«بسمه تعالی»

 

سلام آقای مهدی بختگی از دانشجویان دانشگاه خوارزمی با توجه به رشته دانشگاهی خود همیشه این سوال را در ذهن خود داشتند که چه شد تمدنی با آن همه هیبت و بزرگی از بین رفت یا ضعیف شد ...اما آیا الان می شود آب از جوی رفته را دوباره به جوی باز گردان؟ الان می شود دوباره به آن توجه کرد وسایل مورد نیاز برای این کار چیست؟ با زبان دانشجویی چه چیزهایی می خواهیم و چه چیزهایی نمی خواهیم؟

 

بخش هشتم از کتاب تاریخ تمدن اسلامی آقای دکتر ولایتی ظرفیت های موجود در جهان اسلام

 

مقدمه:به رغم رکود وایستایی ظاهری تمدن اسلامی هنوز کانون های فرهنگی جهان اسلام با حلقه های مرئی و نامرئی فرهنگ غنی آن به هم متصل اند.روابط کشورهای اسلامی ومناسبتشان در چارچوب همین حلقه های فرهنگی رغم می خورد یافتن هویت حقیقی تمدن اسلامی و جان گرفتن بنیادگرایی اسلامی مستلزم آگاهی از ظرفیت های موجود در جهان اسلام است.

موقعیت جغرافیایی کشورهای اسلامی

میلیون ها مسلمان در سراسر کره ی زمین پراکنده اند.بیشتر جمعیت بیش از ۵۰ کشور جهان مسلمان اند و در این میان چهل کشور رسما کشور اسلامی قلمداد می شوند؛کشورهایی چون ایران،افغانستان،پاکستان و... که دین رسمیشان اسلام است، بیشترین جمعیت مسلمان را در خود جای داده اند.

پاره ای از کشور ها نیز دارای نظام حکومت اسلامی نیستند، اما مسلمانان بسیاری در آنها زندگی می کنند، مانند کشورهای آسیای جنوب شرقی، هندوستان، لبنان، اندونزی، ترکیه و...،کشورهای استقلال یافته ازبکستان،آذربایجان و... بیشتر کشورهای آفریقای شمالی و جنوبی و حتی اروپا و آمریکا مناطقی هستند که میلیون ها مسلمان پذیرفته اند.

مطابق آمارهای موجود بیش از۹۳٪ از جمعیت خاورمیانه و شمال آفریقا مسلمان اند و کمتر از ۳٪ مسیحی و حدود ۳٪ این مناطق نیز دارای دین های قبیله ای اند.

براساس این می توان دو دسته کشور اسلامی را در یک تقسیم بندی کلی جای داد:

۱-کشورهای اسلامی منطقه خاورمیانه:در منطقه انتقالی بین آب و هوایی استوایی و عرض متوسط قرار گرفته اند. به دلیل نحوه کلی گردش های اتمسفری، غلبه ی آب و هوایی این حوزه خشک و کم باران است-اختلاف نژادی و تنوع زبانی به همراه گویش های متنوع-تلاقی سه قاره بزرگ آفریقا،آسیا،اروپا و از سویی وجود چهارتنگه بزرگ استراتژیک دنیا در منطقه خاورمیانه موجب شده است این منطقه از اهمیت جغرافیای سیاسی فوق العاده ای برخوردار باشد.

۲-کشورهای اسلامی خارج از منطقه خاورمیانه : با توجه به پراکندگی جغرافیایی کشورهای اسلامی خارج از منطقه خاورمیانه، همه ی کشورهایی که در آسیا، جنوب غرب آسیا ویا شمال آفریقا پراکنده اند. جزو این دسته به شمار می آیند، کشورهایی چون افغانستان،پاکستان، بنگلادش، مالزی واندونزی در شرق خاورمیانه و کشورهای سودان ،تونس ،الجزایر،مراکش و مغرب اسلامی در غرب خاورمیانه واقع شده اند.

مرزهای فرهنگی کشورهای اسلامی

۱-کشورهای دارای ناهمگونی زبانی و اشتراک مذهبی: کشورهایی چون مراکش و الجزایر که بیشترین جمعیتشان عرب زبان هستند و اقلیت بربر زبان اند، اما با تابعیت اسلام مشکل تاخیر وحدت ملی را مرتفع نموده اند. کشورهایی چون ایران نیز با دارا بودن ۹۰٪ مسلمانان شیعه،یکی از متنوع ترین و ناهمگن ترین کشورهای اسلامی به شمار می آید.زبان رسمی ایرانیان پارسی است. اما اقلیت های زبانی دیگر نیزدر ایزان میزیند.

۲-کشورهای دارای ناهمگونی مذهبی و اشتراک زبانی :کشوری چون مصر با وجود رسمیت داشتن زبان عربی، یک تقسیم ساده ی درون فرقه ای درآن وجود دارد؛بدین بیان که همواره میان اکثریت سنی(۹۰٪) و اقلیت قبطی(۱۰٪) با وجود زبان عربی واحد در اداب و رسوم مشترک، نزاعی ممتد وجود داشته است.

کشور دیگری چون جمهوری عربی یمن نیز دارای اختلافات برون فرقه ای چندگانه، اختلافات عمیقی دارند؛کشورهایی مانند عربستان و شیخ نشین های خلیج فارس و یا سوریه و لبنان با داشتن فرقه های مختلف مذهبی اعم از سنس و شیعه و مسیحی و یهودی، همواره ازاین اختلافات آسیب جدی دیده اند.

همچنین جمعیت مسلمان این کشورها تنها به دو مذهب بزرگ شیعه و سنی تقسیم نمی شوند، بلکه فرقه ها و اقلیت های متعدد دیگری نیز هستند که یا گرایش های شیعی چون زیدی، اسماعیلی و علوی دارند و یا از شاخه های اهل سنت چون مالکی، شافعی و حنبلی به شمار می روند.

3-کشورهای ناهمگون زبانی مذهبی: کشورهایی چون عراق،سودان و یا فلسطین اشغالی دارای اختلافات مذهبی عمیق و ناهمگونی زبانی فراوانی هستند، برای نمونه در عراق سه گروه بزرگ فرهنکی وجود دارد: کردهای سنی(۲۰٪)، عرب های سنی(۲۵٪) و عرب های شیعه(۵۵٪). با اینکه شیعیان دو برابر عرب های عراق را تشکیل می دهند. در صحنه های سیاسی تاریخ عراق حضور کمتری داشته اند.

منابع زیر زمینی و نیروی انسانی کشورهای اسلامی

ماهیت چند بعدی کشورهای اسلامی، شرایط خوب جغرافیای سیاسی و دسترسی به آب های آزاد جهان همواره موجب شده است در طول تاریخ کانون توجه زورمداران و استعمارگران واقع گردند.تلاقی سه قاره مهم آسیا،اروپا و آفریقا از یک سو و ذخایرغنی مواد اولیه و اندوخته های معدنی و نیز موقعیت ممتاز تجاری و بین المللی کشورهای اسلامی به ویژه در خاورمیانه و شمال آفریقا از دیگرسو، بر میزان اهمیت آنها افزده است، تاریخ پر فراز و نشیب کشورهای اسلامی خود گواه این ادعاست.

علاوه بر این کمبود آب و مشکلات ناشی از آن بر حیات اقتصادی بیشتر کشورهای اسلامی تاثیر نهاده است. مانند مناسب نبودن و کم بودن تولیدات کشاورزی و همچنین وجود مراتع پراکنده که تاثیر مستقیم بر حیات مبتنی بر کوچ نشینی و دامپروری است؛چنانکه اغلب کشورهای مسلمان شمال آفریقا و خاورمیانه و یا غرب آسیا از این ویژگی برخوردارند.

با اکتشاف نفت وضعیت کشورهای اسلامی خاورمیانه و شمال آفریقا تغییرات اساسی یافت و نظام اقتصادی آنها دگرگون شد. بدین رو تولید مواد اولیه کشاورزی و یا استخراج مواد معدنی، با توسعه صنعت نفت رو به کاهش نهاد و اقتصاد تک محصولی نفت با درآمد چشمگیر، جای فعالیت کشاورزی و دامپروری را گرفت. مطابق همه ی استانداردهای مورد قبول، خاورمیانه تنها منطقه بسیار مهم نفتی جهان به شمار می رود.

شکل گیری اوپک

در پی فزونی یافتن مصرف نفت در آمریکا، اروپای غربی و ژاپن در سالهای ۱۹۶۰-۱۹۵۰ و از سویی به دلیل اتخاذ سیاست های سودجویانه و قیمت های ناعادلانه ی سیاست های نفتی و از سویی کشورهای تولید کننده، سران ۵ کشور عربستان سعودی،عراق،کویت،ایران و ونزوئلا در بغداد گردهم آمدند و پس از گفتگو وتبادل آرا اوپک را تاسیس کردند.

در این میان جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۶۷ بر صنعت نفت جهان تاثیر بسزایی نهاد. با توسعه روز افزون صنعت نفت،شرکت های نفتی به سرعت شکل گرفتند. به دلیل عدم رشد فن آوری لازم و نبود مهارت های فنی همچنان شرکت های نفتی خارجی در کشور اسلامی فعال باقی ماندند اما در سالیان اخیر شرکت های ملی نفتی، موفق به پیشرفت هایی در امور مختلف پالایش شدند و همین از میزان وابستگی آنها تا حدودی کاست.

 

سرمایه های فرهنگی و معنوی جهان اسلام

۱-قرآن کریم: کتاب دینی مشترک میان همه ی مسلمانان با مذاهب ویا مسلک های متفاوت اسلامی- این کتاب مهمترین عنصر جدایی ناپذیرهویت اسلامی است-کلید راهنمای مسلمانان و رمز موفقیت زندگی آنهاست.

۲-قبله مشترک: مکه مکرمه که مرکزیت تفکر توحیدی،یادگار ابراهیمی،نخستین مهبط وحی و کانون نضج نهال اسلام است،نزد مسلمانان اهمیتی درخور توجه دارد.

۳-آیین حج: این آیین به گونه ای شایان توجه عامل وحدت همه ی مسلمانان در اقصی نقاط جهان است.

۴-مسجد: یکی دیگر از مهم ترین عناصر مشترک میان مسلمانان است. که زیباترین تجسم خارجی بینش اسلامی در آن متجلی است؛ چنانکه با رشد و گسترش اسلام در اقصی نقاط جهان بنای مسجد نیز مورد توجه حکمرانان و معماران مسلمان قرار گرفت. از عوامل و انگیزه های بنیادی ساخت مسجد در مناطق گوناگون ویا شهرها و روستاها و مراکز اسلامی، همانا نقش و کارکردهای مختلف عبادی، فرهنگی سیاسی و حتی اجتماعی و اقتصادی آن است.

۵-زبان عربی: زبان وحی و قرآن کریم و ادعیه ی اسلامی است که بخش های وسیعی از جهان اسلام را تحت پوشش دارد. علاوه بر برخی کشورها که زبان رسمیشان عربی است سایر مسلمانان جهان نیز درسایه زبان عربی به یکدیگر پیوند می خورند.

۶-آداب و مناسک مشترک: همه ی گرایش های مختلف فرقه های اسلامی، فرایض عبادی مشترکی بجای می آورند، که هر یک به تنهایی در ایجاد پیوند و ارتباط میان این فرقه ها بسیار موثر است.

۷-اعیاد اسلامی مشترک: به رغم گوناگونی فرهنگی،قومی و زبانی میان همه ی جوامع اسلامی مجموعه ای از آداب و رسوم مشترک موید همبستگی آنهاست.

۸- تاریخ و آرمانهای مشترک:بنابر آنچه گذشت،مسلمانان جهان با اقوام و ملل متعدد با مجموعه ای غنی از مشترکات معنوی به هم پیوند می یابند و اسلام به مثابه آیینی مشترک می تواند میان کشورهای اسلامی همبستگی متقنی ایجاد کند.

 

 

 

 

اما آیا همه چیز به همین خلاصه می شود و ما نمی بایست درس های لازم و راههای رفته و نرفته ی به اشتباه دیگران دوباره تجربه نکنیم؟

 

 

بخش نهم-انحطاط معنوی دنیای مدرن

مقدمه: یکی از مهم ترین دغدغه های جهان کنونی،انحطاط فرهنگی و تمدنی جهان مدرن است که دیر یا زود همه ی ملت های متمدن دچارش خواند شد.مشکلات ناشی از خلاء اخلاقی و متناسب نبودن رشد فرهنگ و تمدن غربی، بارقه های انحطاط در تاریخ کنونی غرب را نوید می دهد.

فرهنگ وتمدن غربی و نشانه های انحطاط

تاریخ پر فراز و فرود پیدایش تمدن غربی، رشد فزاینده ی علوم و فناوری و شکل گیری نظام سرمایه داری در غرب محشون از نشانه های انحطاط معنوی و آثار بحران های درونی، گرایش به پوچی و آشفتگی های اجتماعی است.

تاریخ ظلمانی عصر قرون وسطی و سیطره ی همه جانبه ی آن بر نظام تمدنی غرب، اروپا را چند قرن در هاله ای از تاریکی و جهل فرو برد. فرهنگ رهبانیت زده ی افراطی که رسما بر همه ی ارکان آن مستولی بود، سالیان متمادی مانع از تحقق جدی اراده ی انسان و تاثیر آن بر رشد فرایند حقیقی تمدنی انسانی شد.

 بسیاری از اندیشه گران برای رهایی تمدن غربی از چنین شرایطی، روی آوری به اومانیسم و انسان گرایی افراطی را تجویز نمودند. این بار نیز جامعه ی غربی به مهلکه ای دیگر کشانده شد و از حقیقت تمدنی دور گردید؛ تا جایی که مفهوم انسان از هم گسسته شد و معنای والای خود را از دست داد.

رشد فزاینده ی علوم  وفناوری به سروری مادی تمدن غربی انجامید. این کشفیات علمی رفته رفته جهان را از خود متاثر نمود. غربیان با تصرف و سیطره ی سرزمین های متعلق به تمدن های کهن بر غرورشان افزودند.

 بدین رو نفی ملت های متمدن پیشین، کندن و خشکاندن ریشه سایر تمدن ها و به سخره گرفتن فرهنگ و آداب و رسوم آنها در دستور کارشان قرار گرفت.

چیرگی مادی تمدن غرب و نفی تمدن های ریشه دار توسط آنها موازنه ی تمدنی را برهم زد. در قرون اخیر مبارزه و تلاش جدی اندیشه گران غربی برای رهایی علمی جامعه ی تمدنی غرب از رخوت و پوچی سامان گرفت.

از این پس تولید سازه های مفهومی فرهنگ مسیحیت و مبانی انسان شناختی و معرفت شناسانه برای بازگشت به اصل انسانیت آغازشد؛ از این منظر مفاهیم و شرایط ویژه ای را برای چالش جدی گذشته و حال تمدنی فراهم آوردند.

طرح این نظریات و حل مشکلات و بحران های درونی تمدن غربی از طریق رفع بحران جهانی و طرح گفتگوی تمدن ها،با واکنش های گسترده ای مواجه شد. بسیاری از منتقدان با اقرار به اینکه هدف مهم این نظریه پردازان نه تنها پاسخ به مشکلات فرهنگی جهان غرب نیست، بلکه توطئه ای است خطرناک که می تواند ضمن پایمال نمودن منافع کشورهای در حال توسعه به پیامدهای پیچیده و وخیمی انجامید و جنگ سردی دیگر را به وجود آورد.

علل بحران فرهنگی و معنوی تمدن غرب

۱-بی توجهی تمدن غربی به دین: بی توجهی به مبادی دینی و مذهبی،تحریف آموزه های مسیح و جدایی کامل دین از همه ی بنیادهای اجتماعی، سیاسیو اقتصادی و در یک کلام محصور کردن دین در چارچوب کلیسا و محدود کردن مظاهر عبادی در روز یکشنبه و یا خرید و فروش گناه و ساده انگاری قیامت، به گمان به بحران های معنوی جامعه ی غربی انجامید.

۲-نبود تدین حقیقی در جامعه ی غربی: عدم تعمیق باور های مذهبی و فقدان تدین ودین باوری تمدن غربی، به بحران معنوی آن دامن زد. زمانی انحطاط روحانی در جامعه متجلی می شود که حقیقت خداوند و البته همه نظام ماورایی آن ، جایگاه حقیقی خود را از دست بدخند و اعتقادات مردم سست شوند و جز ظاهری اراسته چیزی از آن باقی نماند.

۳- توسعه ماشین و ماشینیسم: فناوری و نظام سرمایه داری، دگرگونی های ژرفی در تمدن غرب به وجود آورد. علت اساسی این تغییرات بازده کار و رشد فناوری حاصل از پیشرفت علوم بود.

۴- تضاد میان علم مادی و دین : علم مادی پیوسته جامعه ی تمدنی را به نو شدن و دگرگونی فرا می خواند ، این تحول بدون نظام سرمایه داری زمانی خود منبعث از پرتستانیسم ریاضت جویانه بود،گونه ای تحول عمیق فناوری در اروپا و تمدن غربی را به وجود آورد.

در میان این گروه متفکران که تنها به علل بحران معنوی و فرهنگی غرب پرداختند ۴ گروه مشخص و ممتازند:

۱-بد بینان شبه مذهبی : پیروان این گروه کسانی اند که با نگرشی بد بینانه به همه ی تاریخ تمدن و فرهنگ می پردازند و به نجات و اصلاح و حفظ اساس تمدن و فرهنگ آن هم در جهان ناسوتی و  مادی امیدی ندارند.

۲- بد بینان علمی: این گروه بحران موجود تمدن غربی را در کابرد تمدن غرب و سیر صعودی آن می دانند. آنان معتقدند علم مادی تمدن غربی با بمب های هیدروژنی و هزاران قدرت تخریبی دیگر ، در قالب های مختلف تاثیری است بر بحران موجود در تمدن غربی که خیلی زود طومار حیات تمدن و فرهنگ جهانی را برخواهد چید و در نهایت همه ی میراث تمدن  وفرهنگ پدران خویش را خواهد بلعید.

 

۳- خوش بینان ساده نگر: این گروه بحران موجود درجامعه ی غربی را بحرانی تازه ویا جدید نمیدانند، بلکه آن را بحران کهنه و مزمنی می دانند که نتیجه ی علل سیاسی ، اقتصادی، اجتماعی و دینی جامعه ی غربی است و معتقدند با رفع این عوامل می توان به بهبودی جامعه ی غرب امید داشت.

۴-ژرف نگران مذهبی یا روشن بینان دقیق: اینان که موسوم به سوروکینیسم هستند و معتقدند که علت بحران تمدن و فرهنگ غربی را نباید تنها در تشکل های سیاسی و مقررات اقتصادی جستجو کرد بلکه باید آن را در ارکان فرهنگی و تنزل ارزشهای اساسی تمدن و همه ی تجلیات عقلی و عاطفی و عملی مربوط به آن کاوید.

نقد

ای کاش ایشان از دغدغه های خودشان ، دوستانشان، هم کلاسی هایشان، و دیگر دانشجویان نیز در این زمینه استفاده می بردند.....

 

نظر شما چیست؟ آیا این موارد را قبول دارید؟ آیا همه مشکلات ما در مقابل غرب مسائل فرهنگی است؟ آیا ما که ادعای فرهنگ اصیل و صحیح را داریم بی مشکل هستیم؟ آیا فرهنگ ما عالی تر و بالاتر از غربی هاست؟...

تاریخ ارسال: 1396/6/21
تعداد بازدید: 247
ارسال نظر