شهر نجف

تاريخ شهر مقدس: در هر دورانی که انسان از آن می گذرد به نظر می رسد که تاریخ ایستگاهی و تمدن قصه ای دارد. و شهری که می خواهیم امروز داستانش را بگوییم پر از سربلندی وسرافرازی و درخشانی و شکوفایی و درد و شکست و پایداری است.و در نزدیکترین اماکن به مرکز های تمدن پربار تاریخ , شهر نجف اشرف پایه گرفت و استوار شد . بابل حمورابی صاحب قوانین و شریعت معروف که به نامش گره خورد، چندان از این شهر دور نیست و در کناره آن سرزمین عربی حیره که قبله شاعران عرب در قبل از اسلام بوده, قرار دارد.و در حقیقت نجف در عصر جاهلیت غیر از امتدادی از باغ ها و باغچه های حیره نبوده و به " خد العذراء"( گونه باکره) نام گرفته بود و این نامگذاری به فراوانی شقایق های سرخ که در آن مروییده و زیبایی طبیعت و آب و هوای آن که استراحتگاهی برای پادشاهان فارس و عرب در قبل از اسلام و در زمان خلفای بنی عباس در بعد از اسلام شده بود, باز می گردد. پادشاهان مناذره کاخ های خویش را بلند می ساختند تا بر نجف و باغ ها و رودخانه های بعد از آن دید داشته باشند و از مشهورترین آن کاخ ها قصر خورنق یا نعمان بن منذر می باشد که یکی از معروفترین پادشاهان حیره در عصر جاهلیت است که نابغه الذبیانی و حسان بن ثابت و حاتم الطایی و بسیاری دیگر او را ستایش نموده اند. گفته می شود که وی بسیار دوستار زیبایی طبیعت بوده و روزی به نجف که در آن وقت به پشت کوفه شناخته می شد رفته بود و از شکوفه ها و به ویژه شکوفه های شقایق که زمین نجف را زینت داده بودند خوشش آمد و گفت: هر کسی یکی از این شکوفه را بکند, فرمان جدا کردن دستش را خواهم داد و از آن پس به شقایق نعمان شناخته شد. بعد از اسلام کوفه به عنوان یکی از مراکز تمدن و فرهنگ اسلامی بزرگ، به ویژه بعد از آنکه امیر مؤمنان امام علی بن ابی طالب (علیه السلام) آن را پایتخت خلافت قرار داد،آشکار شد. الدلیمی در " ارشاد القلوب" ذکر می کند که: "امام به پشت کوفه یعنی نجف نگاه کرد و گفت: چه زیبا است چشم اندازت و چه خوب است آب و هوایت, خداوندا قبر مرا در آن قرار بده". و خداوند متعال خواسته امام را برآورده نمود و آرامگاهش را در آن جای داد, و این رویداد تأثیر بزرگی در نشأت گرفتن شهر و توسعه یافتن و روی آوردن اقشار مختلف مردم به آن را به دنبال داشت. و چرخ زمان چند قرن می گردد تا اینکه در قرن پنجم هجری یا یازدهم میلادی عالم گرانقدر و فقیه بزرگ، شیخ طوسی بعد از نزاع و درگیری های طائفی و فرقه ای که توسط سلجوقیان در بغداد به راه انداخته شده بود و در آن کتابخانه و مؤلفات وی به آتش کشیده شد، به نجف مهاجرت نمود.او در نجف نوشتن کتابهای خویش را دوباره از سر گرفت و دانشگاهی اسلامی بزرگی را که ثمره های آن تا بیش از هزار سال ادامه یافته و به کوری چشم ناسپاسان و بدخواهان ادامه خواهد یافت، را پایه گذاری نمود. نجف چون شهر و دانشگاه و منبر علمی بر دو پایه اساسی که هر دوی آنها روحانی می باشند تأسیس شد: اول: خاک این شهر پیکر پاک دروازه علم رسول، علی بن ابی طالب (علیه السلام) را در بر گرفته و مردمان از کشورهای مختلف به سوی وی می شتابند تا از معنی ها و ارزش های ماندگار در روش امام متقیان، الهام بگیرند. آرامگاه امام یک مکان مادی نیست بلکه یک نماد معنوی است که اقامت کنندگان در نزدیک وی و قاصدان او، ارزش های اصیل اسلام را که امام به بهترین شکل، صورت داده است را یاد آوری می کنند. همچنین هر روز زهد و عدالت و دلاوری ها و ایمان و فداکاری ها و وارستگی و پرهیزکاری ها و بسیاری دیگر از مفاهیم که اهمیت و نشانه های آنها پایان نمی یابند را به خاطر می آورند. دوم: پایه برپایی شهر نجف اشرف و مشهور شدن آن در طول دوران ها ، همانا علمو دانش است و بر اساس آن بسیاری از تمدن ها شکل گرفتند و بسیاری از ملت ها پیشرفت کردند. هر دوی این دو پایه، جنبه ی روحی و معنوی دارند و سنگ بنیاد سفت و محکمی که تمدن های حق بر روی آنها شکل گرفته و ادامه یافته اند را تشکیل داده اند و فیلسوفان تمدن ثابت کرده اند که هر ملتی پشت خود را به ارزش های روحی کرده باشد دیر یا زود دچار انحطاط ونابودی خواهد شد. نجف به دليل همسايگي با شهر باستاني حيره، در سرزمين صاحب تمدن و فرهنگ قرار گرفته است. حيره از هزاره اول قبل از ميلاد مركز تمدن لخمي ها و آل منذر بود و سابقه درخشاني در عرصه فرهنگ و تمدن داشت. نجف نيز از قِبَل اين هم جواري از نعمت فرهنگ و تمدن و آباداني برخوردار شده است. عرب هاي ساكن اين شهر در آن زمان به مذهب مسيحيت گرايش داشتند و كليساهاي زيادي از جمله دير «مارت مريم» را بنا نهادند كه تا عصر اسلام هم چنان باقي بود.1 بر اساس رواياتي، سابقه تاريخي نجف به دوران طوفان نوح برمي گردد كه عده اي آن را جاي به گل نشستن كشتي نوح و محل جدا شدن فرزندان او مي دانند و نام هاي طور وجودي را براي آن برگزيده اند.2 در عصر اسلامي، نام نجف تنها به سبب فتح و گشايش ايران و عراق در متون تاريخي ديده مي شود3 و تا زمان عباسي نام چنداني از آن به چشم نمي خورد. از دوران هارون الرشيد، به سبب آشكار شدن مرقد امام علي(عليه السلام)، اين شهر بسياري را به سكونت پيرامون خود راغب كرد.4 علويان طبرستان از جمله محمد بن زيد علوي ضمن ساختن بقعه و بنايي بر مرقد امام علي(عليه السلام) ديواري نيز پيرامون شهر كشيدند تا امنيت در آن جا برقرار شود.5 نجف در عصر آل بويه رونق و شكوه فراواني يافت. پادشاهان شيعي ديلمي در تعمير و بازسازي مرقد و خدمات عمراني در اين شهر تلاش زيادي كردند. ابوالهيجاء عبداللّه بن حمدان، حاكم شيعي موصل، در 283 ق ديوار پيرامون شهر را بازسازي كرد و درهايي براي آن قرار داد.6 شيخ طوسي در ابتداي قرن پنجم هجري، به نجف مهاجرت كرد و با تشكيل مجلس درس خود، آن شهر را به يكي از مركزهاي علمي و فرهنگي شيعي تبديل كرد. اگرچه يك سده بعد مركزيت علمي آن به حلّه واگذار شد؛ اما اين شهر در پايان قرن هفتم و ابتداي قرن هشتم هجري، يعني دوران حكومت جلايريان وايلخانان مغول، دوباره از نظر وسعت و عمراني و شكوفايي فرهنگي به اوج اعتلاي خود رسيد و ثروت فراواني كه اين حكومت ها براي توسعه و بازسازي شهر و حرم مطهر اختصاص دادند در ساخت و تجهيز مدرسه ها، خانقاه ها، حفر كانال ها، نهرها، و چاه ها به كار گرفته شد.7 امير فيروز و امير احمد اول، از اميران هند در پايان قرن هشتم، موقوفه هايي را از دكن براي اداره حرم و بازسازي شهر اختصاص دادند. سلطان اويس جلايري ضمن آباد كردن شهر، ديوار جديدي پيرامون آن برافراشت8 و عطاملك جويني، صاحب ديوان ايلخانان، در 676 ق با حفر كانال هايي آب را به نجف برد.9 در عصر صفوي، شاه اسماعيل و شاه طهماسب، براي حل مشكل آب شهر نجف، كه باعث از رونق افتادن آن شده بود، نهرهايي حفر كردند و آب فرات را به شهر منتقل ساختند. نهرشاه، كه توسط اسماعيل حفر شد، از يادگارهاي آن دوران است. سلطان سليمان قانوني، از پادشاهان سني عثماني، در آباداني نجف تلاش فراواني كرد. او و پادشاهان شيعي صفوي در يك رقابت گسترده به نجف رونق زيادي بخشيدند. شاه عباس كوشيد تا نجف مركزيت علمي خود را بازيابد و حوزه علميه آن رونق گيرد. او حتي در مذاكره هاي خود با عثماني ها مي خواست نجف را به ايران ملحق كند ولي وزير عثماني در پاسخ او گفت: «سنگ هاي نجف در نظرش با هزار انسان برابر است».10 اين مركزيت با ورود ملااحمد اردبيلي، معروف به مقدس اردبيلي، و برپا شدن حوزه درس او رونق بيشتري يافت. چندي بعد، در قرن دوازدهم هجري، با انتقال درس مرحوم بهبهاني به كربلا، حوزه نجف از رونق افتاد ولي در قرن سيزدهم هجري، به سبب وجود فقيهان و بزرگاني چون مرحوم كاشف الغطاء، بحر العلوم و شيخ مرتضي انصاري اهميت علمي گذشته را بازيافت و حوزه علميه آن رونقي بسزا گرفت. براي پيشگيري از حملات وهابيان در عصر قاجار، نظام الدوله اصفهاني، وزير فتحعلي شاه، از 1217 تا 1257 ق ديواري محكم پيرامون شهر ساخت. در 1350 ق اين ديوار برداشته شد11 و به جاي آن مدرسه و بيمارستان احداث گرديد و مردم نيز خانه هايي در جوار آن ساختند. در دوران انقلاب مشروطه ايران، مجتهدهاي مقيم نجف از جمله آخوند ملا محمد كاظم خراساني و آيت الله ناييني، رهبري فكري و مذهبي مشروطه را در دست گرفته به هدايت و حمايت از آن پرداختند. حوزه علميه نجف از آن هنگام تا عصر حاضر به رغم فرازها و فرودها، هم چنان، به عنوان يكي از مراكز علمي جهان تشيع مطرح و منشأ اثر است. پي نوشت ها 1. آل محبوبه، همان، 1/16. 2. ابن رسته، الاعلاق النفيسه، 108. 3. طبري، تاريخ الطبري، 3/360؛ يعقوبي، تاريخ اليعقوبي، 2/144. 4. مصاحب، دايرة المعارف فارسي، 2/3011. 5. ابن اسفنديار، تاريخ طبرستان و رويان مازندران، 1/95. 6. مصاحب، همان جا. 7. سعيد بابايي، سيماي نجف اشرف، 32 ـ 35. 8. آل محبوبه، ماضي النجف و حاضرها، 1/22. 9. جعفر الخليلي، موسوعة العتبات المقدسة، 6/148 به نقل از فرحة الغري، 119. 10. آل محبوبه، همان، 1/28 ـ 29. 11. حسين الجلالي، مزارات اهل البيت ( عليهم السلام )، 48. و تا وقتی که رسالت نجف اشرف و سخن از آن چون مرکزی دینی و علمی و سیاسی و نه در چهارچوب جغرافیائی، باقی است می تواند به نوآفرینی تمدن و فرهنگ های حقیقت و عدالت، بپردازد.

تاریخ ارسال: 1390/10/21
تعداد بازدید: 5246
ارسال نظر