چگونه در تحلیل تاریخ به اشتباه نیافتیم؟

سلام به شما دوستان عزیز

نظر شما در مورد اینکه چکار کنیم که در تاریخ مسیر را به اشتباه نرویم چیست؟

اینکه بعضی می گویند؛ این مطالب مستند نیستند....

اینکه بعضی می گویند نمی شود به تاریخ استناد کرد....

آیا تاریخ می تواند به عنوان یک منبع علمی همچون منابع علمی دیگر برای ما مفید و قابل استناد باشد؟

اینکه بعضی ها برای اینکه اعمال خودشان یا دیگران را توجیه کنند می گویند ببینید در تاریخ هم اتفاق افتاده....

آیا به نظر شما درست است فلان شخصیت حال حاضر را با فلان شخصیت در تاریخ مقایسه و شاهدی برای فلان عملکرد قرار بدهیم؟

آیا اساسا تاریخ نیز به مانند سایر علوم می بایست تکرار پذیر بوده باشد؟

آیا تاریخ قابل دسته بندی و بسته بندی های انسانی می شود؟

شما چگونه تاریخی را دوست دارید؟

آیا اساسا می بایست ما تاریخ را دوست داشته باشیم؟

آیا همینکه یک کتاب تاریخی را بخوانید و از آن لذت ببرید برای شما کافیست؟

آیا دوست دارید بعد از مطالعه تاریخ کمی به فکر فرو بروید؟

آیا اساسا دوست دارید هر چه که مطالعه می کنید عین حقیقت باشد؟

اگر مثل من و دانشجویان من دوست داشتید فکر کنید پس متمایل به همان جنس از تاریخی شده اید که نه تنها شما را به گذشته نخواهد برد بلکه شما از حال و اکنونتان نیز عبور داده و وارد حقایق و اتفاقاتی خواهد کرد که قرار است در آینده برای شما رخ بدهد......وای چه جالبه ..مگر نه...

اما چگونه می شود تاریخ را وارد عرصه علم و دانش کرد و به مانند سایر علوم تجربی و فیزیکی از آن یک فرمول و قاعده بیرون آورد و مجهولات زندگی و سیاست جامعه حزب و هر آنچه که در اطراف ما داره اتفاق می افتد را داخل اون ریخت و به پاسخ صحیح دست یافت....

ممکنه برخی بگویند خوب با خواندن کتاب ها تاریخی و مطالعاتی آن هم در طیف وسیع ، می تونیم به این مهم دست پیدا کنیم و در تمام حوزه ها صاحب ایده بشویم مطالعه زیاد در این امر میتونه به ما کمک کنه.....

بله و خیر.....

بله به این جهت که بله برای اینکه شما ابزار کار داشته باشی مطالعه فراوان به شما کمک خواهد کرد ولی ابزار کار بدون داشتن فکر و قوه تعقل و خرد ....تولید علم نخواهند کرد.....وقتی که شما با توان فکری و تحلیل از ابزارها و داشته های موجود بهره بردید اون وقت است که خواهید توانست تولید داشته باشید و معادلات چند مجهولی را حل و پاسخگو باشید....لذا ابزار بسیار مهم هستند اما همه ی اون چیزی نیستند که ما را به مقصود و دریافت علمی برسانند....پس تا اینجا متوجه شدیم برای شروع کار نیاز به دامنه مطالعاتی فراوان در تمام حوزه ها نه فقط تاریخ بلکه سایر علوم طبیعی و غیر طبیعی و انسانی و غیر انسانی هستیم...لذا یک جامعه شناس تاریخ دان خیلی بهتر از یک تاریخ دان صرف می تولاند تاریخ را بفهمد و تحلیل کند و به معادلات آن پی برده و به  قاعد و فرمولی صحیح تر برای زندگی موفق و سعادتمند دست یازد و یا یک جغرافی دان یک فیلسوف یک شیمیست یک فیزیکالیست یک منجم و اختر شناس....چرا؟

چون تاریخ صرف، تاریخ لخت و خالی وجود ندارد که من نوعی بخواهم آن را درک کنم....تاریخ را چه کسانی نوشتند...همین انسان ها ....انسان هایی با مجموعه ای از آلام و درد ها و انگیزه ها و معیارها و عقاید و سبک و سیاق ها و دین ها و مذهب ها و هوس و تهدیدها و سکه ها و دینارها و سلاطین و پادشاهان و اقا بالا سرهایی که پول می دادند و براشون تاریخ نوشته می شد و برخی حرفه و کارشان پول گرفتند بود تا بنویسند.....

بگذارید تا یک مثالی بزنیم.........شما به همراه برادرتون در داخل خیابان یک واقعه تصادف را مشاهده می کنید؛ به عنوان نمونه برخورد یک موتوری با یک ماشین.....

سؤال

آیا بعد از اینکه این واقعه را از نزدیک هر دوی شما یکسان مشاهده کردید، برای تعریف آن به یک شکل و گونه آن را تعریف خواهید کرد؟

حتما می فرمایید خیر...چرا؟

چون هر کدام از شما با یک نگاه و زاویه ای به آن واقعه نگاه کردید که فقط مختص شما بوده است.... مثلا شمایی که ماشین سوار هستید خواه ناخواه حق را به ماشین سوار در تصادف خواهید داد و خواهید گفت حتما مقصر موتورسوار بوده که خیلی تند و سر به هوا حرکت می کرده.....اما برادر شما که موتور سوار است خواهد گفت این ماشینی ها فکر می کنند جاده فقط مختص به اوناس...حتما تقیصر کار اون ماشینی بوده.....این یعنی همون بخش جداناشدنی ما ادم ها که همراه ما هست....علائق و نفسانیات انسانی وقتی این مقدار قدرتمند باشند در نوع نگاه آدمی پس به طور حتم باورها و عقاید آدمی می توانند بسیار نیرومندتر از سایر بخش ها در وجود آدمی باشند...لذا برخی نگویییم ....بهتر است بگوییم اکثر مورخان نیز از این قاعده مستثنی نبوده و در نقل بسیاری از وقایع و رخدادهای تاریخی ، ناخالصی های فراوانی از انواع و اجناس متفاوت داخل در آن واقعه و حادثه ی تاریخی نموده اند... 

ممکن است شما اندک زمانی بعد از آن واقعه ، دچار تغییر در تیپ شخصیتی شده باشی .. و یا اینکه ماشین را فروختی و صاحب موتور شدی در عرض چند دقیقه ، شاید بواسطه تملک جدید و حب و علاقه ای که بین شما و آن موتور ایجاد شد، تماما نظر شما در مورد این دو وسیله نقلیه چرخش کاملا معکوسی داشته باشد چرا چون که الان من صاحب موتوری شدم که به آن علاقه پیدا کرده ام....

سؤال

یک روز دو روز ده روز یک ماه دو ماه یک سال دو سال....بعد

دوباره به شما می گویند آن واقعه ای که در فلان زمان و مکان از تاریخ مشاهده کرده ای تعریف کن...آیا شما عینا به مانند همان روز اول آن واقعه و رخداد را تعریف می کنی؟

حتما می گویی خیر....

شاید خیلی عامیانه بگویی من دیروز یادم نیست چی خورده ام....

حال اگر واقعه خیلی مهم بوده باشد و در گوشه ذهن شما ذخیره هم شده باشد خیلی از زوایای آن از یاد شما رفته یا سینه به سینه تا به اکنون رسیده باشد و تغییرات بسیار زیادی در آن ایجاد شده خواهد بود و خیلی از مسائل ریز و درشت که در نحوه بیان الان شما تأثیرگذار خواهد بود....چنانچه اگر اصل آن واقعه را در نظر بگیریم تفاوت ماهوی بین اصل آن واقعه و آن چه الان نقل می شود وجود خواهد داشت...

از این رو یکی از راهکارهای مهم و اساسی در علمی کردن تاریخ استناد به تواریخی هستند که به اصل واقعه نزدیکتر می باشند لذا اگر به طور مثال قرارباشد در مورد تاریخ عاشورا به منبع اصیل تر و صحیح تر مراجعه کنیم به کتاب مقتل ابی مخنف که نزدیکترین کتاب به آن واقعه می باشد می بایست مراجعه کنیم که البته اصل آن موجود نبوده و اگر باز قرار باشد از آن برداشتی داشته باشیم از نقلیاتی که جناب طبری از ایشان داشته استفاده خواهیم برد؛ نگاه کنید؛ برای اینکه شما به یک منبع دست اول دست پیدا کنید باز می بایست به منابع بعدی رجوع کنید که مورخینی دیگر باز با نوع نگاه خودشان آن کتاب مقتل را مطالعه کرده اند و دوباره به گونه ای دیگر شاید نوشته اند... الان برای اینکه شما به اصل آن دست پیدا کنی مجبور هستی تاریخی دیگر با نوع نوشتار و دیدگاهی متفاوت از اولین نقل را برداشت کنید....

از این رو با این مراجعات به کتب قدیمی و متأخر، مشکل ما در علمی کردن تاریخ حل نخواهد شد...بگذارید نمونه ای دیگر بیاورم تا متوجه بشوید عمق مشکل همچنان ادامه خواهد داشت هرچند این خود، یعنی به منابع اصیل و نزدیک به واقعه مراجعه کردن بسیاری از مشکلات پیش رو در این زمینه را حل خواهد کرد اما همه ی آن را خیر...... چرا زیاد دور برویم از همین تاریخ معاصر خودمان می گوییم...من خودم (استاد درس امامت دانشگاه خوارزمی) از یکی از کسانی که خودش از اساتید و مورخین و پژوهشگران برجسته تاریخ اسلام است و در وقایع مربوط به انقلاب اسلامی ایرانیان حضور داشته و از نزدیک خیلی از رخدادها و وقایع  را در فلان بستر زمانی و مکانی مشاهده کرده بوده است شنیده ام که ایشان ایراد می گرفت که چرا در فلان کتاب و مقاله ....به اشتباه مکان و زمان و محتوای فلان واقعه از تاریخ به گونه ای دیگر نقل شده است..........  

ادامه دارد....

چگونه در تحلیل تاریخ به اشتباه نیافتیم؟

تاریخ ارسال: 1396/9/1
تاریخ بروزرسانی: 1396/9/1
تعداد بازدید: 425

اشتراک گذاري اين صفحه telegram google+ facebook linkedin twitter

ارسال نظر