و پيامبر اكرم(ص) حضرت علي را به خانه خود بردند. اين بار كه اميرمؤمنان به طور كامل در اختيار پيامبر (ص) قرار مي گرفت از خرمن اخلاق و فضايل انساني او بهره هاي بسيار برد و موفق شد تحت رهبري پيامبر(ص) به عالي‌ترين مدارج كمال خود برسد.امام علي(ع) در سخنان خود به چنين ايام و مراقبت‌هاي خاص پيامبر(ص) اشاره كرده، مي‌فرمايد: و لقد كنت اتبعه اتباع الفصيل اثرامه يرفع كل يوم من اخلاقه علما و بامرني بالاقتداء به، من به سان بچه ناقه‌اي كه به دنبال مادر خود مي‌رود در پي پيامبر(ص) مي‌رفتم. هر روز يكي از فضايل اخلاقي خود را به من تعليم مي‌كرد و دستور مي‌داد كه از آن پيروي كنم.
هدف از اين مراقبت‌ها اين بود كه دومين ضلع مثلت شخصيت حضرت علي(ع) كه همان تربيت است به وسيله او شكل گيرد و هيچ كس جز پيامبر(ص) در اين شكل‌گيري مؤثر نباشد. آري با وجود اختلاف سني پيامبر اكرم(ص) و امام علي(ع) كه حدود 30 سال است پيامبر اولين معلم ايشان بود.
هنوز ده سال از عمر شريف و پربركت اميرمؤمنان (ع) سپري نشده بود كه نبوت حضرت محمد(ص) آغاز شد و از همان ابتداي امر، علي(ع) تسليم اراده و فرمان خدا و پيامبر(ص) بود و به عنوان ياوري باكفايت، بازويي توانا، سربازي فداكار و جان بركف و نماينده‌اي امين و صادق در كنار آن حضرت قرار گرفت. به اعتقاد تمام مورخان شيعه و سني علي‌بن‌ ابيطالب(ع) نخستين كسي بود كه به پيامبر (ص) ايمان آورد از لحاظ روانشناسي سبقت، خود نمودي از زيبايي است و تاريخ گواهي مي‌دهد كه حضرت علي(ع) اولين مردي بود كه به آيين اسلام مشرف شد.
شيخ مفيد مي‌گويد: او اولين كسي بود كه به خدا و رسولش ايمان آورد و در ميان مردان، نخستين مردي بود كه پيامبر(ص) او را به اسلام فراخواند و وي اجابت كرد. و رسول خدا(ص) در گفتاري آشكار، نشان پيشتازي در اسلام را به وي داد و فرمود:
«يا علي انت اول المسلمين اسلاماً و اولي المؤمنين ايماناً»
اي علي تو نخستين مسلمان و اولين مؤمني و در حديث ديگر از ابن‌عباس نقل شده رسول خدا فرمود: «علي اول من آمن بي و صدقني»
علي نخستين كسب بود كه به من ايمان آورد و مرا تصديق كرد.
زيباترين مصاديق قرآني
تبيين ابعاد شخصيت امام علي(ع) و ارائه سيماي زيبا و ملكوتي امام عارفان در آينه نوراني قرآن مصداق بارز و روشن و نمونه است كه تعيين مصداق به وجود مقدس اميرالمؤمنين (ع) تطبيق شده است.
عصمت علي در آيه تطهير 33/احزاب، امامت و ولايت در آيه 55 و 56/ مائده، آيه مباهله، 6/آل عمران آيه اولي‌الامر 59/ نساء، آيه تبليغ، 67/ مائده، آيه اجابت 24/انفال، آيه راكعين 43/بقره، آيه سابقين، 80 توبه، آيه مقربين و 11/ واقعه، آيه سبقت در ايمان، 10/ حشر، آيه صادقين، 119/ توبه، آيه علم‌الكتاب 43/ رعد، آيه هجرت 195/آل عمران، آيه ليله‌المبيت 207/ بقره، آيات جنگ احد 142 تا 146 و 172 تا 174/ آل‌عمران، آيه مرابطين 200/ آل عمران، آيه شهادت 23/ احزاب، آيه جنگ بدر 19، 23 و 24/ حج، آيه بنيان مرصوص 4/ صف، آيات غزوه ذات السلاسل 531/ والعاديات، آيه انفاق و ايثار 265 و 274/ بقره، آيه ايثار 9/حشر، آيات هل اتي 5 تا 21/هل اتي، آيه ودا 69/ مريم، آيه مودت 23/ شوري، آيه اكمل دين 67 مائده، آيه سلام عل‌آل ياسين، آيه نجوي، آيه خيرالبريه و آيات فراوان ديگر كه بر اساس شرح تفسير بسياري از علما شيعه و سني در شأن نزول امام علي(ع) نازل شده است.
براي هر چه بيشتر بهره گرفتن از پرتو آشنايي و شناسايي اينكه ديگران علي(ع) را چگونه شناخته‌اند به برخي از ديدگاه دانشمندان و متفكران گفته و نوشته‌اند، نظر مي‌افكنيم.
ابن‌ابي‌الحديد: چه گويم درباره مردي كه دشمنان و ستيزندگانش نيز سر به آستان فضايلش فرود آوردند و انكار مناقب و كتمان فضائل او را برنتابيدند.
سيدشريف رضي: سخنان علي(ع) سرچشمه فصاحت و ريشه‌ و زادگاه بلاغت است. اسرار و قواعد علم بلاغت از علي مايه گرفت و قوانين خود را از او اقتباس كرد.
محمدبن ادريس شافعي: دوستي علي سپر آتش دوزخ است.
خواجه‌نصيرالدين طوسي: علي بزرگترين مردي است كه مادر روزگار، تا پايان عمر خويش، مانندش را نخواهد زاد.
جاحظ: علي زادگاهش مكاني والا، تربتش مبارك و با كرامت، مقامش ارجمند و دانشش بسيار بي‌نظير است همتش عالي، نيرويش كامل، بيانش شگفت زبانش سخنور و سينه‌اش گشاده است.
جبران‌خليل‌جبران: عرب، مقام و قدرش را نشناخت تا آنكه از همسايگان عرب، مردمي از پارس به پا خواستند و تفاوت ميان گوهر و سنگ‌ريزه را شناختند.

شبلي شميل: امام علي‌بن ابيطالب، بزرگ بزرگان جهان و يكتا نسخه‌اي بود كه جهان شرق و غربي، در عالم قديم و جديد صورتي بسان اين نسخه كه مطابق اصل باشدبه خود نديده است.

جرج جرداق: اي جهان، چه مي‌شد اگر هر آنچه در قدرت و قوت داري به كار مي‌بردي و در هر زمان، علي ديگري با آن عقلش، قلبش، زبانش و با آن ذوالفقارش به عالم مي‌بخشيدي.
گابريل دانگيري: سخن گفتن درباره امام علي(ع) از نظر قرب معنوي، كمتر از ايستادن در محراب عبادت نيست.
امام خميني(ره): شناختي كه بزرگان و عارفان و فيلسوفان با همه فضائل و دانش‌ها بر ايشان از او دارند به قدر ظرفيت وجودي و آيه نفوس محدود آن‌هاست و علي(ع) غير آن‌ها است.
استاد شهيد مرتضي مطهري: سراسر وجود علي، تاريخ و سيرت علي، خلق و خوي علي، رنگ و بوي علي، سخن و گفت‌وگوي علي، درس است و سرمشق است و تعليم است و رهبري.
آيت‌الله خامنه‌اي (مدظله العالي) مقام معظم رهبري: بشريت همواره به آشنايي با ابعاد اقيانوس شخصيت حضرت اميرالمؤمنين(ع)، به گفتار، حكمت‌ها و الگوگيري او نيازمندند
هر كسي دوست دارد به هيبت اسرافيل، مرتبه ميكائيل و جلالت جبرائيل پي برد، و هر كس مايل است به سازگاري آدم، خدا ترسي نوح، دوستي ابراهيم، اندوه يعقوب، جمال يوسف، مناجات موسي، صبر ايوب، زهد يحيي، سنت يونس، پرهيز عيس و منزلت و كمال و خوي محمد(ص) پي ببرد، بايد به جمال و شمائل علي(ع) بنگرد. زيرا خداوند همه خصايل ملايك و انبياء را در امام علي(ع) جمع كرده است و اين همه امتياز را جز علي(ع) هيچ كسي نداشته است. آري به راستي اگر جوياي عبادت، عدالت، سخاوت، شجاعت، سياست، قضاوت، عصمت، طهارت، فتوت، حكمت، علم، حلم و بردباري، پاسداري از حقوق مردم، انفاق و ايثار و ديگر فضائل انسانيت باشيم همه را بايد در وجود امام علي(ع) جستجو كنيم.
فرشته وحي، پيامبر را از نقشه شوم مشركان آگاه ساخت و او را وادار به مهاجرت كرد و قرار شد براي كور كردن خط تعقيب، كسي در رختخواب پيامبر بخوابد، تا مشركان تصور كنند كه پيامبر بيرون نرفته و درون خانه است. در نتيجه، تنها به فكر محاصره خانه او باشند و عبور و مرور را در كوچه‌ها و اطراف مكه آزاد بگذارند و در اين فرصت پيامبر به نقطه‌اي پناه ببرد كه احدي از مأموران متوجه او نشود. آن كسي كه حاضر شد جان خود را فداي پيامبر نمايد و در جايگاه پيامبر بخوابد تا توطئه‌اي كه از طرف مخالفان براي قتل پيامبر چيده شد، علي(ع) بود زيرا قواي كفر اطراف خانه وحي را احاطه كرده و منتظر فرمان بودند كه پيامبر را در خوابگاه خود قطعه قطعه كنند. حتي عده‌اي اصرار داشتند كه همان نيمه شب نقشه خود را عملي سازند كه با پيشنهاد ابولهب تصميم گرفتند كه بامدادان در هواي روشن نقشه را عمل سازند وقتي كه مشركان با شور و شوق خاصي در صبح صادق وارد حجره شدند، علي با كمال خونسردي سر از بالش برداشت و فرمود: چه مي‌گوييد؟ گفتند: محمد را مي‌خواهيم و او كجاست؟ فرمود: مگر او را به من سپرده بوديد تا از من تحويل بگيريد، او اكنون در خانه نيست. خوابيدن علي(ع) در بستر پيامبر در آن شب پرغوغا به اندازه‌اي ارزش داشت كه خداوند جهان در قرآن، آن را ستوده و جانبازي در راه كسب رضايت الهي ناميده است.و اين آيه به نقل بسياري از مفسران در اين مورد نازل گرديده است «سوره بقره/207)

«و من الناس من يشري نفسه ابتضاء مرضات‌الله و الله روف بالعباد»
برخي از مردم با خدا معامله نموده و جان خود را براي رضايت خدا از دست مي‌دهند خدا به بندگان خود مهربانست. مفسران و محدثان و دانشمندان در تمام قرون و اعصار اعتراف كردند كه آيه فوق در «ليله‌المبيت» درباره فداكاري علي(ع) نازل گرديده است
اكثر تاريخ‌نويسان و محدثان شيعه و سني بيان نمودند پيامبر(ص) پيش از آنكه مهاجرين به مكه هجرت كنند، ميان دو به دوي آن‌ها پيوند برادري برقرار كرد تا اينكه بالاخره جز علي(ع) كسب نماند مسلمانان در شگفت بودند كه چگونه پيامبر او را رها كرد و با كسي از مسلمانان برادرش نخواند آنگاه پيامبر به علي فرمود: آيا راضي مي‌شوي كه من برادر تو باشم چهره‌اش از هم گشود و گفت: آري يا رسول‌الله، پيامبر فرمود: «انت اخي في‌الدنيا و لاخره» تو برادر من در دنيا و آخرت هستي.
قندوزي حنفي، جريان را به طور كامل‌تر نقل نموده و مي‌گويد، پيامبر در جواب سؤال علي فرمود: به خدايي كه مرا براي هدايت مردم مبعوث فرموده سوگند كار برادري تو را براي اين به عقب انداختم كه مي‌خواستم در پايان با تو برادر شوم. تو نسبت به من، مانند هارون نسبت به موسي، جز اينكه پس از من پيامبري نيست، تو برادر و وارث من هستي.
خواستگاران زيادي روي عادت ديرينه، و اشراف و بزرگاني اصرار داشتند با دختر گرامي پيامبر(ص)، فاطمه(س) ازدواج كنند. زيرا آنان چنين مي‌پنداشتند كه براي جلب رضايت عروس و پدر امكانات لازم را در اختيار دارند ولي غافل از اينكه اين دختر به موجب آيه مباهله و تطهير داراي مقام بلند و معصوم از گناه شمرده مي‌شود و همشأن او نيز بايستي از نظر فضيلت و تقوي بايستي صدق و صفا و ايمان و اخلاص، فضائل معنوي و سجاياي اخلاقي داشته باشد و اين اوصاف در شخصيتي جز علي(ع) جمع نيست. تا اينكه روزي اميرمؤمنان شخصاً شرفياب محضر رسول خدا(ص) گرديد تا از دختر پيامبر خواستگاري كند. اما حجب و حيا، سراسر بدن او را فرا گرفته بود، سر به زير افكنده و گويا مي‌خواهد مطلبي را بگويد ولي شرم مانع از گفتن آن است. پيامبر گرامي او را وادار به سخن گفتن كرد. او با اداي چند جمله مقصود خود را رساند و پيامبر(ص) با تقاضاي علي(ع) موافقت كرد و فرمود: شما مقداري صبر كنيد تا من اين موضوع را با دخترم در ميان بگذارم، وقتي مطلب را به فاطمه(س) گفت سكوت، سراپاي زهرا را فراگرفت. پيامبر برخاست و فرمود: الله‌اكبر سكوتها اقرارها.
و نيز از جابربن عبدالله نقل شده است كه گفت: هنگامي كه پيامبر(ص) فاطمه را به علي تزويج كرد، قريش نزد پيامبر(ص) آمدند و گفتند: فاطمه را با مهري اندك به علي تزويج كردي! پيامبر فرمود: من فاطمه را به علي تزويج نكردم، بلكه خدا او را در كنار درخت طوبي به علي تزويج كرد و فرشتگان در عقد ازدواج او حضور داشتند و خدا به درخت طوبي فرمان داد كه ميوه‌هايش را نثار كند، درخت طوبي هم در و ياقوت و زبرجد سبز نثار كرد.
زيباترين جانشين
پيامبر اكرم(ص) در حجه‌الوداع تصميم گرفت كه مكه را به عزم مدينه ترك گويد تا اينكه امين وحي در نقطه‌اي به نام «غدير خم» فرود آمد او را با آيه‌ زير مورد خطاب قرار داد كه «بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته.
آنچه كه از طرف خدا فرستاده شده به مردم ابلاغ كن و اگر ابلاغ نكني رسالت خود را تكميل نكرده‌اي، خداوند ترا از شر مردم حفظ مي‌كند.
لحن آيه حاكي است كه خداوند انجام امر خطيري را به عهده پيامبر گذارده است. چه امر خطيري بالاتر از اينكه در برابر ديدگان صدهزار نفر، علي(ع) را به مقام خلافت و وصايت و جانشيني نصب كند. از اين نظر دستور توقف صادر شد تا همه جمع شوند و براي پيامبر سايباني درست كرده و پيامبر نماز ظهر را با جماعت خواند سپس بر روي نقطه بلندي كه از جهاز شتر تربيت داده بودند قرار گرفت و با صداي بلند و رسا خطبه‌اي خواند و فرمود: خدا مولاي من، و من مولاي مؤمنان هستم، و من بر آن‌ها از خودشان اولي و سزاوارترم، همانا اي مردم! من كنت مولاه فهذا علي مولاه، اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه واجب من احبه و ابغض من ابغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله و ادرالحق معه حيث دار.
هر كس را من مولايم، علي مولاي اوست. خداوندا كساني را كه علي را دوست دارند، آنان را دوست بدار، و كساني كه او را دشمن بدارند دشمن دار. خدايا! ياران علي را ياري كن، دشمنان علي را خوار و ذليل نما، و او را محور حق قرار بده
ابو هريره مي‌گويد: رسول خدا روز فتح مكه به علي‌بن ابيطالب فرمود: اين بت را بر فراز كعبه نمي‌بيني؟ علي گفت: چرا اي رسول خدا، پيامبر فرمود: به خدا سوگند، اگر قبيله ربيعه و مضر تلاش كنند تا پاره‌اي از تن مرا در حالي كه زنده‌ام بر دوش بگيرند نخواهند توانست، ولي تو اي علي بايست. پس پيامبر (ص) از بالاي كومه‌زين دو ساق پاي علي(ع) را گرفت و او را از زمين بلند كرد و به قدري بالا برد كه سفيدي زير بغل آن حضرت نمايان شد. سپس به او فرمود: اي علي چه مي‌بيني؟ گفت: مي‌بينم خداوند به وسيله تو به قدري به من شرافت داده است كه اگر بخواهم آسمان را لمس كنم مي‌توانم. پيامبر به او فرمود: اي علي! بت را بردار، علي بت را برداشت و بر زمين افكند. در اين هنگام رسول خدا(ص) از زير پاي علي(ع) كنار آمد و اميرمؤمنان به زمين افتاد و خنديد. پيامبر فرمود: اي علي چرا مي‌خندي؟ گفت: از بالاي كعبه افتادم و هيچ آسيبي به من نرسيد! پيامبر فرمود: چگونه به تو آسيب رسد در حالي كه محمد تو را بالا برده و جبرئيل تو را فرود آورده است.
زيباترين اخلاص
در حديثي آمده است كه وقتي اميرمؤمنان (ع) بر عمروبن عبدود چيره شد ضربه‌اي به او وارد نساخت، مردم اين كار را بر آن حضرت عيب گرفتند، ولي حذيفه از آن حضرت دفاع كرد. پيامبر (ص) فرمود اين خديفه! علي(ع) خود سبب كارش را خواهد گفت. پس از آن كه علي (ع) عمرو را كشت و نزد پيامبر آمد، پيامبر(ص) سبب كارش را پرسيد. علي(ع) گفت: او به مادرم دشنام داد و آب دهان به صورتم افكند، من ترسيدم اگر او را بكشم، به نفع خودم كشته باشم، از اين رو او را رها كردم تا خشم من فرو نشست، سپس او را به خاطر خدا كشتم.
در جنگ خندق هنگامي كه عمروبن عبدود مبارز طلبيد و كسي پاسخ او را نگفت، علي(ع) به رسول خدا(ص) عرض كرد آيا به من اجازه مي‌دهي؟ پيامبر فرمود: او عمروبن عبدود است. علي گفت: من هم علي‌بن‌ ابيطالبم، هنگامي كه علي(ع) در برابر عمروبن عبدود ظاهر شد پيامبر (ص) فرمود: تمامي ايمان در برابر تمامي شرك آشكار شده است و هنگامي كه علي(ع) او را كشت پيامبر به وي فرمود: اي علي! مژده باد تو را، اگر امروز عمل تو را با اعمال امتم بسنجند، عمل تو برتري خواهد داشت و از حذيفه نقل شده است كه رسول خدا(ص) فرمود: يك ضربت علي(ع) در جنگ خندق، از تمامي اعمال امتم تا روز قيامت، برتر است.
در جنگ صفين تيري در پاي حضرت علي(ع) وارد شد هر چه كردند كه در موقع عادي آن را خارج نمايند از شدت درد و ناراحتي آن جناب نتوانستند. خدمت امام حسن(ع) جريان را عرض كردند فرمود: صبر كنيد تا پدرم به نماز بايستد زيرا در آن حال چنان از خود بيخود مي‌شود كه به هيچ چيز متوجه نمي‌گردد. به دستور امام مجتبي(ع) در آن حال تير را خارج كردند. بعد از نماز علي(ع) متوجه شد خون از پاي مقدسش جاري است. پرسيد چه شده؟ عرض كردند: تير را در حال نماز از پاي شما بيرون كشيدي
حديثي از عمار ياسر نقل شده كه مي‌گفت: علي‌بن ابيطالب در نماز نافله در حال ركوع بود كه سائلي در برابر او ايستاد و كمك خواست. علي(ع) انگشتر خود را بيرون آورد و به سائل داد. سائل نزد پيامبر آمد و از اين ماجرا به وي خبر داد. در اين هنگام اين آيه «انما وليكم‌الله و رسوله...» بر پيامبر نازل شد. رسول خدا(ص) فرمود هر كه من مولاي او هستم. علي نيز مولاي اوست. خدايا! دوست بدار كسي را كه او را دوست مي‌دارد و دشمن بدار كسي را كه او را دشمن مي‌دارد.
به جهت زيباترين بندگي، حضرت علي(ع) بهترين مرگ كه همان شهادت مي‌باشد در حال نماز و در خانه خدا نصيبش شد. آن حضرت با شمشير ابن‌ملجم لعنت‌الله عليه در شب نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجري در مسجد كوفه فرقش شكافت و در شب جمعه بيست و يكم رمضان به شهادت رسيد.
«فزت و رب‌الكعبه»

منابع:
• قرآن كريم/ تفسيرالميزان و آشنايي با قرآن.
• نهج‌البلاغه/ فيض‌الاسلام و دشتي و شرح نهج‌البلاغه ابن ابي‌الحديد.
• نورالابصار/ شيخ مؤمن‌بن حسن مؤمن شبلنجي.
• كنزالعمال/ علامه علاءالدين علي المتقي الهندي/ج11 و 13
• المستدرك علي الصحيحين/ امام حافظ ابن عبدالله حاكم نيشابوري
• خصائص اميرالمؤمنين(ع)/ ابن عبدالرحمان نسائي
• مناقب علي‌بن ابيطالب/ ابن مغازلي
• سيره ابن مشام/ جلد 1 و 3
• حكمت و اندرزها
• الامام علي صوت العداله الانسانيه/ ص 63
• فروغ ابديت/ جعفر سبحاني
• جاذبه و دافعه علي(ع)/ امامت و رهبري/ علي از زبان استاد شهيد مطهري
• ريحانه الادب/ ج 5/311
• ارشاد مفيد
• سفينه البحار/ ج 2 ص 306

• امير مؤمنان علي(ع) در نظر اديبان/ احمد روحاني

• احقاق الحق/ 19/125

 


 

 



 
 

 

تاریخ ارسال: 1390/9/25
تعداد بازدید: 5187
ارسال نظر
مطالب مرتبط