ایام فاطمیه

فاطمه بانوی بزرگ اسلام (ویژه ایام فاطمیه)

ولادت حضرت فاطمه
دوران آبستني سپري شد و هنگام ولادت زهرا فرا رسيد . خديجه در پيچ و تاب درد واقع شد . کسي را نزد زنان قريش و دوستان سابقش فرستاد و پيغام داد : کينه هاي ديرينه را فراموش کنيد و در اين موقع خطرناک به فريادم برسيد و در امر زايمان ياريم کنيد . طولي نکشيد که فرستاده خديجه با چشم گريان برگشت و گفت : درب خانه هر کسي را کوفتم ، را هم نداد و خواهش شما را نپذيرفت . همه در پاسخ گفتند : به خديجه بگو : نصيحت ما را نپذيرفتي و بر خلاف صلاحديد ما با يتيم تهيدستي ازدواج کردي . از اين روي حاضر نيستيم به خانه ات بياييم و ياريت کنيم . وقتي خديجه پيام و زخم زبان زنان کينه توز را شنيد و از ياري آنان مأيوس شد ، اندوهگين گشت . از جهان ماده و مردم کيتنه توز چشم پوشيد و به سوي خداي جهان و عالم ديگر متوجه شد . فرشتگان خدا و حوريان بهشتي و زنان آسماني در آن موقع حساس به ياريش شتافتند و از کمکهاي غيبي پروردگار جهان برخوردار شد و فاطمه عزيز يعني اختر فروزان آسمان نبوت پا به عرصه گيتي نهاد ، و با نور تابناک ولايت ، شرق و غرب جهان را روشن ساخت.

تاریخ تولد
در تاريخ تولد فاطمه ( س) در بين علماي اسلام اختلاف است . ليکن در بين علماي اماميه مشهور است که آن حضرت در روز جمعه بيستم جمادي الثاني سال پنجم بعثت تولد يافته است . (فاطمه (س) به سوی مدینه رسول خدا در سال سيزدهم بعثت – از ترس جان – ناچار شد مکه را ترک کند و به جانب مدينه ، هجرت نمايد . هنگام حرکت ، با علي و فاطمه ( س) وداع نموده به علي فرموده : امانتهاي مردم را رد کن سپس فاطمه دختر مرا و فاطمه مادر خودت را و فاطمه دختر عمويم حمزه را عده ديگري بردار و به سوي مدينه بشتاب که من در انتظار شما هستم . اين ررا فرمود و به جانب مدينه حرکت نمود . علي بن ابي طالب ( ع) به دستور پيغمبر اکرم عمل نمود ، سپس فاطمه ( س) را با چندين تن ديگر ازز زنها سوار کرد و رهسپار مدينه شد . در بين راه « ابو واقد » که مامور راندن شترها بود ، آنها را با سرعت مي برد . علي بن ابي طالب ( ع) فرمود : با زنها مدارا کن و شترها را آهسته تر بران زيرا زنان ناتوانند و تاب تحمل سختي را ندارند. ابو واقد عرض کرد مي ترسم دشمنان در تعقيب ما باشند و به ما برسند . علي ( ع) پاسخ داد : پيغمبر ( ص) به من فرمود : از طرف دشمنان به شما آزاري نخواهد رسيد . وقتي به نزديکي « ضجان » رسيدند ، هشت سوار از عقب ايشان رسيدند . علي بن ابي طالب زنان را در پناهگاهي پياده نمود و با شمشير بر دشمنان حمله کرد و پراکنده شان ساخت . آنگاه بانوان را سوار کرد و رهسپار مدينه شد . پيغمبر ( ص) وقتي به قبا رسيد دوازده روز توقف نمود تا علي به اتفاق فاطمه و سايرين به آن حضرت پيوستند . رسول خدا در مکه و به روايتي در مدينه ، « سوده » را به عقد خويش درآورد و فاطمه ( س) را به خانه او برد . سپس « ام سلمه » را عقد کرد و فاطمه را بدو سپرد تا از وي نگهداري و سرپرستي کند . ام سلمه مي گويد : پيغمبر اکرم ( ص) فاطمه را به من سپرد تا در تربيتش کوشش کنم . من هم از تربيت و راهنمايي او دريغ نداشتم ولي به خدا سوگند او از من با ادب تر و داناتر بود . (درسی به مسلمین) عروسي علي و فاطمه (ع) يکي ازحساس ترين و مهمترين نمونه هاي ازدواج اسلامي بود. زيرا پدر دختر، بزرگترين شخصيت جزيره العرب بلکه جهان اسلام و پيغمبر برگزيده خدا بود . دختر بهترين و عاقل ترين و با تربيت ترين و با کمال ترين زنان اسلام و يکي از چهار زن بشريت به شمار مي آمد و داماد هم از حيث اصل ونسب از شريف زادگان عرب بود. از جهت علم و کما ل وشجاعت برتما م رجال اسلام برتري داشت. جانشين رسمي و وزير ومشاور رسول خدا بود. مرد دلاور اسلام و سپهسالان سپاه مسلمين بود. چنين ازدواجي بايد حتي القوه با شوکت و تشريفات خاصي برگزار شود. اما چنانکه ملاحظه فرموديد . باکمال سادگي انجام گرفت. جهاز بانوي نمونه اسلام بدين سادگي که ملا حظه با کمال فرموديد تهيه شد. جالبترين اينکه همين جهاز مختصر هم با مهريه خود حضرت زهرا تهيه شد . نه اينکه مهريه را سرجاي خود بگذارند و پدر دختر با هزاران گرفتاري و درد سر جهازي براي دخترش تهيه کند. پيغبر مي توانست ، هر طور شده ولو به قرض کردن هم باشد جهاز آبرومندي ، مطابق معمول روز ، براي يگانه دختر عزيزش تهيه کند و بگويد: من پيغمبر خدا هستم ، و بايد مراعات شئون خودم را بکنم . دخترم نيز از بهترين زنان جهان است و بايد احترام و آبروي او را مراعات نمايم و اسباب خوشحالي او را فراهم سازم. دامادم نيز از رجال نامي اسلام است و خدمات و مجاهداتش برکسي پوشيده نيست. براي احترام و قدر داني از زحمات او بايد و سائل آبرومندي برايش تهيه کنم و... اما پيغمبر اکرم (ص) ضرور و مفاسد مسابقه در ازديار جهاز و مهر را مي دانست. و خبر داشت که اگر مسلمين بدين بليه گرفتار شوند، فقر عمومي و ورشکستگي اقتصادي، کثرت طلاق و خودداري جوانان از تشکيل خانواده ، ازديار روز افزون جوانان بي زن و دختران بي شوهر، کثرت جرائم و جنايات و بروز انواع فحشاء و ازديار امراض عصبي را به دنبال خواهد داشت . از اينجهت در آن ازدواج نمونه ، که متصديان امرش شخص اول و دوم اسلام بودند کمال سادگي بعمل آمد تا براي ملت مسلمانان و زمانداران مسلمين درس عملي آموزنده اي باشد. علي (ع) نيز از آن جوانان کوتاه فکري نبود که براي تهيه مال و ثروت و به منظور جهاز مفصل ازدواج کند و اگر جهاز عروسي نقصان داشت و هر روز اسباب ناراحتي همسر بيگناهش را فراهم سازد و با سرزنشها و ايرادها ي بيجا، بنيان زناشويي را متزلزل سازد و کاشانه گرم با صفاي زناششويي را با بهانه هاي بچه گانه و بيجا، سرد و بي صفا کند وخانه انس و محبت را بزندان اختياري تبديل سازد . علي (ع) امام و پيشوا ي آينده ملت بود و بخواست با اينگونه افکار غلط مبارزه کند. مال و ثروت دنيا در نظرش ارزش نداشت.

علم و دانش فاطمه
عمار مي گويد:‌روزي علي بن ابي طالب (ع) وارد منزل شد، فاطمه (ع)فرمود:‌ياعلي!بيا نزديك تا از حوادث گذشته و آينده برايت سخن بگويم، امير المومنين (ع) كه از سخن فاطمه در شگفتي بود خدمت پيامبر شرفياب شد و سلام كرد و نزديك آن جناب نشست . پيغمبر اكرم (ص) يا علي ! آغاز به سخن مي كني يا من بگويم؟ حضرت علي عرض كرد:‌دوست دارم از سخنان شما استفاده كنم. پيامبر فرمود: گويا فاطمه به شما اينچنين و آنچنان گفت و به همين جهت نزد من آمدي. حضرت علي عليه السلام عرض كرد: يا رسول الله مگر نور فاطمه هم از سنخ نور ما است؟ فرمود: مگر نمي دانستي ؟ امير المومنين از شنيدن اين سخن به سجده شكر افتاد وخداي را سپاس گفت . سپس به نزد فاطمه مراجعت كرد حضرت فاطمه گفت : يا علي ! گويا نزد پدرم رفتي و اين چنين و آن چنان به تو فرمود ؟ فرمود: آري اي دختر پيامبر! فاطمه گفت : يا ابا الحسن ! خدا نور مرا آفريد و خداي را تسبيح مي گفت . آنگاه او را در يكي از درختان بهشتي به وديعه نها د. آنگاه كه پدرم داخل بهشت شد از جانب خدا ماموريت يافت كه از ميوه هاي آن درخت تناول كند ، پدرم از ميوه آن درخت تناول كند پدرم از ميوه آن درخت خورد و بدين وسيله نور من به صلب او منتقل گشت . و از صلب پدر به رحم مادر وارد شدم . يا علي ! من از آن نور هستم و حوادث گذشته و آينده را بوسيله آن نور مي يابم . يا ابا الحسن ! مومن بوسيله نور خدا مي بيند . امام حسن عسكري عليه السلام فرمود: زني خدمت حضرت فاطمه عليها السلام شرفياب شد و گفت : مادر ناتواني دارم كه در امر نماز به مساله مشكلي برخورد كرده و مرا خدمت شما فرستاده كه سوال كنم و مساله را مطرح نمود . حضرت فاطمه جواب آن مساله را داد آن زن براي دومين بار مساله ديگري را پرسيد و حضرت فاطمه جوابش را داد . بعد از آن مساله سوم را پرسيد و همچنين تا ده مساله شد . حضرت زهرا همه را جواب داد . سپس آن زن از كثرت سوال خجالت كشيد و عرض كرد : اي دختر رسول خدا1 ديگر مزاحم نمي شوم خسته شديد فاطمه فرمود: خجالت نكش هر سوالي داري بفرما تا جواب بدهم من از سوالات تو خسته نمي شوم بلكه با كمال ميل جواب مي دهم اگر كسي اجير شود كه بار سنگيني را بر بام حمل كند و در وجه آن مبلغ صد هزار دينار اجرت بگيرد . آيا از حمل بار خسته مي شود ؟ زن پاسخ داد : نه ، خسته نمي شود زيرا در برابر آن مزد زيادي دريافت مي كند . حضرت فاطمه فرمود: خدا در برابر جواب هر مساله آن قدر به من ثواب مي دهد كه بيشتر است از اينكه بين زمين و آسمان پر از مروايد باشد . با اين وجود آيا از جواب دادن خسته مي شود ؟ از پدرم شنيدم كه مي فرمود: علماء شيعه من در قيامت محشور مي شوند و خدا به مقدار علوم آنها و مراتب جديت و كوششان در راه ارشاد و هدايت مردم به آنان خلعت و ثواب علما مي كند . حتي به يكي از آنها تعداد يك ميليون حله از نور عطا مي كند . سپس منادي حق تعالي ندا مي كند ! اي كسانيكه ايتام آل محمد را تكفل نموديد در آن هنگام كه از امامانشان منقطع بودند . اينان شاگردان شما و ايتامي هستند كه تحت تكفل علوم شما به دينداري خويش ادامه دادند و ارشاد و هدايت شدند . به مقداري كه در دنيا از علوم شما استفاده كردند به آنان خلعت بدهيد . در اين هنگام علما امت من به پيروانشان خلعت مي دهند . حتي به بعضي آنها صد هزار خلعت خواهند داد. سپس آن ايتام نيزبه شاگردان خوش خلعت ها مي دهند بعد از اينكه خلعت ها در بين مردم تقسيم شد از جانب خدا دستور مي رسد كه خلعت ها ي علما را كه تقسيم كرده اند تكميل كنيد تا بمقدار سابق شود سپس دستور مي دهد كه دو چندانش كنيد و هم چنين به پيروانش . آنگاه حضرت فاطمه عليها السلام فرمود اي بنده خدا يك نخ از اين خلعت ها هزار هزار مرتبه بهتر است از آنچه خوشيد بر آن مي تابد زيرا اموردنيوي با كدورت و گرفتاري آلوده است اما نعمت هاي اخروي نقص و عيب ندارد . امام حسن عسكري عليه السلام فرمود: دو نفر زن كه يكي مومن و ديگري معاند بود در يك مطلب ديني با هم تنازع داشتند براي حل اختلاف خدمت حضرت فاطمه عليها السلام مشرف شدند و جريان را تعريف كردند چون حق با زن مومن بود حضرت فاطمه گفتارش را با دليل وبرهان تاييد كرد بدين وسيله بر زن معاند پيروز گشت و از اين پيروزي شادمان شد حضرت فاطمه به زن مومن گفت : فرشتگان خدا بيشتر از تو شادمان گشتند و غم و اندوه شيطان و پيروانش نيز بيشتر از غم و اندوه زن معاند مي باشد . آنگاه امام حسن عليه السلام فرمود: و بدين جهت خدا به فرشتگانش فرمود: در عوض خدمتي كه فاطمه به اين زن مومن كرد بهشت و نعمت هاي بهشتي اش را زار هزار برابر آنچه قبلا مقرربود بداريد و همين روش و سنت را درباره هر دانشمند ي كه با علم و دانش خويش مومني را تقويت كند تا بر معاندي پيروز گردد معمول داريد و ثوابش را هزار هزار برابر مقرر داريد .
عقیده زهرا درباره زنان
علي بن ابي طالب عليه السلام مي فرمايد روزي با گروهي ازاصحاب خدمت رسول خدا بوديم پس آن حضرت به اصحابش فرمود: صلاح و مصلحت زن د رچيست ؟ هيچكس نتوانست جواب صحيحي بدهد . وقتي اصحاب متفرق شدند من به خانه رفتم و موضوع سئوال رسول اكرم را به فاطمه عليها السلام گفتم فرمود : من جوابش را مي دانم صلاح زن در اين است كه مردان بيگانه را نبيند مردان بيگانه هم او را نبينند . هنگامي كه خدمت رسول خدا رسيدم عرض كردم فاطمه عليها السلام در پاسخ سئوال شما چنين فرمود : پيغمبر از سخن او تعجب كرد و فرمود : فاطمه پاره تن من است . اين موضوع قابل ترديد نيست كه دين مقدس اسلام براي ترقي و پيشرفت و آزادي زن گام هاي بلندي برداشته است و به منظور تامين حقوق او قوانين و احكام استواري تشريع نموده است . در تحصيل دانش به او آزادي داده است اموال و كارهايش رامحترم دانسته است درمورد تشريع قوانين اجتماعي منافع و مصالح واقعي بانوان نيز كاملاً رعايت شده است . ليكن اين مطلب قابل بحث است كه آيا صلاح و مصلحت زن درمورد معاشرت و آميزش با مردها بيگانه چيست ؟ آيا صلاح زنان در اين است كه عيناً مانند مردها در مجامع و محافل عمومي شركت كنند و با بيگانگان خلطه و آميزش داشته باشند ؟ آيا اين مطلب به سود واقعي زنان است كه آرايش كردن و بي بند وبار در مجامع مردها شركت نمايند و خودشان را در منظر عموم قرار دهند آيا به صلاح زنان است كه خودشان را در معرض چشم چراني بيگانگان قرار دهند و براي آنان امكاناتي فراهم سازند كه بتوانند از تمتع و لذت بردن بصري كه يكي از تمتعات مهم است به طور رايگان منتفع و برخوردار گردند ؟ ايا به نفع بانوان است كه هيچ نوع حريمي براي خودشان قائل نباشند و با مردان بيگانه اختلاط و امتزاج كامل داشته باشند و آزادانه به همديگر نگاه كنند ؟ آيا به صلاح زن است كه با وضعي ا زخانه خارج شود كه چشم هاي نا پاك بيگانگان او را تعقيب كند ؟ يا اينكه صلاح جامعه بانوان در اينست كه پوشيده و ساده از خانه خارج شوند و زينت هايشان را براي مردان اجنبي ظاهر نسازند و نه خودشان به بيگانگان نظر كنند نه اجازه بدهند بيگانگان به آنان نگاه كنند ؟ ايا وضع اول به صلاح عمومي بانوان تمام مي شود و بهتر منافع آنان راتامين مي كند يا وضع دوم‌؟ آيا وضع اول بهتر اسباب اسايش روحي و ترقي و پيشرفت ملت را فراهم مي سازد يا وضع دوم ؟ پيغمبر اكرم (ص) اين مساله مهم و اساسي اجتماعي را در معرض افكار عمومي اصحابش قرارداده و عقيده آنان را خواستار شد ولي جواب هيچ يك از اصحاب مورد پسند واقع نشد . وقتي خبر به حضرت زهرا رسيد در پاسخ اين مشكل چنين اظهار عقيده كرد كه صلاح واقعي جامعه بانوان در اينست كه نه مردان بيگانه را ببينند نه بيگانگان به آنان نظر كنند زهرائي كه تربيت يافته دامن وحي و خانه ولايت بود بقدري جواب پرمغزي وارزنده اي به سئوال پيغمبر (ص ) داد و در پيرامون يكي از حساس ترين موضوعات اجتماعي اظهار عقيده نمود كه رسول اكرم تعجب كرد و فرمود: فاطمه پاره تن من است . اگر انسان احساسات خام را كنار بگذارد و بيطرفانه در اين مساله بينديشد و عواقب و نتائجش را بخوبي بررسي كند تصديق مي كند كه پيشنهاد حضرت زهرا بهترين سرمشق و دستور العمللي است كه مي تواند منافع بانوان را تامين كند و ارزش و مقام آنان را در اجتماع محفوظ بدارد زيرا بانوان اگر به طوري از خانه خارج شدند و و با بيگانگان معاشرت نمودند كه مردها توانستند انواع تمتعات را از آنان ببرند و در همه جا وسيله چشم چراني را برايشان فراهم ساختند جوانان ديرتر زيربار ازدواج و تاسيس زندگي خانوادگي خواهند رفت روز بروز برتعداد دختران و زنان بي شوهر افزوده خواهد شد و اين موضوع علاوه بر اينكه به ضرر اجتماع تمام مي شود و مخصوصاً پدران و مادران را در محذورات و مشكلات سختي قرار مي دهد ، مستقيماً به ضرر عمومي جامعه بانوان تمام خواهد شد زنان اگر زيبايي خودشان را در معرض ديد همگان قرار دادند و در بين بيگانگان دلربايي كردند و يك قافله دل همره خويش بردند چون مردها غالبا با محروميت مواجه مي شوند و دسترسي ووصال بدون قيد و شرط برايشان فراهم نمي شود بيماريهاي رواني وضعف اعصاب و خودكشي ها و نااميدي هاي زندگي در بين جوانان و مردان فراوان خواهد شد . نتيجه اين موضوع نيز به طور غير مستقيم عايد بانوان خواهد گشت در اثر همين چشم چراني هاي آزاد است كه بعضي از مردان،به انواع حيله ها و فريب ها متوسل مي شوند ودوشيزگان معصوم و ساده لوح را فريب مي دهند و سرمايه عفت و آبرويشان را بذ باد ميدهند و به وادي فساد و بدبختي رهسپارشان مي سازدند. زنان شوهر دار وقتي ديدند شوهرشان به ساير زنها نظر دارد ودر محافل و مجامع عمومي با آنان ارتباط دارد،غالبا حس غيرت آنان تحريك مي شود وسوء ظن وبدگماني بوجود مي آيد بناي ايراد و ناسازگاري را خواهند گذاشت و با جهت يا بي جهت كانون گرم خانوادگي را سرد و متزلزل خواهند ساخت و عاقبت يا منجر به جدايي و طلاق مي گردد يا با همان وضع ناگوار و تلخ در زندان خانه زندگي مي كنند و در انتظار پايان يافتن مدت زندان روز شماري مي كنند وزن و شوهر همانند دو پليس كه مراقبت يكديگر باشند از همديگر مراقبت مي نمايند . مرد اگر توانست به زنان بيگانه نگاه كند قهرا دربين آنان زناني خواهد ديد كه از همسر رسمي خودش زيباتر و جذاب تر است و بسا اوقات با زخم زبان و سرزنش اسباب ناراحتي همسرش را فراهم مي سازد و بوسيله ايرادها و بهانه هاي بيجا كانون با صفاي خانوادگي را به جهنم سوزاني تبديل خواهد ساخت . مردي كه بايد با فكر آزاد به كسب و كار و فعاليتهاي اقتصادي بپردازد اگر هنگام رفت و آمد و در محل كار با زنان نيمه عريان و آرايش كرده تصادف كند قهرا تحت تاثير عريزة جنسي قرار مي گيرد و دلش مسخر دلبران مي گردد چنين مردي نمي تواند با فكر ازاد به كسب و كار يا تحصيل و دانش مشغول باشد از فعاليت هاي اقتصادي نيز عقب مي ماند و در تحمل اين ضرر بانوان نيز شريكند . زن اگر پوشيده باشد بهتر مي تواند موقعيت و ارزش خودش را در دل مرد نگهدارد و منافع عمومي جامعه بانوان را حفظ كند و بنفع اجتماع قدم بردارد اسلام چون زن را يكي از اعضا مهم اجتماع مي داند و چگونگي سلوك ورفتار او را در جامعه موثر مي داند لذا اين وظيفه بزرگ را از او خواستار شده كه بوسيله پوشش خودش از عوامل انحراف و فساد جلوگيري كند وبراي ترقي و پيشرفت ملت و كمك به بهداشت عمومي فداكاري نمايد . از اين رهگذر است كه عقيده نمود كه صلاحشان در اينست طوري زندگي نمايند كه نه مردان بيگانه را ببينند نه چشم بيگانگان بدانها بيفتد.

فاطمه علیها السلام در آستانه ی مرگ
حضرت فاطمه عليهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش چند ماهي بيشتر زندگي نكرد در همان مدت كوتاه بقدري گريه كرد كه او را يكي از بكائين زياد گريه كنندگان شمردند هيچگاه خندان ديده نشد گريه هاي زهرا علل و عوامل متعددي داشت مهمترين چيزي كه روح حساس و غيور بانوي بزرگ اسلام متعددي داشت مهمترين چيزي كه روح حساس و غيور بانوي بزرگ اسلام را ناراحت مي ساخت اين بود كه مي ديد ملت جوان اسلام از مسير حقيقي و طريق مستقيم ديانت منحرف شده در راهي افتاده كه پراكندگي و بد بختي از نتايج حتمي آنست . حضرت زهرا چون پيشرفت هاي سريع اسلام را ديده بود انتظار داشت كه به همان منوال پيشرفت كند و در مدت كوتاهي كفر و بت پرستي را از بين ببرد و دستگاه ظلم و بيداد گري را برچيند . ولي با پيش آمد غير مترقب غصب خلافت كاخ اميدش يك مرتبه درهم فروريخت . روزي ام سلمه بر فاطمه عليها السلام وارد شد عرض كرد : اي دختر رسول خدا شب را چگونه صبح كردي ؟ فرمود با غم و اندوه گذراندم پدرم را از دست داده ام خلافت شوهرم غصب شده و بر خلافت دستور خدا و رسول امامت را از او گرفتند زيرا از علي عليه السلام كينه داشتند چون پدرانشان را درجنگ بدرو احد کشته بود . علي (ع) مي فرمايد : فاطمه (س)روزي پيراهن پدرش را از من خواست . وقتي پيراهن را به او دادم بوئيد و بوسيد و گريست تا بيحال شد . وقني چنين پيراهن را از او مخفي نمودم . روايت شده وقتي رسول خدا از دنيا رفت ، بلال مؤذن مخصوص آن حضرت ديگر اذان نگفت . روزي فاطمه پيغام فرستاد : آرزو دارم يک مرتبه ديگر بانگ مؤذن پدرم را بشنوم . بلال بر طبق دستور فاطمه شروع به اذان کرد . گفت : الله اکبر ، الله اکبر . فاطمه به ياد روزگار پدر افتاد ، نتوانست از گريه خود داري کند.

ایام فاطمیه
شیعیان پیرامون تاریخ درگذشت فاطمه دو روایت متفاوت شامل هفتاد و پنج روز بعد از درگذشت حضرت محمد و دیگری نود و پنج روز را مورد وثوق می‌دانند. از آنجا که درگذشت حضرت محمد در در بیست و هشتم صفر بوده‌است به روایت هفتاد و پنج روز، در مورخ سیزدهم تا پانزدهم جمادی الأوّل را «فاطمیه اول» می‌دانند. بنا به روایت نود و پنج روز، تاریخ درگذشت فاطمه را در سوم تا پنجم جمادی الثانی دانسته و آنرا «فاطمیه دوم» می‌نامند. در فرهنگ عامه، به دهه دوم جمادی الاول، از دهم تا بیستم آن ماه که بر اساس روایت ۷۵ روز درگذشت فاطمه در میان آن روزها واقع شده‌است، «دهه اول فاطمیه» و به دهه اول جمادی الثانی، از اول تا دهم جمادی الثانی که بنا به روایت ۹۵ روز،درگذشت فاطمه در میان این روزها اتفاق افتاده «دهه دوم فاطمیه» می‌گویند. در فرهنگ عامه شیعیان عراق به جای دو دهه سه دهه برگزار می‌شود, که «دهه اول فاطمیه» 40 روز بعد از درگذشت حضرت محمد می‌باشد, که مورخ هشتم ربیع الثانی است. البته این تقسیم بندی در شهرهایی مانند قم و تهران نیز وجود دارد.

علت اختلاف تاریخ 
در نوشته‌های عربی قدیم از نقطه استفاده نمی‌شده است و کلیه‌ی حروف دارای نقطه نبودند, به‌همین خاطر "هفتاد" و "نود" در زبان عربی مانند هم نوشته می‌شده است, که برای تاریخ نویسان دوره‌های بعد قابل تشخیص از هم نبوده است.

تاریخ ارسال: 1391/1/19
تاریخ بروزرسانی: 1391/1/19
تعداد بازدید: 4349

اشتراک گذاري اين صفحه telegram google+ facebook linkedin twitter

ارسال نظر