آیا سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت نقدی دارد؟

برخی به نقد این سند پرداختند....

ولی آیا به نظر شما چنین نقدهایی می تواند گره از طرح چنین الگوهایی بردارد؟

نقد و بررسی واژگانی سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت

نقش فقاهت، اجتهاد و روحانیت در این سند ناپیداست؛ جای واژگانی همچون فقه اجتماعی و فقه تمدنی، در این سند خالی است؛ و واژگانی که دارای بار شرعی و نوعی جهش نظری باشد به چشم نمیخورد.

به گزارش خبرگزاری مهر، متن زیر یادداشتی از حجتالاسلام احمد رهدار عضو هیئتعلمی دانشگاه باقرالعلوم (ع) در مورد الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت است که در شماره ۲۶ و ۲۷ فصلنامه صدرا منتشر شده است.

الف) مقدمه

برای نقد و بررسی سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، میتوان دو رویکرد اتخاذ نمود. رویکرد اول، رویکردی است که در آن اصلاحات و پیشنهادات در چارچوب سند انجام میشود. در رویکرد دوم الزامی به حفظ ساختار سند نبوده و اصلاحات فراتر از دایره سند خواهد بود و چهبسا منجر به ارائه طرحهایی با ساختاری کاملاً متفاوت شود. روشی که ما برای ارتقاء و تکمیل این سند در پیش گرفتهایم؛ همان رویکرد اول است. رویکردی که در آن اصلاحات، در دایره و عرض همین سند انجام شده، مطالبی به آن افزوده و یا از آن کاسته خواهد شد تا درنهایت بتوان خروجی مناسبتری را از دل آن تولید کرد.

سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، سندی بالادستی است. در چنین اسنادی، واژگان جهتبخش و مورد استناد خواهند بود و چهبسا گاه مسئلهساز شوند. بر این اساس کاملاً محتمل است که بر پایه یک واژه در این سند، سیاستگذاری‌هایی غلط و یا درست شکل بگیرد. لذا اگر بنا باشد سندی بهعنوان الگوی پنجاه سال آینده ما مورد استناد قرار گیرد؛ واژگان، ادبیات و گزارههای آن باید این وزن و توانایی را داشته باشند که دغدغهها، مسائل و برنامه‌های ما را در پنجاه سال آتی پوشش دهند. بر اساس این نوع نگاه، خواهیم دید که در بررسی واژگانی سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، نیاز به حذف و یا اضافه شدن برخی کلمات و اصلاحات وجود دارد. در ادامه نکاتی ناظر بر این تذکر و با قطعنظر از نقد ساختاری، فهرستوار بیان خواهد شد.

ب) نقدها و پیشنهادات

در بند نخست این سند، قبل از بخش مبانی، چنین آمده است: «این الگو با ایمان استوار و عزم راسخ و تلاش عظیم و مدبرانه مردم و مسئولان جمهوری اسلامی ایران اجرا خواهد شد». واقعیت این است که تکیهگاه اصلی ما نه عزم راسخ و تلاش مردم و مسئولین؛ که لطف الهی است. البته در ذیل لطف الهی؛ ایمان و عزم راسخ و تلاش مردم و مسئولان ضامن اجرای این الگو خواهد بود. لذا مناسب است که عبارت «لطف الهی» بدین شکل افزوده شود: «این الگو با لطف الهی و ایمان استوار و عزم راسخ و تلاش عظیم و مدبرانه مردم و مسئولان جمهوری اسلامی ایران اجرا خواهد شد».

در بخش مبانی انسانشناختی سند، ماده ۶ چنین آمده است «با توجه به مبادی پیشگفته، انسان دارای حقوقی ازجمله حق حیات معقول، آگاهی، زیست معنوی و اخلاقی، دینداری، آزادی توأم با مسئولیت، تعیین سرنوشت و برخورداری از دادرسی عادلانه است». یکی از نقدها به منشور جهانی حقوق بشر، این است که بسیاری از مطالبی که در این منشور آمده، حق است؛ درحالیکه اینها در اسلام حکم هستند. حق، قابلیت انتقال و اسقاط دارد، ولی حکم، این وضعیت را ندارد. برای مثال در اسلام حکم حیات داریم و در غرب، این حقِ حیات است؛ ازاینرو خودکشی در غرب ممنوع نیست، اما در اسلام به دلیل حکم حیات ممنوع است. کرامت و آزادی، حکم ماست و در غرب بر اساس قانون، حق است. به همین دلیل لازم است که به جای کلمه «حق»، از واژه «حکم» در این بند استفاده شود.

بر اساس بند آخر در بخش افق، در سال ۱۴۴۴ ایران از نظر میزان کلی پیشرفت و عدالت، در شمار چهار کشور برتر آسیا و هفت کشور برتر دنیا شناخته میشود و دارای ویژگیهای برجسته جامعه اسلامی و خاستگاه تمدن نوین اسلامی ایرانی خواهد بود. در این بخش پس از واژه «خاستگاه»، لازم است واژه «کانون» اضافه شود؛ چراکه نمیخواهیم خاستگاه، ایران باشد و کانون، جای دیگری به غیر از ایران شود. به همین دلیل بهتر است خاستگاه و کانون باهم بیایند.

در ماده ۱ از بخش تدابیر چنین آمده است: «تبیین و ترویج اسلام ناب محمدی (ص) متناسب با مقتضیات روز». در اینجا، بهتر است عبارت «اجتهاد مستمر فقها» اضافه شود که بار معنایی «مقتضیات روز را دارد» و به آن، معنای روشن و محتوایی میدهد.

«بسط فرهنگ قرآنی و تعمیق معرفت و تداوم محبت اهلبیت (ع) از طریق زنده نگه داشتن فرهنگ عاشورا و انتظار بدون انحراف و بدعت»، ماده ۳ از بخش تدابیر است؛ با توجه به اینکه غدیر آغاز تاریخ شیعه است، بهتر آن است که واژه «غدیر» نیز اضافه شود.

ماده ۴ از بخش تدابیر، درباره «ترویج آموزههای اخلاق اسلامی و هنجارهای مدنی و تبلیغ عملی دین» است. در اینجا تعبیر «هنجارهای مدنی» چندان مناسب نیست؛ چراکه اسلامی نیست و چهبسا امری در جامعه هنجار باشد، اما پایه دینی و اسلامی نداشته باشد. بنابراین «هنجارهای مدنی» واژه دقیقی نیست و بهتر است حذف شود تاریخ ارسال: 1398/9/2
تعداد بازدید: 197

ارسال نظر