شبهات تاریخی
 تعداد همسران و فرزندان امام حسن(ع)
یکی از ابعاد و زوایای قابل تأمّل و کنکاش در زندگانی اشخاص، به ویژه شخصیت های بزرگ جهانی، بررسی تعداد همسران و فرزندان و کیفیّت برخورد با آنهاست.
به همین جهت در این نوشتار، برآنیم تا در خصوص خانواده امام حسن مجتبی علیه السلام بحثی را ارائه دهیم. این بحث از سوی مورّخان زیادی مورد پژوهش قرار گرفته است؛ ولی متأسفانه مطالب غیر واقعی و دور از حقیقت نیز در کتابهای تاریخی آمده؛ تا جایی که امروزه ـ که «عصر فضا و اتم» نام گرفته است ـ با نهایت بی دقتی و یا دشمنی، در کتاب دائرة المعارف اسلامی1 (نوشته مستشرقین) چه نسبت های ناروایی به ساحت مقدس امام حسن علیه السلام داده می شود!
بنابراین چه نیک و ضروری است که در این مقوله، بحث های دقیقی ارائه شود؛ تا حقایق روشن شده، نسبت های ناروا نیز از ساحت قدسی آن معصوم زدوده گردد.
در خصوص فرزندان آن حضرت چندان اختلافی نیست و چنانچه اختلافات جزیی در تعداد آنها وجود داشته باشد، اما این اختلافات دست مایه اتهامات و نسبت های ناشایست نشده است؛ بلکه در محدوده بحث های تاریخی، محدود مانده است. ولی در خصوص تعداد همسران آن حضرت، بسیاری از مورّخان راه افراط را پیش گرفته اند و در این وادی بسی جولان داده اند، لاجرم فرسنگ ها از حقایق و واقعیت ها فاصله گرفته اند.

از این رو برماست که به بررسی و تحقیق بپردازیم؛ تا در حدّ امکان، حقایق مجهول آشکار گردد. آنچه در زبان مردم و در نوشتار بسیاری از مورّخان؛ حتی برخی از مورّخان شیعه راه یافته است و شاید تا مرز پندار مسلّم نیز پیش رفته، این است که امام حسن علیه السلام دارای همسران متعدّد و کثیری بوده است. گرچه تعدادی از تاریخ نگاران در این مورد اتفاق نظر دارند؛ اما در مورد تفسیر و تحلیل آن، هرگز یک رأی وجود ندارد.

دشمنان اهل بیت علیهم السلام و همچنین کسانی که پی به حقیقت والای امامت نبرده اند و هرگز کام معرفتشان با چشمه زلال و شفاف ولایت آشنا نگشته است، این مطلب (ازدواج های آن حضرت) را دست آویز خود قرار داده، برای سرکوب شخصیت بی نظیر امام حسن علیه السلام ، به او معترض گشته اند. آنان، امام علیه السلام را به عنوان یک شخص عیاش قلمداد کرده اند و علت صلح او را نیز در همین راستا تحلیل و تفسیر نموده اند. معاندان می گویند: امام برای راحت ماندن از مشکلات حکومت و برای رسیدن به بزم، ترک رزم نمود و تن به صلح داد. اینان در تأیید کلامشان به هرچیزی تمسّک جسته و در این وادی چنان پیش رفته اند که موادّ صلح نامه را نیز در همین راستا تفسیر کرده اند.

در مقابل گروه فوق، دوستداران اهل بیت علیهم السلام هستند که ضمن قبول اصل مطلب (کثرت زوجات) در تحلیل و تفسیر آن نظر دیگری دارند که با نظریّه فوق در تضادّ کامل است؛ چه اینکه اینان، مطلب را نه تنها کسر شأن شخصیت امام علیه السلام ندانسته اند، بلکه آن را توجیه کرده و یکی از فضایل و مناقب آن حضرت به حساب آورده اند.
دلیل این گروه هم این است که امام علیه السلام شخصاً اقدام به این کار نمی کرده است بلکه خود زنان و والدین آنها اقدام به وصلت با امام کرده و به این کار افتخار می نمودند. در چنین فضایی بود که آن حضرت بنا به مصالحی، می پذیرفت.

 تعداد همسران
در کتاب های تاریخی، گزارشات مختلفی در این رابطه آمده است که به بعضی از آنها اشاره خواهیم کرد.
ابوالحسن مدائنی:
«کان الحسن کثیر التزویج... و قال اُحصِیَ زوجات الحسن فکنّ سبعین امرأة؛ حسن بن علی، بسیار ازدواج می کرد؛ وقتی همسرانش را شمردند، به هفتاد تن رسید».2

بلخی:
«وکان ارخی ستره علی مأتین حُرّة؛ حسن بن علی با دویست زن آزاده ازدواج نمود».3

ابوطالب مکّی:
«انه تزوّج مأتین و خمسین امرأةً و قیل ثلثمائة و کان علیٌّ یضجرُ من ذلک؛ حسن بن علی 250 زن به همسری خود درآورد و بلکه گفته شده با سیصد زن ازدواج نمود و پدرش علی بن ابی طالب از این امر، رنج می برد».4

حسین عمادزاده:
«امام حسن علیه السلام با چهارصد زن ازدواج کرده است».5

شیخ راضی آل یاسین:
«تعداد همسران امام مجتبی علیه السلام ، با توجه به فرزندان او، از هشت نفر تا ده نفر تجاوز نمی کند».6

اندک تأملی در تاریخ، نشان می دهد که هیچ گونه گزارش معتبری در این خصوص از علی و خود امام حسن و دیگر امامان معصوم علیهم السلام نرسیده است. روایات و گزارش هایی را که به علی علیه السلام منتسب کرده اند، فقط صرف انتساب است، آن هم بعد از قرن یکم هجری؛ که خود این فاصله زمانی، اعتبار این اخبار را مخدوش می کندو مهم تر اینکه اگر چنین چیزی در مورد امام حسن علیه السلام حقیقت داشت، دستگاه تبلیغاتی بنی امیه، به سرکردگی معاویة بن ابی سفیان، به سادگی از کنار آن نمی گذشتند، و بدون تردید در راستای مخدوش نمودن چهره امام، از آن بهره می جستند. چنان که این کار سابقه هم دارد؛ به طوری که پدر بزرگوارش علی علیه السلام را در نظر مردم شام بی نماز جلوه داده بودند.

با توجه به این نکته، هیچ گونه گزارشی در این خصوص از آن زمان دریافت نشده است. بنابراین، نکته فوق به تنهایی دلیل محکمی است بر کذب بودن مطلب ادّعایی.؟چنانچه کسی تصوّر کند که: «امام حسن علیه السلام زنانِ نازا می گرفته است یا خود آنها از حاملگی جلوگیری می کرده اند و یا فرزندان زیادی متولد شده و بعداً از دنیا رفته اند.» جواب، روشن است که اولاً: چنین تصوّری عقلاً مورد قبول نیست و بسیار بعید می نماید. ثانیاً: هیچ گونه خبر و گزارشی در این مقوله در کتاب های تاریخی نیامده است. بنابراین، کذب بودن ادّعاهای این چنینی، روشن و روشن تر می شود. جای تعجب نیست که چرا دروغ پردازانِ خنّاس از این نکته غافل مانده اند؛ زیرا نسیان و فراموشی، از علائم و شاخصه های بارز دروغگویان است. دروغگو، کم حافظه است؛ امام صادق علیه السلام می فرماید: «انّ ممّا اعان اللّه به علی الکذّابین النسیان؛ از چیزهایی که خداوند به وسیله آن علیه دروغگویان و به نفع حق کمک کرده است، فراموشی است».7

-دلیل دیگر بر ردّ ادّعای مذکور، این است که این همه همسر برای امام حسن علیه السلام مطرح کرده اند؛ آیا نباید حدّاقل نصف یا31 از آنان از جهت پدر، مادر، قبیله و... مشخص می شدند؟ در حالی که خیلی از این زنان ادّعایی، حتی نامشان نیز مجهول است.

-با آن همه زنان ادّعایی که برای امام علیه السلام نوشته اند، به جا بود که حدّاقل 50 دختر داشته باشد و بالتبع همین تعداد، داماد هم برایش ثبت می کردند. ولکن در این خصوص فقط سه داماد برای آن حضرت معرفی شده است که عبارتند از:
1. امام زین العابدین علیه السلام ، شوهر فاطمه (امّ عبدالله)؛
2. عبدالله بن زبیر، شوهر امّ الحسن؛
3. عمرو بن منذر، شوهر امّ سلمه.8

-حال در اینجا این سؤال پیش می آید که: آیا معقول است از چهار صد زن، فقط سه دختر و یا حدّاکثر هفت دختر، متولد شده باشد و تنها سه تن از آنان ازدواج کرده و از بقیه نام و نشانی نباشد؟!
پر واضح است که اگر مطالب ادّعا شده درست می بود، باید تاریخ، فرزندان و دامادهای زیادی برای امام ثبت می نمود؛ ولی همان گونه که اشاره شد، فقط سه داماد برای امام ذکر شده است.

مقایسه زمان امام حسن علیه السلام با عصر حاضر
با اندکی دقّت و مقایسه عصر امام علیه السلام با عصر کنونی، صحّت و اعتبار اشکالات مطروحه، مورد تأیید قرار می گیرد؛ زیرا در شرایط نوین اقتصادی و به رغم تبلیغات گسترده جهانی و منطقه ای که برای کاهش و کنترل جمعیت می شود و بسیار هم مؤثّر افتاده است.
امّا با همه این احوال، چندی پیش در روزنامه ها نوشته شد: «مردی با دوازده زن دارای چهل فرزند است.» البته این خبر از باب یک نمونه است و گرنه، نمونه های فراوان دیگر نیز دیده و یا شنیده شده است، مثل مردی که با داشتن دو زن، صاحب نوزده فرزند و مرد دیگری با چهار زن، صاحب چهل فرزند بود.
خلاصه اینکه امروزه میانگین فرزند برای هر زن، 3 نفر است. بنابراین با همین آمار امروزی و با همه محدودیت ها، شخصی که دارای چهار صد زن بوده باشد، حدّاقل باید 1200 فرزند داشته باشد. در صورتی که برای امام علیه السلام در آن زمان خاص ـ که اهمیّت زیادی به کثرت اولاد می دادند و حتی بدان فخر و مباهات می کردند ـ حدّاکثر 31 فرزند و تنها سه داماد ثبت شده است. بنابراین، مقایسه فوق نیز دروغ بودن کثرت زوجات امام علیه السلام را ثابت و تأیید می کند.

اشکال دیگر
اشکال مهم تر دیگری به مسأله جنجالی تعدّد زوجات، مطرح است که: گرفتاری های اجتماعی ـ سیاسی امام، هرگز فرصت و اجازه چنین سرگرمی های مبتذل و خوشگذرانی های مسأله ساز و لغو را به امام نمی داد. چه اینکه حلّ و فصل امور مردم در خیلی از مواقع، به عهده ایشان بوده است. در این باره مدائنی نقل می کند:
«امام مجتبی علیه السلام هر روز بعد از نماز صبح، تا طلوع آفتاب در محراب عبادت می نشست؛ لکن پس از طلوع آفتاب تا ظهر، جوابگوی گرفتاری های مردم بود.»9
و بالاَخره، نکته مهم دیگر اینکه باتوجه به علاقه زیادی که امام به عبادت، تهجّد، شب زنده داری و روزه داشته است به طوری که حتی روز شهادتش نیز روزه داشت.10 و عبادت هایش زبانزد عامّ و خاص بوده و تعداد سفرهای حجّش از مدینه تا مکه ـ با فاصله 450 کیومتر ـ آن هم با پای پیاده، به بیست و پنج بار می رسید.11 و نیز اموال خویش را سه مرتبه در راه خدا تقسیم کرد؛12 آیا چنین شخصی با گرفتاری ها و علائق فوق، می تواند چهارصد زن داشته باشد؟
آیا انسان منصف و حقیقت جو، اطمینان به وجود توطئه عظیم از سوی دشمنان اسلام و اهل بیت علیهم السلام پیدا نمی کند؟ و آیا آمار ادّعایی را کذب محض نمی بیند؟

روایات شیعه
علاوه بر گزارش هایی که نقل و نقّادی شد، روایاتی هم در خصوص موضوع بحث نقل شده است که ضمن اشاره به بعضی از آنها، در حدّ امکان به نقد آنها خواهیم پرداخت.

عبداللّه بن سنان از امام صادق علیه السلام نقل می کند:
«انّ علیّا قال و هو علی المنبر: لاتزوّجوا الحسن فانّه رجلٌ مِطلاق. فقام رجلٌ من هَمْدان فقال: بلی واللّه لنزوّجنّهُ و هو ابن رسول صلی الله علیه و آله وسلم و ابن امیرالمؤمنین فإنْ شاء امسک و إنْ شاء طلّق13؛ علی بن ابیطالب در حالی که بر روی منبر بود، فرمود: دخترانتان را به ازدواج فرزندم حسن درنیاورید؛ زیرا او، مردی است که زیاد طلاق می دهد. در آن هنگام مردی از اهل هَمْدان برخاست و گفت: سوگند به خدا! ما دخترانمان را به ازدواج او درخواهیم آورد؛ زیرا او فرزند پیامبرخدا صلی الله علیه و آله وسلم و امیرالمؤمنین علیه السلام است. پس چنانچه او را خواست، نگه می دارد و اگر نخواست، طلاق می دهد.»

مرحوم کلینی از یحیی بن ابی یعلا نقل می کند از قول امام صادق علیه السلام :
«همانا حسن بن علی پنجاه زن را طلاق داد و امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: ای مردم کوفه! به حسن زن ندهید؛ زیرا وی، مردی است که زنان را طلاق می دهد...» .14
در محاسن برقی از امام صادق علیه السلام روایت شده است: «مردی خدمت امیرالمؤمنین رسید، عرض کرد: آمده ام با شما مشورتی بکنم؛ زیرا حسن و حسین و عبداللّه بن جعفر جهت خواستگاری دخترم آمده اند. حضرت فرمود: کسی که مورد مشورت قرار می گیرد، باید امین باشد؛ راجع به فرزندم حسن، همانا او زنان را طلاق می دهد و اما حسین برای دخترت بهتر است، پس دخترت را به ازدواج حسین درآور.»15

بررسی روایات
گرچه روایات فوق از روی حُسن نیت و البته مقداری هم از روی ساده اندیشی و کم دقّتی، در بعضی از کتابهای شیعه به مناسبت های خاصّ آمده است؛ اما بررسی سند و محتوای احادیث، وجود ضعف و خدشه در آنها را ثابت می کند.

اما ضعف سند حدیث
در سلسله سند حدیث اوّل، که از عبداللّه بن سنان نقل شده بود، دو نفر از راویان به نام های حمید بن زیاد و حسن بن محمد بن سماعه، قرار دارند که هردو از «واقفیه» هستند و قولشان در صورتی مورد قبول است که معارضِ قطعی نداشته باشد و حال آنکه در اینجا معارض وجود دارد؛ زیرا مبغوضیت طلاق از دیدگاه اسلام و احادیث نورانی برکسی پوشیده نیست. و حدیث نبوی «اَبْغَضُ الحلالِ الی اللّه، الطلاق؛16 مبغوض ترین کار حلال در نزد خدا، طلاق است». مؤیّد مطلب است.
و حدیث دوم، که از یحیی بن ابی یعلا نقل شده است، این نام در کتاب های رجال برای دو شخص آمده است که یکی معروف به «کوفی» است و البته توثیق هم شده و اما دیگری معروف به «رازی» است که مورد بحث بوده و توثیق نشده و چگونگی وضعیت وی مجهول است.17

و امّا روایت سوم که از محمد بن علی برقی کوفی نقل شده، باز هم به رغم توثیقش، خالی از اشکال نیست؛ چون او در نقل روایات به افراد ضعیف اطمینان می کرده. مرحوم نجاشی گفته است: «محمد بن علی برقی، مردی صد درصد قابل اطمینان است ولکن در نقل احادیث، بر افراد ضعیف اعتماد کرده است و همچنین دارای روایات مرسله فراوانی است.» از این رو اعتماد بر روایات ایشان، که معارض هم دارد، مشکل است.18

نقد و بررسی محتوای احادیث
اشکالات مهمّ دیگری هم از حیث محتوا بر آن وارد است؛ چرا که در روایات فوق، واژه «مِطلاق» آمده که به امام حسن علیه السلام نسبت داده شده بود. در حالی که طلاق های مکرّر، مستلزم ازدواج های متعدّد است؛ که در بحث قبل، این اتهامات رد شد. ضمناً در اینجا سؤالی پیش می آید که: چرا امام علیه السلام بدون مطالعه و شناخت، ازدواج می کرده تا بعد از مدت کوتاهی مجبور به طلاق شود؟ وانگهی زنان مُطلّقه، از چه خانواده هایی بوده اند و سبب جدایی چه بوده است؟ چه کسانی بر طلاق شهادت داده اند و زنهای مطلّقه، پس از طلاق، به همسری چه کسانی در آمده اند؟

همه این سؤالات، بی جواب مانده است. در صورتی که افراد دیگری که اصلاً قابل قیاس با امام نبوده اند؛ احوالاتشان مورد به مورد آمده است.

روایات اهل سنّت
الف) ابن شهرآشوب، به نقل از کتاب «قوت القلوب» ابوطالب مکّی می گوید: «همانا او (حسن بن علی) با 250 زن ازدواج نمود و گفته شده 300 زن! علی از این ماجرا رنج می برد و زجر می کشید تا اینکه روزی در خطبه اش فرمود: حسن را زن ندهید که او زیاد طلاق می دهد...»19

ب) بلاذری می نویسد: «حسن بن علی با 90 زن ازدواج کرد، سپس علی علیه السلام فرمود: آن قدر حسن ازدواج کرد و طلاق داد که می ترسم عمل او سبب دشمنی دیگر اقوام و قبایل علیه ما گردد.»20

راویان فوق که اغلب سر منشأ روایات مورد بحث بودند، نه تنها از دیدگاه عالمان رجالی شیعه مورد وثوق و اطمینان نیستند؛ بلکه از دیدگاه عالمان اهل سنّت هم مورد خدشه قرار گرفته اند.

ابوطالب مکّی: بسیاری، اخبار او را سست شمرده و گفته اند: او در آخر عمرش گرفتار جنون شده است.21

عالمان رجال گفته اند: او (ابوطالب مکی) احادیثی را نقل کرده که اصل و اساسی ندارد.22

خطیب بغدادی گفته است: در کتاب «قوت القلوب» مطالب نازیبا و زشتی وجود دارد که خود، گواه بر دروغ بودن آنهاست.23 و چنانچه کسی چیزی را از او نقل کند، باید گفت از چگونگی حالش بی خبر بوده است.
حال، با توجه به مطالب فوق، آیا می توان به گفته های اغراق آمیز او (مکی) اعتماد کرد؟

واقدی: روایات واقدی نیز خالی از خدشه و اشکال نیست؛ چرا که اوّلاً او را محکوم به سرقت علمی کرده اند و شافعی گفته است: نوشته های واقدی کذب محض است.
معاویة بن صالح نیز احادیث او را ضعیف شمرده، و عبداللّه بن علی مدنی از قول پدرش گفته است: نزد واقدی 000/20 حدیث بود که هرگز شنیده نشده بود.24
ابوالحسن مدائنی: گفته شده است که مدائنی از ثناگویان اموی بود. او اخبار خود را از عوانة بن حکم (م 158 ه .ق.) گرفته است، که وی عثمانی بوده و برای حکّام بنی امیه حدیث می ساخته است.

و دیگر اینکه مدائنی تحت تأثیر افکار سمرة بن حبیب که مولای او بود، قرار گرفته و صد در صد از دشمنان اهل بیت علیهم السلام بوده است.25 وی در ثنای معاویه نیز اشعاری سروده است.
مؤلّفِ صحیح مسلم نیز از نقل مطالب و روایات توسط مدائنی خودداری می کرد. و ابن عدی در کتاب خود ( الکامل) گفته است: احادیث مدائنی از قوّت و اعتبار برخوردار نیست و کمتر روایتی را نقل می کند که مسند باشد.26


پی نوشتها
1.دائرة المعارف اسلامی، ج 7، ص 400، واژه «حسن» مقاله رامنس.
2. ارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 20.
3. زندگانی دوازده امام، هاشم معروف الحسنی، ج 1، ص 607.
4. بحارالانوار، مجلسی، ج 44، ص 173، ح 9.
5. البداء والتاریخ، ج 5، ص 74.
6. مناقب، ابن شهرآشوب، ج 4، ص 34.
7. حقایق پنهان، ص 358، به نقل از ناسخ التواریخ.
8. البداء و التاریخ، ج 5، ص 74.
9. حیاة الامام الحسن، ج 2، ص 450، به نقل از حقایق پنهان، ص 340.
10. به گزارش تلویزیون جمهوری اسلامی.
11. انساب الاشراف، بلاذری، ج 3، ص 21.
12. جلاءالعیون، مجلسی، ص 271.
13. بحارالانوار، ج 43، ص 239.
14. منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، ص 222.
15. فروع کافی، ج 6، ص 56، ح 4.
16. همان.
17. محاسن برقی، ج 2، ص 436.
18. سنن ابی داوود، ج 2، ص 632.
19. معجم رجال الحدیث، خویی، ج 21، ص 25.
20. همان.
21. بحارالانوار، ج 44، ص 169، ح 4.
22. انساب الاشراف، ج 3، ص 25، ح 36.
23. الکنی والالقاب، ج 1، ص 106؛ حقایق پنهان، ص 352.
24. میزان الاعتدال، ذهبی، ج 3، ص 655.
25. الاعلام، ج 6، ص 274؛ معجم رجال الحدیث، ج 17، ص 73؛ حقایق پنهان، ص 352.
26. حقایق پنهان، ص 353
تاریخ ارسال: 1390/9/14
تعداد بازدید: 1544