به نام خدا

 

 

نجوم در تاریخ تمدن اسلامی

 

 

استاد راهنما:

آقای وحید متشکر آرانی

نام دانشجو:

فاطمه مرادی

 

 

مقدمه

مسلمانان از قرن نهم تا قرن شانزدهم میلادی، در زمینه ستاره شناسی به  برتری های قابل توجهی دست یافتند. مرکز فرهنگی‌شان بغداد (در عراق امروزی) بود، جایی که در قرن هشتم کتاب المجسطی بطلمیوس به زبان عربی ترجمه شدالبتانی(929 ـ 8500 میلادی) پرآوازه‌ترین منجم عرب، تا حدود زیادی بر محتوای این کتاب افزود. آنها ابزارهایی نظیر اسطرلاب ، که اختراع یونانیان باستان بود، را تکامل بخشیده ، دقیقتر از یونانیان موقعیت ستارگان را رصد کردند. اسطرلاب الگویی چند بعدی از آسمان شب است که در قرون وسطی برای تعیین موقعیت خورشید و ستارگان بکار می‌رفت

یکی از مباحث حائز اهمیت در دانشهای اسلامی ، دانش نجوم اسلامی است چرا که اهم مسایل عبادی به این دانش وابسته است . نخستین علومی که ساکنان بلاد اسلامی به آنها توجه کردند ، علوم عملی و بخصوص طب و کیمیا و نجوم بود، که احکام این علوم را بر دیگر علوم ترجیح می‌دادند

مسلمانان بنا به چند دلیل مهم، با اهمیتی خاص به تحقیق درباره علم نجوم پرداختند و در این راستا به اکتشافات بسیاری دست یافته و کتاب های بسیار با ارزشی نوشتند. در این علم نیز مثل علوم دیگر، دانشمندان بسیار مشهوری توسط تمدن اسلامی تحویل جامعه علمی جهان گردید. دلایل عمده تحقیق مسلمانان در مورد نجوم عبارت بود از:
1- تحریک و ترغیب آیات قرآن مجید خطاب به دانشمندان و کنجکاوی درباره حقیقت علمی پیدایش جهان، همچنین تأمل در حرکات ستارگان و خورشید و کره زمین و ماه و اجرام آسمانی.
2- علت یابی از حوادثی مثل کسوف و خسوف که مسلمانان با رویداد آنها باید واجبات دینی و شرعی، مثل نماز آیات را به جای می آوردند.
3- ترتب بعضی از تکالیف مهم مذهبی مثل نماز، روزه، حج، و شناخت سمت قبله، لزوم توجه به شناسایی ماه و خورشید و ستارگان و حرکات آنها را ایجاد می کرد، که البته از لحاظ علمی، تأثیر بنیادینی در تکوین این رشته داشت.
آری، علم نجوم برای مسلمانان مفهوم عمیق مذهبی داشت، زیرا حرکات حیرت انگیز ستارگان و آفتاب و ماه برای آنان، نشانه آشکار خداوند قادر متعال توانا بود. بی جهت نیست که مسلمانان، مخترع ساعت های دقیق خورشیدی، آبی و مکانیکی شده اند.
جداول دقیق نجومی، مثلخوارزمی ، جدول مامونی ، جدول صائبی ، جدول البتانی ، و جدول ابن یونس و غیره، به دست مسلمانان تنظیم و مدت ها بعد مورد استفاده جدول مشهور اروپایی آلفونزو قرار گرفت.زیگرید هونکه اذعان داشته است: «تاریخ علم، نام 5455 نفر از منجمان مسلمان را ثبت کرده است که در هیچ تمدنی وجود ندارد».

جان برنال اعتراف می کند: «اگر رصدهای اختر شناسی در فرهنگ اسلامی دچار مکث می شد، اختر شناسان رنسانس نمی توانستند از دانش ها و آگاهی های نهصد ساله پیشینیان خود، بهره مند شوند و کشفیات مهمی که مبنای علوم جدید را تشکیل می دهند، به تأخیر می افتاد و یا اصلا تحقق پیدا نمی کرد».
در تمدن اسلامی، اولین اسطرلاب را ابواسحق ابراهیم بن حبیب فزاری ساخت و هم او زیجی بر پایه سند هند نوشت و با کمک آن، توانست سال های هندی را به سنوات قمری تبدیل کند. در ضمن، راجع به حلقه های نجومی و استعمال آن، رساله ای از او باقی مانده است.

امروزه اسطرلاب را داریم ولی متخصصی که از آن استفاده کند در دنیای اسلام کم است و به جای آن از ابزاری که از غرب آورده می‌شود استفاده می‌شود، ابزاری مانند تلکسوپ با موتور و ابزارهایی از این دست، که در رصدخانه‌های جهان از آن استفاده می‌شود.
 
ثابت بن قره توانست فاصله خورشید را از زمین و همچنین طول سال خورشیدی را محاسبه کند.
البتانی (قرن نهم) نیز کار او را تکمیل کرد و تحقیقات جالبی درباره ظهور ماه جدید، ماه گرفتگی و دایره البروج انجام داد.

ابن هیثم نابغه با کمک تجربیات او، توانست قوانین انکسار نور را محاسبه کند. ابن هیثم به لحاظ علمی و تاریخی، یکی از معلمین بزرگ اروپا بوده است. کشف مهم او این بود که کرات سماوی (از جمله ثوابت) از خودشان اشعه نوری دارند و فقط ماه روشنایی خود را از خورشید می گیرد.
او با کمک این کشف خود، نظریه بطلمیوس و اقلیدس را که عقیده داشتند: «علت دیدن چشم، برخورد اشعه خارج شده از چشم به اجسام می باشد.» رد کرد و گفت: شعاع خارج شده از چشم، سبب دیده شدن اجسام نمی شود، بلکه شعاع جسم مورد دید به چشم می خورد و به وسیله بدنه شفاف چشم (عدسی)، معکوس می شود. او با این کشف خود، تمام دانش یونان قدیم را در مورد نور واژگون کرد. بر این اساس، پایه گذار علوم دقیقه و تجربی، ابن هیثم است، نه گالیله و راجر بیکن و لئوناردو داوینچی.
ساخت عدسی و عینک جعبه عکاسی، از دیگر اختراعات اوست. نظریه های او در فیزیک و اپتیک تا دوره جدید از اهمیت بسیار برخوردار بود. کتاب مهم او به نام المناظر ، تا مدت ها در اروپا مورد استفاده دانشمندان بوده است.

عبد الرحمن صوفی از دانشمندان قرن دهم، کسی بود که توانست طول و عرض و محل حرکات ستارگان را به طور دقیق محاسبه نماید و آن را در کاتالوگی ثبت کند.

خواجه نصیر الدین طوسی رصدخانه مراغه را ساخت و دانشمندان را برای تحقیق در آن رصدخانه جمع کرد. او مثلثات گذشته را تنظیم کرد. کتب مهم او در علم نجوم عبارتند از تذکره نصیریه، رساله معینیه، زیج ایلخانی، مقدمه ای بر علم نجوم، و تحریر المجسطی. جدول استخراج توسط خواجه نصیرالدین طوسی اختراع شده که از یک صفحه فلزی با دو عقربه مندرج و درجه‌بندی شده تشکیل می‌شود که زمان رصد ستارگان محاسبات ریاضی که به‌دست می‌آید را در این جدول می‌نوشتند و نتیجه را به‌دست می‌آوردند.
عمر بن ابراهیم خیام هم جزو منجمین بود. او در ری رصدخانه ای احداث نمود و تقویم جلالی را نیز تنظیم کرد.

محمد بن موسی خوارزمی زیجی بر پایه ای زیج فارسی ساخت و جداول مثلثات جدید را نوشت و با کمک تنی چند از دانشمندان دیگر، «فرهنگ جغرافیایی» را تنظیم کرد.
الکندی، اندازه گیری را به وسیله پرگار متداول کرد. همچنین، وزن مخصوص اجسام مایع را محاسبه کرد و آزمایش هایی در مورد قانون جاذبه و سقوط اجسام انجام داد.
ابوریحان بیرونی، پنج قرن قبل از کپرنیک کشف کرد که خورشید سبب گردش شب و روز نیست، بلکه خود زمین است که با چرخیدن به دور محور خود و با سیارات دیگر که به دور خورشید حرکت می کنند، باعث پدید آمدن شبانه روز است. وی خسوف و کسوف را رصد کرد و مقدار حرکت دورانی ثوابث و سیارات را محاسبه نمود و توانست آلات و ابزار رصدی را نیز به خوبی بسازد.
البتانی از دیگر منجمین و ریاضی دانان مسلمان در قرون سوم و چهارم قمری می باشد که درباره علم نجوم 42 رساله نوشته است. او درباره معرفی علم نجوم، در زیج خود بحث هایی کرده و دانشمندان را علاوه بر وسعت گرایی و تعمق، به بلند نظری و تلاش نیز دعوت می کند. وی بود که توانست به کشف حرکت اوج و حضیض نایل شود.
پیشرفت علم نجوم اسلامی، با تدوین گاهنامه ها و تقویم ها و رساله هایی برای یافتن جهت قبله و نظایر اینها، از یک طرف جوابگوی نیازمندی ها مسلمانان شد و از طرف دیگر، یک علم نجوم ریاضی محور فراهم آورد که البته بسیار صحیح و دقیق بود.

علم نجوم در ایران مانند دیگر نقاط جهان سابقه طولانی دارد. در واقع از آنجا که ابزار کار آن آسمانی پاک و دو چشم سالم خداداد است، از اولین علومی است که توسط انسان مورد توجه قرار گرفته است. ستاره شناسان ایرانی عمده ستاره شناسان اسلامی را تشکیل می‌دهند. پس از دوران خلافت مامون که دارالترجمه مشهور خود را برای ترجمه آثار علمی ملل مختلف بنیان نهاد، پیشرفت نجوم بمانند علوم دیگر سرعت زیادی گرفت.

اولین محاسبات دقیق قطر زمین در همین زمان و توسط برادران بنوشاکر انجام گرفت. چنانکه گفتیم یکی از دلایل توجه ویژه به نجوم در دوران اسلامی تعیین تقویم و اوقات شرعی بود که مستلزم مشاهدات و محاسبات دقیق نجومی است. "هندسه کروی" که توسط ابوالوفای بوزجانی معرفی شد این محاسبات را بطور عمده تسهیل کرد

روایاتی که در زمینه نجوم هستند، دو دسته‌اند، یک دسته در تأیید علم نجوم و دسته دیگر در رد آن هستند. در زمینه احادیثی که وجود دارد نیاز به متخصص علم حدیث داریم که با استفاده از فن احادیث، بتواند جامعیتی از آن‌ها را به‌دست آورد که منجمان ما بتوانند از آن استفاده کنند. کلیت علم نجوم مورد تأیید اسلام و ائمه(ع) است. آن‌چه از علم نجوم که مورد تأیید اسلام نیست مربوط به سحر است که علمای قدیم در درگاه ستمگران پیشگویی می‌کردند که به آن تنجیم‌(اخترشناسی) می‌گفتند که شاخه‌ای از علم نجوم است. علم نجوم در تشخیص تأثیرات آب و هوایی تأثیرات زیادی دارد. در روایتی از امیرالمؤمنین(ع) آمده که می‌فرمایند: هر کسی علم نجوم نداند خداشناسی او علیل است و در روایتی دیگر چنین آمده است که علم چهارتاست، علم نحو برای لسان، علم طب برای بدن، علم فقه برای شناخت احکام و علم نجوم برای شناخت وقت است.کتاب‌های زیادی درباره علم نجوم نوشته شده است که کتاب ریاضیات علامه حسن‌زاده آملی و فرج‌المحموم فی آثار علماء نجوم سید ابن‌طاووس از این دست کتاب‌ها هستند که به علم نجوم و ستاره‌شناسی پرداخته‌اند. در قرآن‌ کریم سوره‌هایی به نام اجرام آسمانی داریم. در قرآن سوره «نجم» به معنی ستاره، «قمر» به معنی ماه و «شمس» به معنی خورشید را داریم که نشان‌دهنده عظمت و بزرگی آسمان و تمام متعلقات آن است، به‌طوری‌که حضرت ابراهیم(ع) می‌فرماید: من ستارگان را نمی‌پرستم برخلاف کسانی‌که آن‌را به جای خدا می‌پرستند و این نشان‌دهنده این است که مردم دوران جهالت به عظمت ستارگان که در آسمان پدیدار می‌شدند پی برده بودند.

 

چگونه دانش ستاره شناسی در خاور میانه گسترش یافت و چطور دانش ستاره شناسی در اولین قدم به اروپا رسید ؟

پاسخ این سوال در ونیز است ونیز در اروپا مجزا بود وقوانین اروپا را نداشت وبه وسیله تاجران ارتباط عمیقی و طولانی که با اعراب مسلمان شمال افریقا داشتند وبا تجارت با شرق به ثروت زیادی رسیده بودند. مسلمانان واحد وزن کوریکو را برای تجارت ونیز شرق وارد کردند همچنین کتاب های عربی هم وارد شدند. کتاب جبر از متن عربی در قرن نهم ترجمه شد. جهان غرب جداول نجوم عربی هم وارد کرد و در قرن پانزدهم کتاب بزرگ قانون طب در غرب منتشر شد.

یکی از کتاب های مهم تاریخ کتاب نیکولاس کوپرنیک است که در سال 1943 منتشر شده است. این کتاب سرآغاز انقلاب ملی اروپا است و اولین گام حیاتی است که به فیزیک مدرن رسیده است.

این که کوپرنیک اطلاعات خود را از کجا می اورده هنوز کاملا معلوم نیست. شروع این کتاب به زبان عربی است که یعنی یک مسلمان داده های زیادی در اختیار ان گذاشته است.  این فرد همان البتانی دانشمند مسلمان است. او از کتاب زیج البتانی استفاده کرده است.البتانی تنها ستاره شناسی است که در کتابش از ان نام برده است اما با این که او از دانشمندان دیگر نام نبرده یافته های جدید حاکی از ان است که از داده های علمای دیگر هم استفاده کرده است قبلا او از نظریه زوج خواجه نصیر الدین طوسی استفاده کرده است. یا کتاب تذکره  العلم الهیئت را که با کتاب کوپر نیک تطبیق دهیم شامل تشابه های غیر قابل اغماضی هستیم.کوپرنیک از ایده های ریاضی برای کتاب سیالات استفاده کرده است که مشابه نظریات ابن شاطر است و این تشابهات اتفاقی نیست او از نمودار های ابن شاطر هم استفاده کرده است کارکوپر نیک اوج تاریخ ستاره شناسی اسلامی است

چه چیزی موجب علاقه مند شدن دانشمندان اروپایی به ستاره شناسی اسلامی شده است؟

مسجد امیه در پایتخت سوریه در دمشق است که در مناره آن شاخص افتابی است و یکی از دقیق ترین ساعت های افتابی ساخته شده در قرون وسطی است که توسط یکی از منجمان مسلمان قرون وسطی ساخته شده است که بیشترین تاثیر را بر کوپر نیک داشته است: یعنی ابن شاطر. این ساعت افتابی در قرن نوزدهم برداشته شده اما ممکن است بدلی از آن وجود داشته باشد. تعیین دقیق زمان در اسلام بخاطر نمازها مهم است. یکی از شغل های مهم در ان زمان وقت نگه دار بوده است که با تعیین زمان نماز علامت شروع اذان را به موذن میداده است. خطای ساعت ابن شاطر حدود یک دقیقه است. اسلام دانشمندان را تشویق کرده تا دقت روی ستاره ها را داشته باشه اند ان ها استاندارد هایی داشتند که قبل از ان هیچ کس نداشت مثلا اندازه زمین را بادقت یک درصد به دست اورده اند. کوپر نیک از اندازه گیری های مسلمانان استفاده می کرد.

کوهی در خارج دمشق قرار دارد که از ستاره شناسی مسلمانان در ان حرف زده شده است. معمولا البتانی در آن کوه مشاهدات دقیق خود را انجام می داده. او می خواست با حداکثر دقت ممکن بفهمد طول سال دقیقا چقدر است او با ذکر مقادیر بابلی ها شروع می کند. این اعداد 365 روز شش ساعت و ده دقیقه بوده. او از یک کره حلقوی استفاده کرده که دقیقا اندازه بگیرد اندازه سایه ها در روز چگونه تغییر می کند که به یک روز دقیق پی برد که در ان طول روز و شب به یک اندازه بوده که به این روز اعتدالین می گویند. او این کار را به مدت چهل سال تکرار کرد. وی همچنین یک متن یونانی راهم که هفتصد سال پیش نوشته شده بود را مورد آزمایش قرار داد و متوجه شد که نویسنده این کتاب هم روز دقیقی مثل اعتدالین را محاسبه کرده. پس دو داده مهم داشت. حالا اعداد اول را تقسیم بر اعداد دوم کرد و به این نتیجه رسید که یک سال 365 روز و 5ساعت و 46دقیقه و 24ثانیه است.

این اعداد با مشاهده امروزی فقط 2دقیقه فاصله دارد. آن زمان هیچ تلسکوپی وجود نداشته و از اسطرلاب و چشمان غیر مسلح استفاده کرده. او یک عدد دقیق هم برای میزان کجی زمین دارد که این عدد24درجه است و تقریبا نیم درصد با محاسبات کنونی فاصله دارد البطانی و منجمان آن زمان که مشاهده گران دقیقی بودند انقدر شجاع و عاقل بودند که تئوری هایی که صدها سال پذیرفته شده بودند بدون آن که مورد سوال قرار بگیرند را به چالش بکشند و درستی یا نادرستی ان ها را زیر سوال ببرند. ابن هیثم یکی از اولین و بزرگ ترین دانشمندان شکاک است او در شهری عراقی در بصره در سال 965 میلادی متولد شد و جزء اولین کسانی بود که قائل بود ایده ها تنها در صورتی که از لحاظ ریاضی سازگار باشند قابل اعتمادند. در نتیجه متوجه تناقضات زیادی شد. پیشرفت بعدی از جایی دیگر امد: خواجه نصیر الدین طوسی تاثیر زیادی روی محاسبات کوپر نیک گذاشته است و باعث تولد عصر علمی مدرن شد. خوانه خواجه نصیرالدین در قلعه الموت که محل اقامت فرقه ای از مسلمانان به نام اسماعیلیان بوده است واقع شده بود.  خیلی از عالمان آنجا جمع می شدند. این محل هم کتاب خانه بود هم مرکز اموزشی و هم یک قلعه نظامی. زیر قلعه هم اتاق های سنگی برای مطالعه و مسجد و مرکز فرماندهی قلعه بود.

 مغول ها زندگی خواجه نصیر را تغییر دادند ارتش مغول به لشگری هلاکو خان همه چیز را ویران کردند و وقتی به الموت رسیدند خواجه نصیر با زیرکی هم خانه خود را حفظ کرد و هم به بلند پروازی های خود رسید. خواجه نصیر روی خرافی گری های خان مغول دست گذاشت و با ان حرف زد و به او گفت که با داشتن تجهیزات می تواند آینده را پیش بینی کند و توانست بزرگ ترین رصد خانه ای که جهان تا ان روز به خود دیده بود -چند صد کیلو متر بر روی تپه جایی که هوا صاف بود- به نام رصد خانه مراغه را بسازد. از طریق این سازه به شکل بی نهایت دقیق تری موقعیت اجرام را اندازه گیری کرد. این رصد خانه بزرگترین رصد خانه جهان تا 300سال بوده. او بزرگترین منجمان را از سراسر جهان جمع کرده بود و جای دقیق ستاره ها را با ریاضیات و نجوم  محاسبات و کشف کرده بود.

از دهه های 1200به بعد امپرطوری اسلامی رو به افول نهاد. هم ثروت وهم علم مسلمانان رو به افول بود. انگلیسیها و فرانسوی ها کم کم شروع به رواج این باور کردند که جایی که ان ها استعمار کرده اند رو به انحطاط بوده است. این باعث میشدکه هم مسلمانان نا امید شوند و هم اروپایی ها  تصور کنند که هر پیشرفتی که کردنند  از خودشان بوده. همین باعث شده که مردم مسلمان هنوز خوب از تاریخ خود خبر ندارند چون تاریخ ان ها در زمان استعمار عمدا محو شد و متاسفانه وقتی الان هم آن را کشف می کنند تکه های کوچکی از آن را کشف می کنند. با این که پیشرفت ها در چهار قرن اخیر در غرب است اما نمی توان گفت کل پیشرفت ها از تمدن اسلامی وقت روی گردانده است. هنوز جوامع اسلامی فرصت دارند با شناخت تاریخ علم خود و تکیه بر پیشرفتهای امروزی دوباره از نظر علمی حرفی برای گفتن داشته باشند.

تاریخ ارسال: 1396/2/2
تعداد بازدید: 1208
ارسال نظر