تاریخ با نگاه من

به نام خدا


تاریخ از نگاه من

به توصیه استاد وحید متشکر آرانی

چکیده کتاب تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام و ایران از نگاه من

 
استاد:جناب آقای وحید متشکر آرانی
 
گردآورنده:نیلوفر دادرس صابری
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
مقدمه:
به نام خدا...
من دانشجوی رشته عمران هستم و تا کنون مطالعه ای درباره تاریخ تمدن اسلامی نداشتم و حتی درکلاس شرکت نکردم اما الان با خوندن کتاب تاریخ تمدن خانم جان احمدی و چند کتاب دیگر خلاصه ای از این کتاب باتوجه به فهمیدن وتحلیلی که خودم کردم میخوام بنویسم یه قسمتایی مثل کتاب میمونه یه جاهایی حرف کتاب عامیانه و خلاصه شده...
امیدوارم بتونم مطالب رو ملموس تر بگم وتحلیل های درستی بکنم...
 
اسم کتاب تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامیست...اول ازهمه یه مفهوم و معنای کلی از تک تک این کلمه ها داشته باشیم که اصلا تاریخ یعنی جی...فرهنگ یعنی چی... تمدن یعنی چی...وتمدن اسلامیه چیه و....
تاریخ دارای معنای بسیاریست مثله عهد و زمان و علم به حوادث وسیر زمان وتقویم و....
 

اهمیت مطالعه تاریخ:

در زندگی روزمره بار ها برایمان اتاق افتاده که کاری را انجام دهیم و از انجام آن پشیمان شویم از سوی دیگر پس از انجام آن کار اشتباه در صدد آن هستیم که دیگر آن را تکرار نکرده و به نوعی عبرت بگیریم.
مطالعه تاریخ هم همان شکل را دارد با این تفاوت که از اشتباهات دیگران درس میگیریم و از تکرار آن میپرهیزیم.
بي‌خبري مردم نسبت به گذشته‌ي خود، موجب ناآگاهي آنان از زمان حال مي‌شود و همیشه از چیزهای عادی وقابل پیشبینی تعجب میکند...
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی یک گام جلوتر از تاریخ رایج است چراکه ما دریک کشور اسلامی زندگی میکنیم و بر ما واجب است که  بدانیم از کجا آمده ایم-ارزشهای دینی و فرهنگیمان چه چیزهاییست وبه هویت تاریخی فراموش شده مارا بازسازی میکند...

تمدن:

هنگامی که صحبت از تمدن میشود به طور ناخوداگاه ذهن ما به سوی تاریخ و گذشته رفته و به یونان و مصر باستان فکر میکنیم.
اما به علت مطالعه کم اکثر افراد از تمدن اسلامی بی خبرند ولی با مطالعه تمدن اسلامی میتوان نقش اسلام در جهات گوناگون(تاثیر بر سایر کشورها و...) را مورد بررسی قرار داد.
به طور کلی میتوان گفت با ساکن شدن اولین انسان ها در کنار مناطق مناسب زیستن اولین تمدن ها شکل گرفت و ویژگیهایی مثل آداب و رسوم-منطقه جغرافیایی و... آنها را از هم متمایز کرد.
تمدن ها الزاما پایدار نبوده وممکن است تحت جنگ-عوامل جغرافیایی و..از بین بروند.
یه سری ارکانی ثابتی وجود داره که در شکل گیری تمدن ها موثرند مهم ترین واساسی ترین ان دین میباشد نظر شخصی خود من اینه که انسان ها باید به یه نقطه مشترک برسن که اون نقطه مشترک خداست دین میتونه با ابزارهای معنوی جامعه و مردم رو به یک سوواون نقطه مشترک هدایت کنه واین دین باعث میشه در زمینه های مختلف مثل هنرو اخلاق پیشرفت کنیم و تمدن را هویت ببخشه...

عوامل دیگری مثل اخلاق و جغرافیا و زبان نیز تاثیرهایی درشکل گیری تمدن دارند...
یه سوالی ایجاد میشه ایا همه تمدن ها پیشرفت میکنن؟تمدنی هست نابود شده باشه؟علت هرکدوم چی میتونه باشه؟
انسان ها که به یکباره از صفر نرسیدن به صد این پیشرفت ها خرد خرد اتفاق افتاده...از ابتدایی ترین شکلش وبعد با استفاده از ابزار ها و وسیله ها و فکر و نیاز هاشون از صفر رسیدن به ده بعد بیست و...حالا اگه این پیشرفت ها بر اساس نمیخوام بگم دین بر پایه انسانیت باشه اصول و قواعد انسانیش رعایت بشه باعث پیشرفت میشه حالا اگه بخوایم زیرابی بریم به بن بست میخوریم و اون تمدنی که شکل گرفته میپاچه....حالا یه سری افراد زرنگ هم استفاده میکنن و با تفکر وعقل یه تمدن دیگه با استفاده از داده های قبلی ایجاد میکنن که اون رو پیشرفت میدنن میتونم اشاره کنم درجلوتر هم مفصل تر خواهیم گفت مثل تمدن اسلامی زمان های اموی وعثمانی وتمدنی که رسید اروپا.
 
به نظر من شاید مهم ترین عاملی که باعث بشه یه تمدن پیشرفت کنه اینکه مردم اون اجتماع یه اصل رو محوریت قرار بدن وبه سوی اون برن...حالا جای سواله اون اصل چی میتونه باشه؟؟؟
عوامل دیگه هم دخیل هست مثل داشتن علم و تعقل ورفاه واسایش و نظم
حالا چه عواملی باعث میشه این تمدن ها ازبین برن؟

همین طور که گفته شد اینکه مردم اجتماع به یه هدف مشترک یا یک اصل حرکت کنن و به یک سو برن ومتحد باشن باعث پیشرفت میشه حالا این وسط یه سری افراد بیان به اصطلاح خودمون زرنگ بازی دربیارن ومنفعت خودشونو ببینن و بخوان جلو بزنن تقریبا ازون وحدت خارج میشه و برا خودشون گروه گروه میشن و باعثایجاد قوم گرایی میشه...این گروه گروه شدن ها باعث میشه اون اجتماع بزرگه درونش اختلاف طبقاتی به وجود بیاد وکم کم به سوی تفرقه و جدا جدا شدن پیش میره...حالا دراین وسط همیشه یه سری افرادی هستن که جزو مظلومان و ضعیفان هستن و حق اینا از بین میره و این جوری میشه بخاطر شاید طمع خود خواهی کم کم از رسیدن به اون اصله ادما فاصله میگیرن نمیدونم این مثالی که الان میزنم درسته یا نه ولی میگم...
زمان پیامبر جامعه اسلامی یکی بود چیزی به اسم شیعه و سنی وایرانی وعرب وجود نداشت و همه یکی بودن و کم کم پیشرفت خوبی داشت حاصل میشد و جامعه اسلامی داشت فرا گیر میشد اما الان خود مسلمونا چند دسته شدن و هرکی یه سازی میزنه و خیلی از بدخواهان دارن نفوذ میکنن و جوامعی به اسم اسلام تشکیل میدن مثل داعش و...

حالا این تمدن هایی که شکل گرفته یه سری تفاوت های با هم دارن توی اخلاقشون واحساساتشونو  که به این تفاوت ها فرهنگ میگن...

این فرهنگ رو یکی با توجه به موقعیت مادی ومعنوی وحتی به نظر من جغرافیایی به وجود اورد مثل ارث میمونه به نسل بعد میرسه و کامل تر میشه...
امیدوارم به نسل بعد که میرسه کامل تر بشه نه بدتر...
مثلا فرهنگ کمک به هم نوع...شنیده بودم کشورهای امریکایی اروپایی ادمای بی احساسن ادم میکشن و...ایرانی هم دلسوزو مهربان و کمک میکنن به هم دیگه...این واقع اتش سوزی پلاسکو یه خرده فرهنگ گذشته ما ایرانی هارو بعضی افراد زیر سوال برد...
 

عامل زمان توی شکل گیری فرهنگ تاثیر داره...این فرهنگ از گذشته میرسه به حال و به مرور زمان پیشرفت میکنه و کامل تر میشه...برای مثال گفتیم ابتدا مردم از غارنشینی اومدن روستا نشین و شهرنشین شدن حالا یه چیزی باید وجود داشته باشه که سخنان و اندیشه ها و ... طی این عامل زمان انتقال پیدا کنه به نسل های بعد که این زبان خواهد بود...
این اندیشه ها باید یه جا ثبت بشه پس باعث ایجاد خط شد و نوشتن هم باید روی کاغذ باشه و این نیاز باعث شد که کاغذ اختراع بشه...همین طور که قبلا هم گفته شد اگر همه چی بر وفق مراد باشه پیشرفت زیادی نمیشه کرد تو هر زمینه ای انسان ها نیاز منده صحبت ونوشتن و...بودن که با خلاقیت خودشون تونستن زبان و خط وکاغذ رو اختراع کنن...
طبق آموزه های دینی هر انسانی به جز هدف اصلی و مشترکی که تقرب الهی است برای کاری ساخته شده است و باید از این استعداد های نهفته استفاده کرده و انها را کشف کند.
فرهنگ همان استفاده از استعدادهای جامعه در ابعاد وسیع است.
این فرهنگ است که ارزش یک تمدن را روشن میسازد.

آموزه های اسلامی که راه رسیدن به سعادت را نشان داده است از استعداد های نهفته انسان استفاده کرده و اورا به سمت رسیدن به هدف خلقت سوق میدهد.
تمدن اسلامی همینجوری که از نامش مشخصه بر پایه دین اسلام وقران و پیامبروسیره اهل بیت میباشد...
که میتوان گفت اشاره به همان حدیث ثقلین داره که فرمودند دو چیز بین شما به امانت گذاشتم یکی قران و یکی سیره پیامبر...
و تمدن اسلامی بین این دو اصول پایداره و همه ما انسان ها برای رضایت خدا تلاش میکنیم و درکشور گشایی هاشون سعی بر تبلیغ اسلام داشتند واصول اسلام رو بدون هیچ تغییری بهشون میدادن  ولی فروعیات را سعی میکنن با فرهنگ انجا منعطف کنند...
چیزی که جالبه برام اینکه به راحتی اسلام رو پذیرفتن وعلتش هم شاید همون انعطاف داشتن فروعیات بود...اصل اسلام که خدا بود و هست  اما اینکه چه جوری به سمت خدا برن با داشتن فرهنگ های مختلف که اسلام ازاد گذاشته دراین باره
اما سوالی که پیش میاد گفتم اصل همه چی خداست و میخوایم به خدا برسیم...اما رسیدن به خدا یعنی چی؟؟
شاید این جا جای بحثش نیست...

مرکز ظهور اسلام جزیره العرب و با هجرت پیامبر بود ولی رفته رفته با فتوحاتی که انجام میشد سرزمین هایی اسلامی گسترش یافت
گروه هایی هستند که با تمدن اسلامی موافق یا مخالفن و...
میگن که تمدن اسلامی رو از رم و ایران اعراب گرفتند فرض میگیریم خب باشه نقطه جرقه ازونا ولی این همه پیشرفت نشون میده خوب تونستند خودشون رو بکشن بالا مگه همین اروپایی ها هم از تمدن ما استفاده نکردند؟
وجالبه بدونیم براساس ایات قران هزاران سال قبل تر هم نامی به اسم اسلام وجود داشته و ازش یاد شده وخیلی از اموزه های اسلام به تمدن های اطرف نیز رسیده...

اینکه میگن تمدن اسلامی درحال حاضر کارامد نیست غلطه چون خیلی از مسایلی که درتمدن اسلامی اون زمان ها بوده الان اروپایی ها وغربی ها دارن استفاده میکنن فقط شاید اسماش فرق میکنه...
یه موضوع شاید جالب رو میخوام بگم براتون....ما در قرانمون یه موضوعی به اسم قیامت اشاره شده و با ویژگیهایی و امروزه غربی ها پایان جهان رو به گونه ای توصیف کردن که هزاران سال قبل در قران به ان اشاره شده...خیلی ازین مثال ها زیاده...مثل قرار گرفتن کعبه و ...که همه اینا بدون اون علم میسر نیست و امروزه تازه غربی ها به ان رسیدند...
شاید یه چیزی که به نظر خود من هست در قران نتیجه همه چی گفته شده و خود ما دنبال اون علته باید بریم اما امروزه این غربی ها بیشتر به خودشون میجنبن و علت رو پیدا میکنن..

در راه نشر فرهنگ و تمدن اسلامی به ناچار فتوحاتی انجام شده وجنگهایی رخ داده که نتیجه آن تاثیر اسلام وتمدن اسلامی در تمدن های گوناگون بوده است.

البته تمدن اسلامی نیز خواه یا ناخواه از سایر تمدن ها تاثیر گرفته است.

محدوده تمدن اسلامی:

نزدیکترین کشور اروپایی به محدوده تمدن اسلامی اسپانیا است که در مراودات تجاری انجام شده با آن و نیز نزدیکی آن به کشور های اسلامی تحت تاثیر متقابل فرهنگی با کشور های اسلامی قرار گرفته است.
مدارس بزرگی نیز در کشورهای گوناگون اسلامی وجود داشته که مرکز تولید علم بوده است.
برای مثال  شهر بغداد که در دوران عباسیان به اوج شکوفایی خود رسید...
دربررسی تمدن ها ذکر این نکته ضروری است که الزاما اسلام تغییر یک تمدن را در نظر نگرفته بلکه با ورود به سرزمین های گوناگون مولد فرهنگ ویا تاثیرپذیر از انها بود.
برای مثال اسلام با بیان مفاهیمی چون مساوات در اروپا تاثیر گذاشته و نیز تحت تاثیر موسیقی انها قرار گرفت و آنرا پذیرا بود.
درکل اسلام به طور پیشرونده در جهان بوده و با الهام یا تاثیر از سایر تمدن ها تمدن بزرگ اسلامی را شکل داد.
اسلام با تشویق و تحریک مسلمانان به علم اندوزی زمینه را برای توسعه علمی آنها فراهم نموده و اجازه استفاده از پیشرفتهای علمی سایر تمدن ها مثل ایرانی ویونانی ومصری و...را داده است و از پیروان خود می خواهد که فقط مصرف کننده پیشرفتهای علمی دیگران نبوده و خود تولید کننده علم باشند..
هر منطقه از کشورهای اسلامی با توجه به استعدادها وتوانایی های خویش در زمینه ای خود را شکوفا کرده است.
برای مثال تمدن های گوناگون هندی-یمنی-سوریانی و...

تمدن ایرانی:

این تمدن بر تمدن اسلامی تاثیر زیادی گذاشته به طوری که در زمینه های گوناگون از جمله موسیقی-نامه نگاری و...  کمک زیادی به این تمدن کرده...
ایرانیان بسیاری در انتقال تمدن اسلامی نقش مهمی داشتند برای مثال افرادی چون سیبویه در امر حفظ احادیث ابتکاراتی به خرج دادند...
نهضت علمی در تمدن اسلامی
نهضت اسلامی نقش زیادی در تمدن اسلامی داشته استاز معماری خاص و زیبای مساجد(علم معماری) تا دانشمندانی که در زمینه های گوناگون علومی همچون نجوم-پزشکی و... زبان زد بودند...
با نزول قرآن در شبه جزیره عربستان در حالی که اکثر مردم بی سواد بوده و خواندن و نوشتن نمیدانستند آنها را مجبور کرد که به خواندن و نوشتن رو آورده تا علاوه بر قران متون مهم دیگر را بتوانند منتقل کنند چه به نسل های بعد خودشون چه به کشورهای دیگر...
در قران سفارش زیادی به علم اندوزی شده است و کسی را که به مرگ در جاهلیت بمیرد نکوهش کرده است.
از موضوع های دیگه میتوان به دعای کمیل و نیز احادیث پیامبر در این باره اشاره کرد.
تا قبل از زمان امویان سیسات بر این بود که به واسطه حافظه مطالب سینه به سینه منتقل شود که روش درستی نبود و منجر به تحریف میشد...
اما با روی کار آمدن خواندن و نوشتن همه چیز مکتوب شده و جای شک و شبهه ایی باقی نماند.
یکی از مهم ترین دستاورد های فتوحات اسلامی آشنایی با سایر آداب و رسوم ها بوده و آنچه غلط بود اصلاح شده و با آموزه های اسلام جایگزین و هرچه درست و مطابق با اسلام بود باقی مانده و چه بسا در تمدن اسلامی تاثیر گذار هم بود.
تنگ نظری های بسیاری در مورد عرضه و ارایه کتاب در مورد مسلمین و جود داشته برای مثال عمربن عبدالعزیز پس از ترجمه کتابی بنا به دلایل گوناگون و وضع موجود در آن دوران از ارایه کتاب خود صرف نظر میکرد و توصیه اطرافیان باعث ارایه کتاب از سوی وی گردید.
این عمر باعث میشد آثار زیادی متروک و رها گردد.

دوره عباسیان:

شامل سه بخش بوده و دوران زرین فرهنگ و تمدن اسلامی در آن قرار دارد.
ابتدا به طور خلاصه به بیان دوره ها میپردازیم.
دوره اول دوره تثبیت قدرت و حکومت بوده و توجه اصلی بر بدست گرفتن کامل حکومت بوده است.
دوره دوم:در این دوره سرکوب شدید اعمال میشده وجهت رشد و تعالی فرهنگ و هنر و نیز علم بستر مناسبی فراهم نبوده است.
دوره سوم:این دوران اوج فرهنگ هنر بوده و دانشمندانی چون ابن سینا درآن دوره میزیسته اند و به دوران زرین فرهنگ و هنر و تمدن مشهور شده است.سید رضی که گردآورنده نهج البلاغه است در این دوران زندگی میکرده است(رجوع شود به کتاب تفسیر موضوعی نهج البلاغه)

نهضت ترجمه در دوران عباسیان:

با اتقال مرکز خلافت به بغداد و نیز علاقه حاکمان به فرهنگ و هنر دوران زرینی شکل گرفت.بنا کردن شهر بغداد نمونه ایی از اقدامات مفید آنهاست...

یکی از اقدامات موثری که در امر ترجمه صورت گرفت ترجمه کتاب کلیله و دمنه است که در عصر ساسانیان به زبان سانسکریت و در در آن دوران به زبان عربی برگردانده شد.
میتوان مهم ترین عامل رشد و توسعه فرهنگ و تمدن اسلامی در زمان عباسیان را علاقه حاکمان به کسب فرهنگ و هنر دانست.
در دوران خلافت ابومنصور فرصت به تحریر درامدن کتاب های زیادی بدست نویسنگان امد و اثاری بسیار خلق شد...
جورجیس پزشکی بود که به دربار راه یافت و با درمان بیماری خلیفه و نیز ترجمه کتاب های پزشکی یونانی کمک شایانی به امر پزشکی کرده و نیز جایگاه خود و نوادگانش را در دربار تضمین نمود.
در زمان مهدی نیز در زمینه آثار تصنیفی پیشرفت هایی رخ داد(حتی بیشتر از پدرش) اما به دلیل خوش گذرانی های بیش از حد وی و بذل بخشش های بیش از حد وی پیشرفت چندانی رخ نداد.
در زمان هادی با توجه به کوتاه بودن دوران زمینه ایی فراهم نشد.
اما با روی کار امدن هارون زمینه مناسبی شکل گرفت (دوران زرین) که البته اشوب هایی در غرب و برخی مشکلات دیگر وجود داشت اما با هوش و درایت هارون ومستشاران برطرف شد به طوری که به عروس دوران معروف شد.
 

نهادهای آموزشی در تمدن اسلامی

با وحی شدن به پیامبر رسالت وی جهت آموزش به تمامی اقشار شروع شد.
در ابتدا هیچ کس مایل به پذیرش اسلام نبود چرا که از لحاظ روان شناختی افراد در مقابل تغییر مقاومت نشان داده و این امر منجر به سخت شدن کار پامبر میشد.
از لحاظ مهندسی و فیزیک نیز اجسام تمایل به حفظ حالت سکون خود دارند(قانون لختی یا اینرسی نیوتن).
با وجود مقاومت مردم در پذیرش اسلام پیامبر (ص) از خود تلاش ویزه نشان داده و توانست به مرور زمان اسلام را ترویج دهد....
لازمه شروغ تغییر فرهنگ جاهلی اعراب در زمان قبل از پیامبر اسلام آوردن بود.(تصور کنید که پیامبر با عده ای جاهل روبرو بود که فرزندان دختر خود را میکشتند-پس کار هدایت چنین افرادی بسیار دشوار بوده و این ارزش کار پیامبر را میرساند.)
به تدریج مساجد به محلی برای ترویج علم و اسلام درامده و امر آموزش در آن ها صورت گرفت.
با رحلت پیامبر اوضاع نا به سامان شد به نحوی که خلفای راشدین آنچنان که باید نتوانستند به ترویج فرهنگ و هنر بپردازند.

عصر امویان:

در این دوران مرکز خلافت به دمشق انتقال یافت و بدین سبب امکان نشر آموزه ای اسلام به شرق و غرب مهیا گردید.
به طور کلی شرایط مساعدی ایجاد گردید و مساجد نقش پررنگ تری نسبت به گذشته داشتند اما در پاره ای از دوران وبه علت برخی سیاست های نادرست حاکمان (مثل جلوگیری از نشر احادیث) این توسعه متوقف و یا با سرعت کمتری انتقال داده شد.

دوران عباسیان:

اولین مدارس در این دوران تاسیس شد و این خود خبر از مساعد بودن زمینه ترویج علم وفرهنگ  این دوران خبر میدهد.
شرایط نظامی-جغرافیایی نیز در این دوران ثابت بوده همچنین امکان استفاده از فضایل امامان معصوم در این دوران(البته در پاره ایی از اوقات) و کمک به تربیت عالمان و دانشمندانی کرد.
بدیهی است در دوران خلفایی مثل هارون این پیشرفت در بالاترین حد خود بوده است.

مساجد:

در آیات و روایات داریم که عبادت با تفکر بسیار بهتر از عبادت بدون تفکر است.
مساجد علاوه بر کاربرد مذهبی محلی برای تولید علم و نیز آموزش بودند.

مدارس:

یک انسان به طور خواسته یا نا خواسته تحت تاثیر محیط پیرامونش قرار دارد.
حال اگر این محیط علمی و آموزشی باشد به طبع فردی با کمالات را به جامعه تحویل میدهد.
تمدن اسلامی نیز از پیشگامان توسعه علم بوده و اولین مدارس در مصر و بغدادو... به توسعه علم پرداخته اند.
به علت آزادی در اندیشه ایی که در مدارس وجود داشت هم اساتید و هم شاگرد ها میتوانستند بدون ترس اعتقادات خویش را بیان نموده و با هم به نقد وبررسی آن ها بپردازند(جدال احسن.)
البته احترام متقابل بین استاد وشاگرد رعایت میشد و حریم ها و خط قرمزهایی وجود داشت.

بیمارستان ها

تاریخچه اولین بیمارستان ها به جنگ خندق برمیگردد(زمان پیامبر اکرم(ص)
که هدف آن معالجه گروهی مجروحان جنگی بوده است.

هم اکنون دانشگاهی به نام جندی شاپور در خوزستان وجود دارد که از نوع علوم پزشکی است-با بررسی که من انجام دادم مسلمانان به واسطه شخصی به نام حارث علوم پزشکی را آموخته اند و همچنین بیمارستان جندی شاپور به عنوان ملاکی برای سایر بیمارستان ها در نظر گرفته شد.(دوران عباسی)

همچنین به این نکته پی بردم که بیمارستان ها با اصول علمی و منطقی که همچنان رواج دارد ساخته میشده است.
برای مثال مکان آن خوش آب وهوا بوده است.همچنین دسترسی کافی به آب( چون درآن موقع آب نقش ضد عفونی کننده داشته )مد نظر بود.
برای احداث بیمارستان زکریای رازی تکه گوشت هایی را به نقاط گوناگون شهر برده و زمان فساد را بررسی کرد و بهترین نقطه را انتخاب کرد.
جالب است که بیمارستان ها ساختاری مانند بیمارستان های امروزی داشتند وقسمتی برای مراجعه سرپایی مد نظر بوده و نیزبخش هایی برای بیماران با شدت بیماری بیشتر در نظر گرفته شده بود.
ساختار داروخانه ها منظم بوده و قفسه بندی برای دارو ها انجام شده- اصطلاحاتی مثل شربت دار (دارو چی خودمان) رواج داشته است .
همانگونه در حال حاضر برای ویزیت دکتر به گرفتن وقت نیاز داریم در آن زمان روزهایی مشخص مثل پنج شنبه و دوشنبه در نظر گرفته شده بود.

استاد و شاگرد

کمک هایی که به مساجد صورت میگیرد در فرهنگ و تمدن اسلامی نیز نمود داشته است و افراد توانمند به مساجد جهت تامین نیاز های آموزشی جویندگان علم کمک میکردند.
مثلا یکی از وزرا آل بویه به نام صاحب بن عباد پنجاه هزار دینار جهت امور آموزشی به بغداد فرستاد.
جالب است که بدانیم کسب علم و دانش طبق آموزه های فرهنگ و تمدن اسلامی محدودیت سنی ندارد و هر کس در هر سنی که بخواهد میتواند به کسب علم ودانش بپردازد.
اما اگر انسان را مانند یک تکه چوب نرم در جوانی و نوجوانی فرض کنیم شکل دادن پایدار به او بسیار راحت تر است تا در پیری.
پس آموختن علم ودانش در جوانی و نوجوانی بسیار مفیدتر است.
البته من هر قدر جستوجو برای یافتن محدودیت سنی در علم آموزی طبق آموزه های اسلامی کردم بی نتیجه بود.
هنر در تمدن اسلامی
طبق تعریفی که در ویکی پدیا آمده است هنر اسلامی به مجموعه هنرهایی گفته میشود که در زمان اسلام (نه الزاما توسط مسلمانان) رواج داشته است.
با محدودیت هایی در ابتدا روبرو بوده که استفاده نا معقول از اشکال و تصاویر مفهوم بت پرستی را زنده میکرده که مخالف تفکر اسلامی است...
ولی به تدریج استفاده معقول از شکل ها رواج پیدا کرده و زیبایی زیادی به آن میبخشد.
پس نتیجه میگیریم در اول هنر به صورت انتزاعی بوده و به تدریج به گونه ایی که در حال حاضر میبینیم درآمده است.
همان طور که قران تاثیر در پیدایش علوم داشته پس باید از تأثیر قرآن بر هنرهای رایج نزد مسلمانان نیز گفت....
در این زمینه نیز می‌توان هنرها را به دو دسته تقسیم کرد:
الف) هنرهایی که در مرحله اولیه پیدایش خود، هدفی جز ارائه زیباتر قرآن نداشتند؛ هرچند پاره‌ای از آنها در مراحل تحول خود به موضوع‌های دیگر هم پرداختند...به نظر من مثل هنر خوشنویسی....
ب) هنرهایی که در خدمت جامعه اسلامی بودند و از قرآن الهام و بهره می­گرفتند: مهم‌ترین این هنرها معماری است و هنرهایی همچون کتیبه‌نویسی، معرق‌کاری، منبت‌کاری، نگارگری، فرش‌بافی، شیشه‌گری با تزیین لعاب‌دار، کاشی‌سازی، موزاییک‌کاری، سفال‌گری نیز پس از آن قرار می‌گیرد.(حجت الاسلام محسن الویری دانشیار دانشگاه باقرالعلوم(ع()
از لحاظ فنی و با توجه به رشته ام که عمران است هنر معماری را مورد بررسی قرار میدهم و یک نمونه از پیوند آن با تمدن اسلامی ودین بیان میکنم...
عنصر اصلی ساخت یک بنا در تمدن اسلامی آجر بوده و میتوان این گونه تعبیر کرد که چون انسان از خاک است  فعل و انفعالاتی در خاک انجام  و از آن به عنوان محلی برای کسب علم یا عبادت انسان استفاده شود.
همانطور که در اوایل گفته شد مطالعه تاریخ برای آشنایی با گذشتگان و گرفتن در عبرت ضروری است لذا برای آشنایی با هنر در تمدن اسلامی باید به بررسی برهه های زمانی گوناگون پرداخت.
هنر از آغاز تا عصر امویان:
همانطور که در ابتدا ذکر شد هنر با پیشرفت رو به رشد خود کم کم جایگاهی ثابت در تمدن اسلامی پیدا کرد تغییراتی در سبک معماری مساجد و نیز طبق سند های تاریخی بهترین مساجد در این دوران ساخته شده استعلاقه خلفا به ساخت و ساز نیز عاملی برای رشد هنر معماری بوده است.
هنر در دوران عباسیان:
از آنجایی که دوران زرین رشد فرهنگ و تمدن اسلامی در زمان عباسیان رخ داده است پس انتظار میرود که در این دوران هنر رشد چشمگیری داشته باشد.
در زمینه موسیقی کتاب هایی از کشور هند وایران و یونان ترجمه شده و بدین ترتیب موسیقی در تمدن اسلامی راه یافت.
نهضت ترجمه نیز مطابق آنچه در قبل گفته شد رشد قابل توجهی یافت به همین سبب کتاب های زیادی ترجمه شد و همین عاملی برای پربار تر شدن دستاوردهای علمی تمدن اسلامی شد.
هنر های تزئینی

هنر اسلامی از سه هنر برای تکمیل خود بهره گرفت:
1)هنر رومی
2)هنر اولیه مسیحی
3)هنر بیزانس

در طرح و نقش های گیاهان که به اسلیمی معروف است(البته الزاما واقعی نیست) گیاهان به عنوان جلوه ای از آفرینش خدای بزرگ در نظر گرفته شده اند.
کریستین پرایس در کتاب خود آورده است که با گذشت حدود صد سال از رحلت پیامبر(ص) مسلمانان توانستند شمال آفریقا ونیز اسپانیا را فتح کنند.

همین عاملی برای ارتباط تمدن اسلامی به اروپا گردید برای مثال کنده کاری از شهر دمشق به اسپانیا منتقل شد.
تا قرن چهرم هنر کاشی کاری مربوط به گل و نقش های ساده بود وسپس شروع به پیشرفت کرد.
به تدریج از کاشی کاری برای نمای داخلی و خارجی استفاده شد و کاربرد آن تعمیم یافت(ضخامت ها متغییر شد و...)همچنین میتوان به کاشی کاری مسجد سین در نزدیکی اصفهان به عنوان یکی از برترین کاشی کاری ها در قرن پنجم اشاره کرد.(مناره کتیبه مسجد)
علاوه بر موارد گفته شده استفاده از سایر مصالح مانند سفال و گچ نیز اثر به سزایی در هنر اسلامی به خصوص در مساجد داشت.
محراب مساجد حالتی عرفانی دارد و ترجیحا آنرا با نقش های زیبا مزین میکنند...
پس بکار بردن بهترین مصالح و نیز بهترین نوع معماری زمینه ساز پیشرفت در هنر اسلامی بود.
 
در پایان چکیده این بخش را که به مرور هنر از آغاز اسلام میپردازد بیان میکنم.

الف)از آغاز تا عصر امویان هنر به تدریج پیشرفت کرد و از سادگی درآمد(از سادگی کعبه به بنای مساجد و استفاده از مصالح گوناگون رسید.)

پارچه و صنعت منسوجات و نیز مجسمه سازی در این دوران رواج یافت.
در عصر عباسیان هنر به اوج شکوفایی رسید(نهضت ترجمه پیشرفت شایانی کرد)
از هنر ایرانیان الهام گرفته شد ونیز به دلیل مساعد بودن شرایط سیاسی برای پیشرفت هنر شرایط کاملا مهیا بود.
البته در آستانه قرن پنجم نیز به علت جنگ های داخلی جامعه اسلامی کمی از رشد هنری عقب ماند...
تاثیر تمدن اسلامی برتمدن غرب
به دلیل هم جواری سرزمین های اسلامی با اروپا به طور اجتناب ناپذیری هر دو طرف بر یکدیگر موثر بوده اند.
اسپانیا
به جرات میتوان گفت که بیشترین اثر از تمدن اسلامی را اسپانیا دریافت کرده و حکم درواز ای برای انتقال فرهنگ و تمدن اسلامی به اروپا را داشته است.
این تاثیر تا حدی بوده که مردم اسپانیا از آداب رسوم عربی در بین خود(حتی شیوه لباس پوشیدن) از اعراب الگو برداری میکردند.
در اسپانیا نظام برده داری حاکم بوده و با ورود اسلام زمینه پذیرش عقاید و فرهنگ و تمدن اسلامی در آنجا مهیا شد چرا که مفاهیمی چون آزادی و مساوات بیان شد.
مسلمانان با فتح اندلس آنرا از لحاظ اخلاقی-علمی-فرهنگی و...متحول کردند و صنایعی مثل دباغی واسلحه سازی و... را رونق دادند.
همه مطالب ذکر شده راه برای نفوذ بیشتر فرهنگ وتمدن اسلامی در اروپا را هموار میکرد(انتقال به جنوب ایتالیا و سوئیس)
سیسیل
مسلمانان تمامی ویرانه های سیسیل را آباد کردند و نیز کشاورزی را رونق دادند (علاوه بر کشاورزی رایج در همان منطقه محصولاتی مثل نیشکر-زیتون و... را به آنجا آوردند.)
همچنین در زمینه استخراج از معادن و نیز منسوجات پیشرفت هایی صورت گرفته که نمونه هایی از ردا های ابریشمی آن دوران موجود است.( تاریخ اسلام و عرب ص379)


بررسی تاثیر پذیری تمدن ها

اصول اقتصادی و صنایع دستی از تمدن یمنی -هندسه وریاضیات از تمدن هندی-فلسفه از تمدن سریانی علوم ماورایی از تمدن یونانی بهره برداری شده است.

تعریف تمدن اسلامی از نظر من آن است که با بهره گیری از کشورمان و نسل های گذشته و همچنین بهره گیری از سایر تمدن های موجود واصلاح کردن انها که با اموزه های دینی واسلامی خود واطرافیان را به سوی زندگی بهتر پیش برد..
این تمدن میتواند بر کل جهان تاثیر گذار باشد.
طبقه بندی های مختلفی برای علوم در نظر گرفته شده  در کتاب دکتر ولایتی که به نظر من درکتاب خانم احمدی دانش های علوم اسلامی وغیراسلامی مد نظر است...

در جریان نهضت ترجمه اثار بسیاری از ریاضی دانان یونانی به عربی ترجمه شد ومسلمانان توانستند ان را بسیار گسترش بدهند وبا ابداع کسرهای اعشاری یه مفاهیم جدید رو در تیوری اعداد به وجود اوردند وبه وجود امدن علم جبر وهندسه و...حل معادلات درجه دو سه خوارزمی و انتقال ترجمه به لاتین وارد غرب شد و غرب به اسم تحریف شده الگوریتم از ان استفاده میکند...
مشاهده میشود که کپی برداری های نابجا تاثیر به سزایی در کمرنگ کردن نقش تمدن اسلامی در جهان دارد.
به خاطر دارم که در کتاب حسابان سال سوم دبیرستان مبحثی به نام بسط دو جمله ایی نیوتن وجود داشت که در سال های بعد نام آن به بسط دو جمله ایی غیاث الدین جمشید کاشانی تغییر یافت.(وی دانشمندی مسلمان بود)

همچنین در جریان نهضت ترجمه اثار بسیاری از ریاضی دانان یونانی به عربی ترجمه شد ومسلمانان توانستند ان را بسیار گسترش بدهند وبا ابداع کسرهای اعشاری یه مفاهیم جدید رو در تیوری اعداد به وجود اوردند وبه وجود امدن علم جبر وهندسه و...حل معادلات درجه دو سه خوارزمی و انتقال ترجمه به لاتین وارد غرب شد و غرب به اسم تحریف شده الگوریتم از ان استفاده میکند...
در زمینه نجوم ترجمه اثار یونانی بطلمیوس اغاز شد و ایرا داتی در تمدن اسلامی از ان گرفته شد درمورد گردش ستارگان و .... وبه اثبات رسید...

در طب نیز مسلمانان زبان زد بودند به گونه ای که کتاب قانون ابن سینا به زبان لاتین ترجمه شد و در دانشگاههای غرب تدریس میشد...

در علم کیمیا و فلسفه و منطق وجغرافیا نیز نیز مسلمانان به صورت عالی جلوه کردند...
بررسی سیر هنر و اثرات آن تاقبل از فتوحات اسلامی  و قبل اشنا شدن مسلمانان با تمدن های دیگر و ورودشون به دربار های ایرانی و یونان و رومیان مفهومی از هنر رو جز در حد چند مصرع و شعر نمیدانستند...
مسلمانان هنر های ایارانی ویونانی ومصری وسوری را با هم پیوند دادند تا که امروزه به اسم هنر اسلامی میشناسیم...


تاثیر تمدن اسلامی در تمدن غربی:

اسپانیا از مهم ترین پایگاه غربی برای اشنایی با تمدن اسلامی بود به گونه ای که علاوه برپوشیدن لباس عربی اداب ورسوم عربی را اجرا میکردند...

همچنین با ترجمه اثار اسلامی به زبان اروپایی ولاتین تمدن اسلامی به غرب نفوذ پیدا کرد...
واینکه چون از اثار یونانی چیزی باقی نمانده بود وخیلی زمان گذشته بود غربی ها برای اینکه به اثار یونانی دست پیدا کند باید از ترجمه های تمدن اسلامی استفاده میکردند..

مثلا در پزشکی ترجمه اثار به زبان لاتین مخصوصا محمد بن زکریای رازی که چندین بار هم به چاپ رسید...و یا حتی ابن سینا که کتاب قانون ان در چندین سال از مهم ترین کتاب های پزشکی غرب به شمار میرفت...

پزشکان غربی با تعریف جدیدی از بیمارستان که شرقی واسلامی بود درمان انواع بیماری ها و حتی جراحی ها را از مسلمانان اموختند...
 
همین طور ریاضیات و ستاره شناسی و جغرافیا را نیز از منابع اسلامی گرفتند...


مثلا در زمینه هنر در معماری ومهندسی وخوشنویسی و منب کاری بسیار استاد بودند ولی در مجسمه سازی ونقاشی افراد کار بلد اندکی داشتند...اروپایینان با میل به زیارت اماکن مقدسه و دیدن ان مکانها زمینه را برای انتقال هنرهای اسلامی به اروپا فراهم کرد...
حتی اشیاهایی هم از این سفرها با خود به اروپا بردند نظیر فلزکاری ها طلاو نقره کاری ها به گونه ای که این اثار هنوز هم در غرب موجود میباشد...
 

ضعف و انحطاط فرهنگ وتمدن اسلامی


عصر رکود تمدن اسلامی

پس از دوران زرین (قرن چهارم ) مهم ترین عامل دور شدن مسلمانان از اسلام راستین پیشامدهای تاریخی و نیز ضعف حکومت حاکم بود...
عواملی مثله قشری گری خرافات استبداد سیاسی و... مسلمانان را از اسلام راستین وفرهنگ وتمدن خود دور نمود..
طبق نظریه های فلسفی پس از یک دوره حکومت خوب و راضی کننده دوره ای پیش می اید که در ان حکومت به رکود بر میخورد برخی از حاکمان با دادن وعده های دروغ قول به برقراری عدالت و حکومت خوب دادند اما پس از به قدرت رسیدن وعده های خودرا عملی نکردند ...

تضاد طبقاتی نیز تاثیرزیادی در انحطاط تمدن اسلامی داشت چون  که وقتی تمام قشر مردم از حکومت راضی نباشند و فقر بیداد کند به تدریج صفات پسندیده از بین میره و فرهنگ رو به نابودی میرود.
حاکمان ان زمان نیز بیشتر زمان خودرا صرف عیش ونوش وخوشگذرانی میکردند مردم نیز هنگامی که میدیدند وقتی بزگشون به اخلاق و فرهنگ پایبند نیستند خواه یا نا خواه از فرهنگ دور میشدند...
فساد در دربار ونیز جنگهای درون قلمرو شرایط را برای تجزیه قلمرو اسلامی فراهم کرد.

به طوریکه خلفای گوناگون اعلام استقلال کرده و قلمرو بزرگ اسلامی کم کم تجزیه شد و این فرصت برای دشمنان فراهم شد تا به این قلمرو ها حمله کنند.

مسلما با شرایط ذکر شده دربالا امکان رشد وفرهنگ تمدن وجود نداشته ونیز دانشمندان نتوانسته اند پیشرفت شایانی داشته باشند.
با فراهم شدن شرایط حمله دشمنان دیرین مثل روم آنها در صدد تجزیه سرزمین های اسلامی برآمدند.تا جایی که مردم در این نوع جنگ ها رو به مردار خواری آورده چه برسد به توسعه علم دانش.

جنگ های صلیبی که حدود دو قرن به طول انجامید علل گوناگونی داشت برای مثال کم شدن اعتماد مردم به کلیسا با وعده های کذب و نیز مسایل اجتماعی مثل تضاد طبقاتی و برده داری عاملی شد که آنها به جنگ جهت رهایی از معضلات خود برآیند.
جنگ های صلیبی اثار بسیار نامناسبی بر طرفین جنگ داشت.برای مثال تخریب شهرهای اسلامی و نیز رونق فساد(پس از جنگ فساد و غارت گری افزایش میابد) همچنین حمله مغولان به  شهر بغداد نیز تاثیر گذار بوده...

 
این نگاه من است اما قرار بر این است که در ادامه راحتر و بهتر بتونم در مورد اون چیزایی که از تاریخ درک می کنم....حرف بزنم..... چیزی بنویسم....

تاریخ ارسال: 1395/11/13
تعداد بازدید: 817